یادداشت سردبیر /

وقتی خبر دیگر مهم نیست

1405/06/01 - 12:15 - کد خبر: 166821 نسخه چاپی

نصر: در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، نشانه‌های محسوسی از کاهش اقبال مخاطبان به خبرهای رسمی، به‌ویژه اخبار سیاسی و بین‌المللی، دیده می‌شود. این وضعیت را نمی‌توان صرفاً به کاهش علاقه مردم به سیاست یا تغییر الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی نسبت داد؛ آنچه در حال شکل‌گیری است، نوعی خبرزدگی، بی‌اعتمادی و بی‌حسی خبری است که می‌تواند پیامدهای مهمی برای رسانه‌ها و حتی نظام ارتباطی کشور داشته باشد.

به گزارش نصر، مخاطب امروز با حجم انبوهی از خبر، وعده، تحلیل، اظهارنظر و موضع‌گیری مواجه است؛ اما وقتی بسیاری از این پیام‌ها در زندگی روزمره او اثر ملموسی ایجاد نمی‌کنند، طبیعی است که به مرور حساسیت خود را نسبت به آنها از دست بدهد. تناقض‌گویی‌ها، اظهاراتی که گاه بدون پشتوانه روشن مطرح می‌شوند و فاصله میان وعده‌ها و واقعیت‌های اقتصادی، موجب شده بخشی از افکار عمومی به این نتیجه برسد که دنبال کردن بسیاری از اخبار رسمی، تغییری در کیفیت زندگی، قدرت خرید یا آینده اقتصادی آنها ایجاد نمی‌کند.
کاهش محسوس دیده‌شدن برخی خبرهای رسمی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، صرفاً یک عدد در آمار بازدید نیست؛ این کاهش می‌تواند حامل یک پیام مهم باشد: مخاطب از تأثیرگذاری خبر ناامید شده است.
در گذشته، یک خبر سیاسی یا یک اظهارنظر درباره مذاکرات، روابط خارجی، تصمیم‌های اقتصادی یا سیاست‌های کلان می‌توانست برای ساعت‌ها فضای رسانه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد. امروز اما بخش قابل توجهی از چنین خبرهایی، بیش از آنکه برای عموم مردم حامل امید یا چشم‌انداز تازه‌ای باشد، به سیگنالی برای نوسان در بازار ارز، طلا، بورس و سایر بازارها تبدیل شده است. حتی این کارکرد نیز به مرور در حال فرسایش است؛ زیرا بازار و جامعه هر دو نسبت به موج‌های خبری کوتاه‌مدت مقاوم‌تر و محتاط‌تر شده‌اند.
مسئله اصلی شاید نه کمبود خبر، بلکه فقدان خبر مؤثر باشد.
برای مخاطبی که با هزینه مسکن، درمان، آموزش، معیشت و آینده شغلی درگیر است، خبری اهمیت پیدا می‌کند که بتواند به یکی از این پرسش‌ها پاسخ دهد: فردا چه خواهد شد؟ آیا قدرت خرید من بهتر می‌شود؟ آیا می‌توانم برای کسب‌وکارم برنامه‌ریزی کنم؟ آیا تصمیمی که امروز می‌گیرم، سه ماه دیگر همچنان منطقی خواهد بود؟
وقتی پاسخ این پرسش‌ها در فضای عمومی مبهم باقی می‌ماند، «عدم امکان پیش‌بینی آینده» به یکی از جدی‌ترین آسیب‌ها برای کسب‌وکارها و خانوارها تبدیل می‌شود. سرمایه‌گذار دست نگه می‌دارد، بنگاه اقتصادی توسعه را به تعویق می‌اندازد، خانوار خریدهای بزرگ را متوقف می‌کند و جامعه به جای برنامه‌ریزی برای پیشرفت، به حفظ داشته‌های فعلی فکر می‌کند.
در چنین فضایی، یک باور خطرناک به‌تدریج در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد: «قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد.»
این جمله شاید در ظاهر نشانه آرامش باشد، اما در واقع می‌تواند نشانه‌ای از فرسودگی روانی و کاهش انتظار اجتماعی باشد. وقتی جامعه به این نقطه برسد که حفظ شرایط موجود را بهتر و مطمئن‌تر از هر تحول احتمالی بداند، مفهوم «امید به آینده» جای خود را به «ترس از بدتر شدن» می‌دهد.
برای رسانه‌ها نیز این وضعیت یک هشدار جدی است. رسانه‌ای که همچنان تصور کند با بازنشر انبوه سخنان رسمی، نشست‌ها، وعده‌ها و اظهارات تکراری می‌تواند مخاطب را حفظ کند، ممکن است با کاهش تدریجی توجه عمومی مواجه شود. مخاطب امروز از رسانه انتظار دارد میان «خبر مهم برای مسئولان» و «خبر مهم برای زندگی مردم» تفاوت قائل شود.
راه بازگشت مخاطب، افزایش تعداد خبرها نیست؛ بلکه افزایش اعتبار، فایده و نسبت خبر با زندگی واقعی مردم است. خبر باید توضیح دهد یک تصمیم چه اثری بر زندگی شهروندان دارد، وعده‌ها تا چه اندازه محقق شده‌اند، تناقض‌ها کجاست و مخاطب باید از میان حجم بالای اظهارات، کدام بخش را جدی بگیرد.
خبرزدگی امروز، بیش از آنکه بحران مخاطب باشد، می‌تواند بحران کارآمدی ارتباطات رسمی باشد. مردمی که از خبر فاصله می‌گیرند، الزاماً بی‌تفاوت نیستند؛ شاید فقط به این نتیجه رسیده‌اند که بسیاری از خبرها دیگر چیزی به دانسته‌های آنها اضافه نمی‌کند و تأثیری بر فردای آنها ندارد.
و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که رسانه باید از خود بپرسد: ما صرفاً خبر منتشر می‌کنیم، یا به مخاطب برای فهم بهتر زندگی و آینده‌اش کمک می‌کنیم؟

به قلم امیر کریم زاد شریفی | سردبیر نصر
انتهای پیام/
وقتی خبر دیگر مهم نیست نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک