از فرار مغزها تا چرخش نخبگانی؛

درختانی که در تبریز ریشه دارند و در غربت بار می‌دهند

1405/05/03 - 09:50 - کد خبر: 165068 نسخه چاپی

نصر: مهاجرت نخبگان و دانش‌آموختگان ممتاز، از یک جابه‌جایی ساده جغرافیایی فراتر رفته و به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های توسعه در کلان‌شهرها تبدیل شده است.

به گزارش نصر؛ تبریز به‌عنوان یکی از قطب‌های تاریخی، علمی و صنعتی کشور و دانشگاه تبریز به‌عنوان یکی از نمادهای درخشان آموزش عالی ایران، نقشی حیاتی در تربیت سرمایه انسانی کارآمد دارند. با این حال، حفظ و بهره‌گیری از این پتانسیل عظیم مستلزم بازتعریف روابط میان دانشگاه، صنعت و بازار کار است. برای بررسی دقیق‌تر ابعاد این پدیده، عوامل انگیزشی نخبگان، تبعات منطقه‌ای خروج آنان و راهکارهای مدیریتی آن، پای صحبت دو تن از اساتید و پژوهشگران برجسته دانشگاه تبریز نشسته‌ایم.
در بخش نخست، حسام‌الدین سهرابی ؛ رئیس گروه حمایت از استعدادهای درخشان دانشگاه تبریز با نگاهی ساختاری و نهادی، ضرورت تبدیل مفهوم سنتی فرار مغزها به گردش نخبگان و نیاز به ایجاد یک اکوسیستم نوآوری پویا را تبیین می‌کند.
در بخش دوم، مهرداد جیهونی؛ عضو هیأت علمی و پژوهشگر برگزیده دانشگاه تبریز از زاویه‌ای اجتماعی و روان‌شناختی، ریشه‌های احساس نادیده‌گرفته‌شدن و اهمیت منزلت اجتماعی در تصمیم نخبگان به ماندن یا رفتن را واکاوی خواهد کرد.
در ادامه، مشروح این دو گفت‌وگوی تفصیلی و مکمل که چشم‌اندازی واقع‌بینانه از وضعیت سرمایه‌های انسانی در آذربایجان شرقی ارائه می‌دهند را می‌خوانید.


فرار مغزها باید به گردش نخبگان تبدیل شود
 حسام‌الدین سهرابی ؛ رئیس گروه حمایت از استعدادهای درخشان دانشگاه تبریز و عضو هیأت علمی دانشکده شیمی دانشگاه تبریز و مسئول گروه حمایت از استعدادهای درخشان این دانشگاه با تأکید بر اینکه پدیده مهاجرت نخبگان را نباید صرفاً با نگاه منفی و تک‌بعدی تحلیل کرد، گفت: اصل مهاجرت در دنیای امروز پدیده‌ای منفی نیست، بلکه مسئله اصلی؛ جابه‌جایی علمی با هدف گردش نخبگان می‌باشد، نه خروج پایدار سرمایه انسانی. اگر بتوان ارتباط نخبگان مهاجر را با کشور حفظ کرد، همین روند می‌تواند در خدمت توسعه علمی، فناوری و اقتصادی کشور قرار گیرد.
به گزارش نصر، موضوع مهاجرت نخبگان، میل روزافزون برخی دانشجویان ممتاز به ادامه تحصیل یا فعالیت پژوهشی در خارج از کشور، شکاف میان دانشگاه و بازار کار، کیفیت زیرساخت‌های پژوهشی و چگونگی حفظ و به‌کارگیری سرمایه انسانی، از جمله مسائل مهمی است که در سال‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های جدی دانشگاه‌ها، سیاست‌گذاران و افکار عمومی تبدیل شده است. در همین راستا، خبرنگار نصر در گفت‌وگویی تفصیلی با حسام‌الدین سهرابی، عضو هیأت علمی دانشکده شیمی دانشگاه تبریز و مسئول گروه حمایت از استعدادهای درخشان این دانشگاه، ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کرده است.
 
مهاجرت در نظام علم جهانی؛ پدیده‌ای صرفاً منفی نیست
وی در پاسخ به این پرسش که آیا در سال‌های اخیر میل به مهاجرت در میان دانشجویان ممتاز بیشتر شده است، گفت: بر اساس شواهد پژوهشی و روندهای مشاهده‌شده در سال‌های اخیر، می‌توان گفت تمایل به مهاجرت در میان بخشی از دانشجویان ممتاز و مستعدان برتر افزایش یافته است. البته باید میان تمایل به مهاجرت و مهاجرت قطعی تفاوت قائل شد، زیرا همه افرادی که به مهاجرت فکر می‌کنند، در نهایت کشور را ترک نمی‌کنند. مطالعات انجام‌شده در ایران نیز نشان می‌دهد که دانشجویان توانمندتر، با عملکرد علمی بالاتر، فعالیت پژوهشی بیشتر، مهارت زبان خارجی قوی‌تر و ارتباطات علمی بین‌المللی گسترده‌تر، به‌طور متوسط گرایش بیشتری به تجربه تحصیل یا فعالیت علمی و پژوهشی در خارج از کشور دارند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه نباید اصل مهاجرت را ذاتاً منفی تلقی کرد، افزود: در دنیای امروز جابه‌جایی دانشجویان و پژوهشگران، یکی از ویژگی‌های مهم نظام علم جهانی است. آنچه اهمیت دارد این است که آیا این مهاجرت به گردش نخبگان یا Brain Circulation یا به خروج پایدار سرمایه انسانی یا Brain Drain منجر می‌شود. اگر دانشجویان و پژوهشگران بتوانند پس از کسب دانش، فناوری، تجربه و شبکه‌های علمی بین‌المللی، ارتباط مؤثری با کشور خود حفظ کنند یا به کشور بازگردند، این روند نه‌تنها تهدید نیست، بلکه حتی می‌تواند به توسعه علمی و فناوری کشور کمک کند.
 
چرا نباید مهاجرت را فقط اقتصادی دید؟
سهرابی با تأکید بر اینکه نباید مسئله مهاجرت را فقط به عوامل اقتصادی تقلیل داد، ادامه داد: تصمیم یک دانشجوی مستعد برای مهاجرت معمولاً حاصل مجموعه‌ای از عوامل ؛ از جمله کیفیت زیرساخت‌های پژوهشی، فرصت‌های شغلی، امکان فعالیت علمی در سطح بین‌المللی، امنیت شغلی، نظام حمایت از پژوهش، امکان تجاری‌سازی ایده‌ها و چشم‌انداز آینده حرفه‌ای است. بنابراین راهکار مواجهه با این مسئله نیز باید چندبعدی باشد. مهم‌ترین راهبرد آن است که دانشگاه‌ها و سیاست‌گذاران محیطی ایجاد نمایند که دانشجوی مستعد احساس کند در داخل کشور هم می‌تواند به رشد علمی، استقلال پژوهشی و آینده حرفه‌ای مطلوب دست یابد. هرچه کیفیت دانشگاه‌ها، ارتباط دانشگاه با صنعت، حمایت از پژوهش‌های نوآورانه و فرصت‌های رشد علمی تقویت شود، انگیزه ماندن و همکاری با کشور نیز افزایش خواهد یافت.
وی درباره اینکه آیا باید از مهاجرت نخبگان نگران بود یا نه، اظهار داشت: نگرانی زمانی جدی می‌شود که مهاجرت به خروج دائمی سرمایه انسانی تبدیل شود و ارتباط علمی افراد با کشور قطع گردد. اما اگر بتوانیم بستر همکاری‌های بین‌المللی، بازگشت نخبگان یا مشارکت آنان در پروژه‌های ملی را فراهم کنیم، مهاجرت می‌تواند به فرصتی برای انتقال دانش، فناوری و تجربه تبدیل شود. بنابراین هدف نباید جلوگیری از تعاملات بین‌المللی باشد، بلکه باید به سمت مدیریت هوشمندانه این سرمایه انسانی حرکت کنیم.
 
مهم‌ترین عوامل تمایل به مهاجرت از نگاه دانشگاهی

مسئول گروه حمایت از استعدادهای درخشان دانشگاه تبریز درباره مهم‌ترین عوامل تمایل به مهاجرت نیز گفت: تصمیم به مهاجرت، به‌ویژه در میان دانشجویان ممتاز، معمولاً حاصل یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه برآیند مجموعه‌ای از عوامل علمی، حرفه‌ای، اقتصادی و فردی است. اگر بخواهیم این پدیده را به یک دلیل خاص تقلیل دهیم، تحلیل دقیقی ارائه نکرده‌ایم. از دید دانشگاهی، یکی از مهم‌ترین عوامل، جست‌وجوی فرصت‌های بیشتر برای رشد علمی و پژوهشی است. دانشجویان مستعد معمولاً به دنبال دسترسی به آزمایشگاه‌های پیشرفته، مشارکت در پروژه‌های بین‌المللی، همکاری با پژوهشگران برجسته و حضور در محیط‌هایی هستند که امکان تولید علم و نوآوری در مقیاس جهانی را فراهم می‌کند.
وی افزود: عامل دوم، چشم‌انداز شغلی و حرفه‌ای است. بسیاری از دانشجویان به این فکر می‌کنند که پس از فارغ‌التحصیلی تا چه اندازه می‌توانند از دانش و تخصص خود در مسیر شغلی متناسب استفاده کنند، فرصت پیشرفت داشته باشند و در فعالیت‌های پژوهشی یا فناورانه نقش مؤثری ایفا نمایند. در کنار این موارد، شرایط اقتصادی و کیفیت زندگی نیز در تصمیم‌گیری برخی افراد مؤثر است، اما همه ماجرا نیست. برای بسیاری از استعدادهای برتر، عواملی مانند امکان اثرگذاری علمی، استقلال پژوهشی، دسترسی به امکانات تحقیقاتی، حمایت از ایده‌های نوآورانه و ارتباط با شبکه‌های علمی بین‌المللی حتی از ملاحظات اقتصادی نیز اهمیت بیشتری دارد.
سهرابی با اشاره به نقش عوامل فردی در این زمینه تصریح کرد: نباید از عواملی مانند علاقه به تجربه زندگی در فرهنگ‌های دیگر، توسعه مهارت‌های بین‌المللی، یادگیری در محیط‌های چندفرهنگی یا ادامه تحصیل در یک حوزه تخصصی که ممکن است در خارج از کشور امکانات گسترده‌تری برای آن وجود داشته باشد، غافل شد. بنابراین اگر هدف ما کاهش مهاجرت پایدار نخبگان است، باید بیش از هر چیز بر تقویت محیط علمی و پژوهشی دانشگاه‌ها، افزایش ارتباط دانشگاه و صنعت، حمایت از پژوهش‌های مسئله‌محور، ایجاد مسیرهای شغلی روشن برای فارغ‌التحصیلان و توسعه همکاری‌های علمی بین‌المللی تمرکز کنیم. استعدادهای برتر بیش از آنکه صرفاً به دنبال تغییر جغرافیا باشند، به دنبال محیطی هستند که در آن بتوانند استعداد خود را به بهترین شکل شکوفا کنند.
وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره نقش دانشگاه‌ها در نگهداشت نخبگان گفت: دانشگاه‌ها بدون تردید یکی از مهم‌ترین نهادهای اثرگذار در نگهداشت نخبگان هستند، اما نباید انتظار داشت که به‌تنهایی این مسئولیت را بر عهده بگیرند. حفظ و نگهداشت نخبگان و استعدادهای برتر، نتیجه تعامل مؤثر میان دانشگاه، صنعت، دولت و بخش خصوصی است. دانشگاه می‌تواند محیطی فراهم کند که دانشجوی مستعد احساس کند استعداد او دیده می‌شود، برای ایده‌هایش ارزش قائل هستند و مسیر روشنی برای رشد علمی و حرفه‌ای پیش روی او قرار دارد. این موضوع فقط به امکانات فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه به کیفیت فضای علمی و فرهنگ دانشگاه نیز وابسته است.
 
پنج محور کلیدی نقش‌آفرینی دانشگاه‌ها در نگهداشت نخبگان
سهرابی با تشریح پنج حوزه‌ای که دانشگاه‌ها می‌توانند در آن نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند، اظهار داشت: نخست، ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش از طریق فراهم کردن دسترسی به تجهیزات به‌روز، آزمایشگاه‌های مجهز، پروژه‌های پژوهشی اثرگذار و استادانی که بتوانند نقش راهبر علمی را ایفا کنند. دوم، شناسایی و حمایت هدفمند از استعدادهای برتر؛ دانشجوی ممتاز نباید احساس کند تفاوتی میان او و سایر دانشجویان وجود ندارد. فرصت‌های پژوهشی، گرنت‌های کوچک، حمایت از حضور در کنفرانس‌ها، دوره‌های مهارت‌افزایی و برنامه‌های منتورینگ همگی می‌توانند انگیزه و احساس تعلق او را افزایش دهند. سوم، تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه؛ زمانی که دانشجو ببیند دانش و پژوهش او می‌تواند به حل مسائل واقعی کشور، توسعه فناوری و ایجاد ارزش افزوده منجر شود، انگیزه بیشتری برای ادامه فعالیت علمی در داخل خواهد داشت.
وی ادامه داد: چهارم، بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌هاست. بسیاری از دانشجویان برای تجربه محیط‌های علمی بین‌المللی مهاجرت می‌کنند. اگر دانشگاه‌های ما بتوانند از طریق پروژه‌های مشترک، فرصت‌های مطالعاتی، استادان مدعو، انتشار مشترک مقالات و همکاری با دانشگاه‌های معتبر جهان، بخشی از این فضا را در داخل کشور فراهم کنند، بخشی از این نیاز پاسخ داده خواهد شد و پنجم، ایجاد امید و چشم‌انداز حرفه‌ای است. شاید مهم‌ترین وظیفه دانشگاه این باشد که به دانشجوی مستعد نشان دهد آینده‌ای روشن، مبتنی بر شایستگی و قابل تحقق پیش روی او وجود دارد. احساس پیشرفت، عدالت در فرصت‌ها و امکان اثرگذاری علمی، از عوامل مهمی هستند که در تصمیم افراد برای ماندن یا رفتن نقش دارند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه دانشگاه به‌تنهایی قادر به حل این مسئله نیست، تصریح کرد: اگر فارغ‌التحصیلی پس از پایان تحصیل با محدودیت در فرصت‌های شغلی، تحقیقاتی یا کارآفرینی مواجه شود، بخشی از تلاش دانشگاه نیز بی‌اثر خواهد شد. بنابراین نگهداشت نخبگان نیازمند یک رویکرد ملی و هماهنگ است.
 
شکاف میان دانشگاه و بازار کار؛ مسئله‌ای قابل مدیریت

وی در پاسخ به سؤال دیگری درباره وجود شکاف میان آموزش دانشگاهی و بازار کار در تبریز گفت: اگر واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم، باید بگوییم تا حدودی میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار شکاف وجود دارد، اما این مسئله مختص تبریز یا حتی ایران نیست و بسیاری از کشورهای دنیا نیز با آن مواجه هستند. تفاوت در این است که چگونه این فاصله را مدیریت و کاهش دهیم. تبریز یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی، تولیدی و دانشگاهی کشور است. حضور صنایع بزرگ در حوزه‌های ماشین‌سازی، پتروشیمی، فولاد، صنایع غذایی، داروسازی و شرکت‌های دانش‌بنیان، ظرفیت بسیار ارزشمندی برای ایجاد ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت فراهم کرده است. بنابراین ما از نظر ظرفیت کمبود نداریم؛ آنچه نیازمند تقویت است، پیوند ساختاریافته‌تر میان این دو بخش است.
سهرابی افزود: در برخی رشته‌ها، از جمله علوم پایه مانند شیمی، آموزش دانشگاهی عمدتاً بر مبانی علمی، تفکر تحلیلی و پژوهش متمرکز است، در حالی که بازار کار علاوه بر این دانش، مهارت‌های عملی، توانایی کار تیمی، مدیریت پروژه، آشنایی با فناوری‌های نوین، استانداردهای صنعتی و مهارت حل مسئله را نیز مطالبه می‌کند. هرچه این مهارت‌ها بیشتر در دوره تحصیل تقویت شوند، فاصله میان دانشگاه و بازار کار کمتر خواهد شد.
 
سه راهکار برای کاهش شکاف دانشگاه و صنعت در تبریز
وی سه اقدام برای کاهش این شکاف را ضروری دانست و گفت: نخست، بازنگری مستمر برنامه‌های درسی با مشارکت صنعت و کارفرمایان، دوم، گسترش دوره‌های کارآموزی، پروژه‌های مشترک دانشگاه و صنعت و پایان‌نامه‌ها و رساله‌های مسئله‌محور و سوم، تقویت آموزش مهارت‌های نرم و حرفه‌ای، از جمله کار تیمی، ارتباطات علمی، کارآفرینی، مدیریت فناوری و آشنایی با هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال است. از سوی دیگر، صنعت نیز باید دانشگاه را صرفاً محلی برای آموزش نظری نبیند، بلکه آن را شریک راهبردی خود در حل مسائل، توسعه فناوری و نوآوری بداند. هر جا این همکاری شکل گرفته، نتایج بسیار موفقی نیز حاصل شده است.
 
تبریز؛ شهری با ظرفیت الگوسازی در تعامل دانشگاه و صنعت
عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز با اشاره به ظرفیت‌های ویژه این شهر گفت: من معتقدم تبریز با برخورداری از دانشگاه‌های معتبر به ویژه دانشگاه پرافتخار تبریز، صنایع بزرگ و نیروی انسانی توانمند، ظرفیت آن را دارد که به یکی از موفق‌ترین الگوهای تعامل دانشگاه و صنعت در کشور تبدیل شود. این هدف دست‌یافتنی است، به شرط آنکه ارتباط میان این دو نهاد، مستمر، نظام‌مند و مبتنی بر نیازهای واقعی باشد. دانشگاه و صنعت دو جزیره جدا از هم نیستند؛ هرچه این دو به یکدیگر نزدیک‌تر شوند، هم اشتغال دانش‌آموختگان بهبود می‌یابد، هم نوآوری در صنعت افزایش پیدا می‌کند و هم توسعه منطقه‌ای با شتاب بیشتری محقق خواهد شد.
 
کدام رشته‌ها بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند؟

وی در پاسخ به این پرسش که چه رشته‌هایی بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند، گفت: بر اساس روندهای مشاهده‌شده در سال‌های اخیر، معمولاً رشته‌هایی که بازار کار و فرصت‌های پژوهشی بین‌المللی گسترده‌تری دارند، تمایل بیشتری به مهاجرت نشان می‌دهند. البته این به معنای مهاجرت همه دانش‌آموختگان این رشته‌ها نیست، بلکه صرفاً بیانگر یک گرایش آماری است. در این میان، رشته‌های علوم پزشکی و پیراپزشکی، به دلیل تقاضای بالای جهانی برای نیروی متخصص، از جمله گروه‌هایی هستند که متقاضیان مهاجرت در آن‌ها قابل توجه است.
سهرابی ادامه داد: همچنین در حوزه مهندسی، به‌ویژه گرایش‌هایی مانند مهندسی کامپیوتر، هوش مصنوعی، فناوری اطلاعات، برق و برخی گرایش‌های مکانیک، فرصت‌های شغلی بین‌المللی نقش مهمی در این تمایل دارند. در علوم پایه نیز، به‌ویژه در رشته‌هایی مانند شیمی، فیزیک، زیست‌شناسی و ریاضیات، انگیزه مهاجرت بیشتر در جهت ادامه تحصیل، فعالیت پژوهشی، دسترسی به آزمایشگاه‌های پیشرفته و همکاری‌های علمی بین‌المللی مرتبط است. برای بسیاری از این دانشجویان، کیفیت محیط پژوهشی و امکان مشارکت در پروژه‌های علمی بزرگ، عامل مهمی در تصمیم‌گیری است.
وی با تأکید بر اینکه مهاجرت ویژگی ذاتی هیچ رشته‌ای نیست، خاطرنشان کرد: اگر در داخل کشور نیز فرصت‌های مناسب پژوهشی، شغلی و نوآوری فراهم شود، بسیاری از دانش‌آموختگان همین رشته‌ها ترجیح می‌دهند در توسعه علمی و فناوری کشور نقش‌آفرین باشند. از سوی دیگر، امروز نباید صرفاً بر مفهوم فرار مغزها تمرکز کنیم، بلکه باید به سمت گردش نخبگان حرکت نماییم. اگر پژوهشگران و متخصصان ایرانی بتوانند در شبکه‌های علمی و فناورانه بین‌المللی حضور داشته باشند و در عین حال ارتباط خود را با دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنایع کشور حفظ کنند، این تعامل می‌تواند به انتقال دانش، فناوری و تجربه و در نهایت به تقویت سرمایه علمی کشور منجر شود.
 
زیرساخت‌های پژوهشی و صنعتی؛ عاملی مهم در ماندگاری نخبگان
سهرابی درباره تأثیر نبود یا ضعف زیرساخت‌های پژوهشی و صنعتی نیز گفت: بی‌تردید، کیفیت و میزان توسعه زیرساخت‌های پژوهشی و صنعتی یکی از عوامل مؤثر در تصمیم نخبگان برای ادامه فعالیت علمی یا مهاجرت است، اما نباید آن را تنها عامل دانست. پژوهش امروز، به‌ویژه در رشته‌هایی مانند شیمی، نانوفناوری، زیست‌فناوری و علوم مواد، نیازمند تجهیزات پیشرفته، آزمایشگاه‌های به‌روز، دسترسی به مواد اولیه تخصصی، شبکه‌های همکاری علمی و منابع مالی پایدار است. هرچه این زیرساخت‌ها قوی‌تر باشند، پژوهشگر می‌تواند با سرعت و کیفیت بیشتری ایده‌های خود را به نتیجه برساند.
وی افزود: در کنار زیرساخت‌های پژوهشی، زیرساخت‌های صنعتی و فناورانه نیز اهمیت زیادی دارند. زمانی که میان دانشگاه، صنعت و شرکت‌های دانش‌بنیان ارتباط مؤثری برقرار باشد، پژوهش‌های دانشگاهی از مرحله ارائه مقاله فراتر می‌روند و به فناوری، تولید محصول و ایجاد اشتغال تبدیل می‌شوند. این موضوع انگیزه پژوهشگران جوان را برای ماندن و فعالیت در کشور افزایش می‌دهد. البته باید تأکید کنم؛ در سال‌های اخیر، پیشرفت‌های ارزشمندی در توسعه آزمایشگاه‌های تحقیقاتی، مراکز نوآوری، پارک‌های علم و فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان در کشور، از جمله در استان آذربایجان شرقی، صورت گرفته است. این ظرفیت‌ها باید بیش از گذشته تقویت و به یکدیگر متصل شوند تا پژوهشگران بتوانند مسیر تبدیل دانش به فناوری را با سهولت بیشتری طی کنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت شکل‌گیری یک زیست‌بوم نوآوری منسجم گفت: از نگاه من، مهم‌ترین مسئله فقط تجهیز آزمایشگاه‌ها نیست، بلکه ایجاد یک زیست‌بوم نوآوری است؛ زیست‌بومی که در آن دانشگاه، صنعت، سرمایه‌گذار، دولت و شرکت‌های فناور به‌صورت هماهنگ عمل کنند. در چنین شرایطی، پژوهشگر احساس می‌کند که نتیجه تحقیقاتش می‌تواند به حل مسائل جامعه، توسعه صنعت و خلق ارزش اقتصادی منجر شود. بنابراین، هر اندازه بتوانیم زیرساخت‌های پژوهشی را به‌روزتر، ارتباط دانشگاه و صنعت را عمیق‌تر و حمایت از پژوهش‌های کاربردی را مؤثرتر کنیم، انگیزه نخبگان برای فعالیت و اثرگذاری در داخل کشور نیز افزایش خواهد یافت.
 
نخبگان جوان دقیقاً از چه حمایت‌هایی محروم‌اند؟

وی در ادامه و در پاسخ به این پرسش که نخبگان جوان از چه نوع حمایت‌هایی بیشتر محروم‌اند، اظهار داشت: به نظر من، نخبگان جوان بیش از آنکه صرفاً به حمایت مالی نیاز داشته باشند، به یک نظام حمایت جامع و پایدار نیاز دارند. استعداد زمانی شکوفا می‌شود که مجموعه‌ای از حمایت‌های علمی، حرفه‌ای و فناورانه در کنار یکدیگر قرار گیرند.
سهرابی در تشریح مهم‌ترین حوزه‌های نیازمند تقویت گفت: نخست، حمایت از آغاز مسیر پژوهش مستقل است. بسیاری از پژوهشگران جوان ایده‌های نوآورانه دارند، اما برای تبدیل این ایده‌ها به یک پروژه علمی یا فناوری، به دسترسی آسان‌تر به گرنت‌های پژوهشی، تجهیزات و زیرساخت‌های آزمایشگاهی نیاز دارند. دوم، ارتباط مؤثر با صنعت و بازار است. بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران مستعد نمی‌دانند چگونه یافته‌های علمی خود را به فناوری، محصول یا کسب‌وکار تبدیل کنند. اگر این ارتباط از دوران دانشجویی شکل بگیرد، انگیزه و اثربخشی آنان افزایش خواهد یافت.
وی افزود: سوم، فرصت‌های بین‌المللی است. امروز علم، ماهیتی جهانی دارد. شرکت در پروژه‌های مشترک، دوره‌های مطالعاتی، کنفرانس‌های علمی و همکاری با پژوهشگران سایر کشورها نقش مهمی در رشد علمی دارد. توسعه این فرصت‌ها، همراه با حفظ ارتباط پژوهشگر با کشور، بسیار ارزشمند است. چهارم، مسیر شغلی شفاف و مبتنی بر شایستگی است. نخبگان علاقه دارند بدانند اگر تلاش، نوآوری و عملکرد مطلوبی داشته باشند، فرصت پیشرفت علمی و حرفه‌ای برای آنان فراهم خواهد بود. وجود یک مسیر روشن و قابل پیش‌بینی، انگیزه فعالیت را افزایش می‌دهد. و در نهایت، حمایت از نوآوری و کارآفرینی فناورانه است. بسیاری از ایده‌های ارزشمند تنها زمانی به ثروت و اشتغال تبدیل می‌شوند که فرآیند ثبت اختراع، جذب سرمایه، ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان و ورود به بازار با حمایت مناسب همراه باشد. بنابراین، اگرچه حمایت مالی اهمیت دارد، اما آنچه بیش از همه باید تقویت شود، ایجاد یک اکوسیستم حمایتی منسجم است؛ اکوسیستمی که از شناسایی استعداد آغاز شود و تا پژوهش، فناوری، اشتغال و کارآفرینی ادامه یابد.
 
حفظ ارتباط علمی با دانش‌آموختگان؛ حلقه مفقوده‌ای که نباید گم شود
وی درباره نقش دانشگاه‌ها در این زمینه نیز گفت: دانشگاه‌ها نخستین محل شناسایی و پرورش استعدادهای برتر هستند. اگر بتوانیم در دانشگاه‌ها نظام منتورینگ، مشاوره پژوهشی، حمایت از ایده‌های نو، فرصت‌های کارآموزی در صنعت و آموزش مهارت‌های کارآفرینی را تقویت کنیم، بخش مهمی از مسیر موفقیت نخبگان هموار خواهد شد.
سهرابی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تجربه‌های خود از مهاجرت شاگردان برترش اشاره کرد و گفت: در سال‌های فعالیت دانشگاهی، تعدادی از دانشجویان ممتاز و پرتلاش ما برای ادامه تحصیل یا فعالیت پژوهشی به دانشگاه‌ها و مراکز علمی معتبر خارج از کشور رفته‌اند. بسیاری از این دانشجویان با تلاش و شایستگی خود توانسته‌اند در محیط‌های علمی بین‌المللی جایگاه ارزشمندی کسب کنند و این موضوع برای ما نیز مایه افتخار است. در عین حال، دانشجویان بسیار توانمندی نیز داشته‌ایم که مسیر ماندن در کشور را انتخاب کرده‌اند و امروز به‌عنوان عضو هیأت علمی، پژوهشگر، متخصص صنعت یا کارآفرین، نقش مؤثری در پیشرفت علمی و فناوری کشور ایفا می‌کنند. بنابراین نمی‌توان موفقیت را صرفاً در ماندن یا رفتن خلاصه کرد.
وی ادامه داد: آنچه برای من اهمیت دارد، حفظ ارتباط علمی با دانشجویان است. خوشبختانه بسیاری از دانش‌آموختگان ما، حتی پس از ادامه فعالیت در خارج از کشور، همچنان در قالب انتشار مقالات مشترک، اجرای پروژه‌های تحقیقاتی، انتقال تجربه و همکاری‌های علمی با دانشگاه‌های داخل کشور در ارتباط هستند. به اعتقاد من، در دنیای امروز باید از نگاه فرار مغزها به سمت گردش نخبگان حرکت نماییم. اگر بتوانیم ارتباط علمی با دانش‌آموختگان خود را حفظ کنیم و زمینه همکاری آنان با دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و صنایع کشور را فراهم آوریم، این سرمایه انسانی می‌تواند حتی از خارج از مرزها نیز در خدمت توسعه علمی و فناوری کشور باشد. به عقیده بنده، استاد موفق تنها کسی نیست که دانشجویانش در یک دانشگاه معتبر جهان پذیرفته شوند، بلکه کسی است که بتواند در آنان احساس مسئولیت علمی، اخلاق حرفه‌ای و انگیزه خدمت به جامعه را نیز پرورش دهد.
 
چگونه می‌توان دانشگاه، صنعت و بازار کار را به هم متصل کرد؟/ پنج راهکار عملی برای پیوند مؤثر دانشگاه و صنعت
عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان میان دانشگاه، صنعت و بازار کار ارتباط مؤثر ایجاد کرد، گفت: امروزه در دانشگاه‌های پیشرو دنیا، دانشگاه، صنعت و بازار کار سه بخش جدا از هم نیستند، بلکه سه ضلع یک اکوسیستم نوآوری و توسعه محسوب می‌شوند. هرچه ارتباط این سه ضلع عمیق‌تر و نظام‌مندتر باشد، هم کیفیت آموزش ارتقا می‌یابد، هم اشتغال دانش‌آموختگان بهبود پیدا می‌کند و هم توان رقابتی صنایع افزایش می‌یابد.
وی در تشریح راهکارهای عملی تحقق این ارتباط افزود: نخست، مشارکت صنعت در طراحی و بازنگری برنامه‌های آموزشی ضروری است. برنامه‌های درسی باید ضمن حفظ بنیان علمی، متناسب با فناوری‌های نوین و نیازهای واقعی بازار کار به‌روز شوند. دوم، گسترش دوره‌های کارآموزی، کارورزی و پروژه‌های مشترک اهمیت دارد. دانشجو باید در دوران تحصیل با محیط واقعی صنعت، چالش‌های تولید و فرآیندهای حل مسئله آشنا شود. این تجربه هم مهارت‌های حرفه‌ای او را تقویت می‌کند و هم ورود به بازار کار را تسهیل می‌سازد.
سهرابی گفت: سوم، تعریف پایان‌نامه‌ها، رساله‌ها و طرح‌های پژوهشی بر اساس نیازهای واقعی صنعت و جامعه است. زمانی که پژوهش دانشگاهی به حل یک مسئله واقعی منجر شود، هم برای دانشگاه ارزش علمی ایجاد می‌کند و هم برای صنعت ارزش اقتصادی و فناورانه. چهارم، تقویت مراکز نوآوری، مراکز رشد و شرکت‌های دانش‌بنیان است. این مراکز می‌توانند پلی میان ایده‌های دانشگاهی و بازار باشند و زمینه تبدیل دانش به محصول، فناوری و کسب‌وکار را فراهم کنند و پنجم، تقویت فرهنگ اعتماد و همکاری متقابل است. دانشگاه باید صنعت را شریک علمی خود بداند و صنعت نیز دانشگاه را صرفاً محل آموزش نظری تلقی نکند، بلکه آن را منبعی برای نوآوری، حل مسائل و توسعه فناوری بداند.
وی با اشاره به ظرفیت‌های رشته شیمی در این زمینه تصریح کرد: در رشته شیمی، این همکاری می‌تواند در حوزه‌هایی مانند صنایع پتروشیمی، داروسازی، صنایع غذایی، پلیمر، محیط‌زیست، انرژی، نانوفناوری و کنترل کیفیت بسیار ثمربخش باشد. در نهایت معتقدم آینده دانشگاه‌های موفق در گرو آموزش مسئله‌محور، پژوهش تقاضامحور و نوآوری مبتنی بر همکاری است. اگر این سه اصل را به‌طور هم‌زمان دنبال کنیم، هم کیفیت آموزش ارتقا می‌یابد، هم اشتغال دانش‌آموختگان بهبود پیدا می‌کند و هم اقتصاد دانش‌بنیان کشور تقویت خواهد شد.
 
ادامه مهاجرت نخبگان چه تبعاتی برای تبریز دارد؟
سهرابی در پایان، درباره تبعات ادامه‌دار شدن روند مهاجرت استعدادهای برتر برای شهر تبریز گفت: اگر تمایل به مهاجرت استعدادهای برتر به‌صورت گسترده و پایدار ادامه پیدا کند، طبیعی است که می‌تواند پیامدهایی برای توسعه علمی، اقتصادی و اجتماعی هر شهری، از جمله تبریز، به همراه داشته باشد. نخستین پیامد، کاهش بخشی از سرمایه انسانی متخصص است. دانشجویان ممتاز، پژوهشگران جوان و مستعدان برتر، سرمایه‌های فکری هر جامعه هستند و نقش مهمی در تولید علم، نوآوری، کارآفرینی و حل مسائل ایفا می‌کنند. اگر بخشی از این ظرفیت به‌طور دائمی از چرخه توسعه منطقه خارج شود، سرعت رشد علمی و فناورانه نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
وی افزود: پیامد دوم، کاهش ظرفیت نوآوری و انتقال فناوری است. دانشگاه‌ها، صنایع و شرکت‌های دانش‌بنیان برای رقابت و توسعه، به نیروی انسانی خلاق و متخصص نیاز دارند. حضور این نیروها می‌تواند به شکل‌گیری ایده‌های نو، توسعه فناوری و افزایش بهره‌وری کمک کند. از نظر اقتصادی نیز، تربیت یک نیروی متخصص حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری خانواده‌ها، دانشگاه‌ها و نظام آموزشی است. بنابراین، اگر نتوانیم از این سرمایه انسانی در مسیر توسعه منطقه بهره بگیریم، بخشی از این سرمایه‌گذاری به نفع اقتصادهای دیگر به کار گرفته می‌شود.
وی در عین حال تأکید کرد: البته باید توجه داشت که مهاجرت لزوماً به معنای قطع ارتباط با کشور نیست. در بسیاری از کشورها، دانش‌آموختگان خارج از کشور از طریق همکاری‌های پژوهشی، انتقال فناوری، سرمایه‌گذاری، آموزش و اجرای پروژه‌های مشترک همچنان در توسعه سرزمین خود نقش‌آفرین هستند. هدف ما نیز باید تقویت همین الگوی گردش نخبگان باشد. شهر تبریز از مزیت‌های مهمی برخوردار است؛ دانشگاه‌های معتبر، پیشینه علمی، صنایع بزرگ، شرکت‌های دانش‌بنیان و نیروی انسانی توانمند. اگر بتوانیم این ظرفیت‌ها را با سیاست‌های مناسب در کنار یکدیگر قرار دهیم، نه‌تنها می‌توانیم بخشی از این روند را مدیریت کنیم، بلکه می‌توانیم تبریز را به یکی از قطب‌های جذب و نگهداشت استعدادهای برتر کشور تبدیل نماییم.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: بهترین راهکار، ایجاد محیطی است که در آن نخبگان احساس کنند می‌توانند رشد کنند، اثرگذار باشند و آینده حرفه‌ای خود را در کنار خدمت به جامعه ترسیم کنند. در چنین شرایطی، ماندن به یک انتخاب آگاهانه و جذاب تبدیل خواهد شد. توسعه پایدار هر شهر، بیش از آنکه به منابع طبیعی وابسته باشد، به کیفیت سرمایه انسانی آن وابسته است. هر اقدامی که به شکوفایی، حفظ و به‌کارگیری استعدادهای جوان بینجامد، در واقع سرمایه‌گذاری برای آینده همان شهر و کشور است.

 
مهرداد جیهونی؛ عضو هیأت علمی و پژوهشگر برگزیده دانشگاه تبریز از منظری جامعه‌شناختی و روان‌شناختی به کالبدشکافی مفهوم نخبگی و مهاجرت پرداخته و بر نقش حیاتی شأن اجتماعی، مسئولیت‌پذیری خانوادگی و لزوم پیوند ساختاری با صنایع بزرگ تبریز برای برون‌رفت از این چالش تأکید می‌کند.
 
نخبه هیچ‌گاه مایل به ترک وطن نیست
مهرداد جیهونی، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز، با تاکید بر اینکه نخبه ذاتا علاقه‌مند است دانش و تخصص خود را در خدمت پیشرفت کشور به کار گیرد، گفت: زمانی جرقه مهاجرت در ذهن نخبگان شکل می‌گیرد که احساس کنند بستر ظهور توانمندی‌هایشان فراهم نیست یا شایستگی آنان نادیده گرفته می‌شود.
مهاجرت نخبگان در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های توسعه‌ای کشور و به‌ویژه شهرهای دانشگاهی و صنعتی تبدیل شده است. تبریز نیز به عنوان یکی از قطب‌های علمی و صنعتی کشور، از این مسئله مستثنی نیست؛ پدیده‌ای که در صورت تداوم، می‌تواند بر آینده سرمایه انسانی، ظرفیت‌های علمی و حتی رقابت‌پذیری صنعتی این شهر اثرگذار باشد.
مهرداد جیهونی، عضو هیات علمی دانشگاه تبریز در گروه سنجش از دور و GIS و فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران، که در کارنامه خود دریافت جوایز متعدد از بنیاد ملی نخبگان از جمله استادیار برگزیده جوان، جوایز دکتر کاظمی آشتیانی، دکتر شهریاری، شهید دکتر چمران و شهید صیاد شیرازی را دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار نصر، ابعاد مختلف مهاجرت نخبگان تبریز را تشریح کرد.
 
جرقه مهاجرت، از احساس نادیده‌ گرفته‌ شدن آغاز می‌شود
جیهونی با بیان اینکه یک نخبه در حالت طبیعی تمایلی به ترک شهر و کشور خود ندارد، اظهار کرد: نخبه دوست دارد آموخته‌ها، تخصص و توانایی‌های خود را در مسیر اعتلای کشورش به کار گیرد. با این حال، گاهی احساس می‌کند شرایط لازم برای بروز توانمندی‌های او فراهم نیست یا ظرفیت‌هایش دیده نمی‌شود؛ همین مسئله می‌تواند نخستین جرقه مهاجرت را در ذهن او ایجاد کند.
وی افزود: در مجموع، مهاجرت نخبگان اغلب با دلایل اقتصادی و همچنین دستیابی به فرصت‌های بهتر علمی، حرفه‌ای و پژوهشی پیوند دارد.
 
انگیزه اقتصادی مهم است، اما مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود

این عضو هیات علمی دانشگاه تبریز درباره عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر بر مهاجرت نخبگان گفت: برای رسیدن به یک پاسخ جامع و دقیق، باید با خود این افراد گفت‌وگوهای عمیق‌تری انجام شود، اما به نظر می‌رسد عامل اقتصادی همچنان یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های مهاجرت باشد.
وی در عین حال تاکید کرد : تحلیل این پدیده نباید صرفا به اقتصاد محدود شود، چرا که احساس منزلت، امکان رشد، دیده شدن و امید به آینده نیز در تصمیم نهایی افراد اثرگذار است.
جیهونی با اشاره به تفاوت مهاجرت نخبگان با مهاجرت عمومی جوانان تصریح کرد: در مهاجرت عمومی، افراد ممکن است به دلایل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی یا حتی صرفا برای تجربه زندگی در کشوری دیگر اقدام به مهاجرت کنند و در مقصد نیز به مشاغل عمومی روی آورند.
وی ادامه داد: اما در مهاجرت نخبگان، ما با فردی مواجه هستیم که در حوزه تخصصی خود حرفی برای گفتن دارد؛ ممکن است یک پژوهشگر برجسته یا یک فناور توانمند باشد. وقتی چنین فردی مهاجرت می‌کند، در واقع یک متخصص واقعی را از دست می‌دهیم؛ فردی که در کشور مقصد جذب مراکز علمی، پژوهشی یا فناوری می‌شود و دانش، توان و خلاقیت او در خدمت حل مسائل آن کشور و تولید ثروت برای آن کشور قرار می‌گیرد.
به گفته وی، نخبه صرفا یک سرمایه انسانی عادی نیست، بلکه موتور پیشران علم، فناوری و تولید ثروت است و مهاجرت هر نخبه، لطمه‌ای واقعی به کشور وارد می‌کند.
این استاد دانشگاه درباره نشانه‌های کاهش تعلق مکانی در میان جوانان نیز گفت: شاید این موضوع نیازمند بررسی‌های تخصصی‌تر باشد، اما به طور کلی تصور زندگی در کشوری دیگر و تصور برخورداری از شرایط بهتر، می‌تواند نخستین جرقه‌های کاهش تعلق مکانی را در ذهن جوانان ایجاد کند.
وی اضافه کرد: توسعه شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی نیز در این روند بی‌تاثیر نیست؛ جوان امروز ممکن است با خود این‌گونه توجیه کند که حتی اگر در کشور دیگری زندگی کند، همچنان از طریق تماس تصویری با خانواده در ارتباط خواهد بود و فاصله دیگر معنای گذشته را ندارد. همین نگاه می‌تواند از شدت تعلق مکانی بکاهد.
 
خانواده و آموزش، دو رکن اصلی در شکل‌گیری نگاه جوانان

جیهونی نقش خانواده و محیط آموزشی در تصمیم به مهاجرت را بسیار پررنگ دانست و اظهار کرد: به‌ویژه خانواده، با آموزه‌ها و ارزش‌هایی که به فرزندان منتقل می‌کند، نقشی حیاتی در این زمینه دارد.
وی افزود: تفاوت در اینجاست که یک فرد ممکن است مدام بشنود تحصیل کن تا راحت‌تر مهاجرت کنی یا در مقابل این پیام را دریافت کند که تحصیل کن تا گرهی از مشکلات مردم و کشورت را باز کنی. همین تفاوت در نظام تربیتی و ارزشی، می‌تواند جهت‌گیری فرد را در آینده مشخص کند.
عضو هیات علمی دانشگاه تبریز درباره پیامدهای بلندمدت خروج نخبگان برای توسعه تبریز گفت: خروج هر نخبه از شهر و کشور، در واقع خروج یک موتور پیشران علمی و فناورانه است.
وی با استفاده از یک تشبیه افزود: خروج نخبه، خروج یک درخت مثمر است که پس از دست‌کم ۲۰ سال آموزش، تربیت و صرف هزینه از بیت‌المال، تازه به مرحله باردهی رسیده است؛ اما در این مرحله، ثمره آن نصیب کشورهای دیگر می‌شود.
جیهونی تاکید کرد: این مسئله برای تبریز، به عنوان قطب صنعتی شمال‌غرب کشور، اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا مهاجرت نخبگان می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به آینده صنعتی و توسعه‌ای این شهر وارد کند.
وی ادامه داد: نگهداشت و جذب نخبگان فناور و پژوهشی می‌تواند به پیشران صنایع شهر و استان تبدیل شود و زمینه تحول در صنایع مادر و زیربنایی منطقه را فراهم آورد.
 
راهکار جهانی برای کاهش فرار مغزها، سیاست‌گذاری چندبعدی است
جیهونی درباره سیاست‌های موفق دنیا برای کاهش فرار مغزها گفت: این سیاست‌گذاری‌ها معمولا چندبعدی هستند و در سه محور کلی دنبال می‌شوند.
وی محور نخست را افزایش کیفیت فرصت‌های علمی، حرفه‌ای و پژوهشی دانست و گفت: این موضوع از طریق تخصیص بودجه‌های پژوهشی، ایجاد آزمایشگاه‌های مجهز، توسعه زیرساخت‌های تحقیقاتی و ایجاد فرصت‌های شغلی برای جذب و به‌کارگیری نخبگان محقق می‌شود.
به گفته وی، محور دوم ارتقای کیفیت زندگی است؛ از جمله دستمزد متناسب با تخصص، تامین مسکن، خدمات سلامت و سایر الزامات رفاهی، به‌گونه‌ای که فرد بتواند بدون دغدغه‌های فرساینده، بر پژوهش و فناوری تمرکز کند.
وی محور سوم را نیز ارتقای شان و منزلت اجتماعی نخبگان عنوان کرد و گفت: نخبگان باید احساس کنند دیده می‌شوند، ارزشمند هستند و این ارزشمندی در عمل نیز برای آنان ملموس است.
این استاد دانشگاه مهم‌ترین مزیت تبریز برای حفظ نخبگان را جایگاه صنعتی این شهر دانست و اظهار کرد: تبریز به عنوان قطب صنعتی شمال‌غرب کشور، از حضور صنایع بزرگ و مادر بهره‌مند است و این یک فرصت بزرگ برای سیاست‌گذاران، نخبگان و صاحبان صنایع به شمار می‌رود.
وی توضیح داد: اگر سیاست‌گذار بتواند پیوندی موثر میان نخبگان و صنایع ایجاد کند، سیاست نگهداشت نخبگان عملا قابل اجرا خواهد شد. در این صورت، نخبگان می‌توانند در دل صنایع، ظرفیت‌های بالقوه خود را بالفعل کنند، توانمندی‌هایشان را نشان دهند و صنایع نیز از دانش و فناوری روز بهره‌مند شوند.
جیهونی افزود: نتیجه چنین پیوندی، افزایش رقابت‌پذیری صنایع در بازارهای جهانی، رفع نیازهای کشور و شتاب گرفتن چرخه تبدیل علم به ثروت در تبریز خواهد بود.
وی در پایان با هشدار نسبت به پیامدهای بی‌توجهی به این مسئله گفت: سرمایه انسانی نخبه، درصد بسیار اندکی از جامعه را تشکیل می‌دهد و به هیچ‌وجه قابل جایگزینی سریع نیست. تربیت یک نخبه علمی، دست‌کم ۲۰ سال زمان نیاز دارد، بدون آنکه هزینه‌های مالی و تربیتی آن را در نظر بگیریم.
جیهونی خاطرنشان کرد: به همین دلیل باید برای نگهداشت و جذب این سرمایه‌های انسانی اهتمام ویژه‌ای وجود داشته باشد. نخبگان، سرمایه‌های کشور هستند و باید ببینند که مورد توجه قرار می‌گیرند و ارزشمند هستند و باید در عمل هم برای آنان ملموس باشد.
وی تاکید کرد: اگر این احساس در آنان ایجاد نشود، شیرینی میوه این درختان مثمر نصیب کشورهایی می شود که با وعده‌های رنگارنگ، در کمین جذب نخبگان ایران نشسته‌اند.
 
گزارش از زهرا ژرفی مهر
انتهای پیام/
درختانی که در تبریز ریشه دارند و در غربت بار می‌دهند نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک