غربالگری به سبک مدارس غیرانتفاعی تبریز/
وقتی «ارتقای رتبه» جای «رسالت تربیتی» را میگیرد
1405/05/03 - 14:59 - کد خبر: 165109
نسخه چاپی
نصر: تحویل کارنامه، در فرهنگ آموزشی ایران همواره روزی برای ارزیابی عملکرد یکساله دانشآموزان، گفتوگوی سازنده میان خانواده و مدرسه و برنامهریزی برای آینده تحصیلی بوده است. اما آنچه امسال در یکی از دبیرستانهای غیردولتی تبریز ( الف ) رخ داد، این مناسبت آموزشی را به روزی پر از اضطراب، بلاتکلیفی و نگرانی برای تعدادی از خانوادهها تبدیل کرد.
به گزارش نصر، بر اساس اظهارات والدین، مدیریت مدرسه هنگام تحویل کارنامههای پایه دهم اعلام کرده است که حدود ۱۰ نفر از دانشآموزان باید برای سال آینده در مدرسه دیگری ثبتنام کنند. نکته قابل تأمل آن است که در برابر درخواستهای مکرر خانوادهها برای ارائه دلیل، معیار یا مستند قانونی این تصمیم، تنها پاسخی که ارائه شده، این بوده است: «میخواهیم به دانشآموزان شوک وارد کنیم.»
این جمله، اگر به همین شکل بیان شده باشد، بیش از آنکه یک سیاست آموزشی باشد، زنگ خطری برای نظام تربیتی است. آیا وارد کردن «شوک» به نوجوانانی که در حساسترین مقطع تحصیلی خود قرار دارند، با اصول تعلیم و تربیت سازگار است؟
دانشآموزان امروز، بیش از هر زمان دیگری با فشارهای روانی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. در ماههای اخیر، کشور حوادث تلخی را پشت سر گذاشته است؛ از فضای ملتهب ناشی از جنگ و ناامنی گرفته تا مجازی شدن آموزش، نگرانیهای خانوادگی و اندوه ناشی از حوادث تلخ ملی از جمله شهادت قائد عظیم امت و فرماندهان و نخبگان کشور و همچنین حادثه دردناک دانشآموزان میناب. مجموعه این رخدادها، بار روانی سنگینی بر دوش نوجوانانی گذاشته که خود را برای یکی از حساسترین مراحل زندگی، یعنی کنکور سراسری، آماده میکنند.
در چنین شرایطی، آیا ایجاد اضطراب مضاعف و تهدید به حذف از مدرسه ای که موسسش آنجا را "معبد" می نامد و سابقه آموزشی و مدیریتی موسس و مدیر بالغ بر 80 سال است ، اقدامی مسئولانه است؟
از منظر حقوق آموزشی نیز موضوع قابل تأمل است. تغییر اجباری مدرسه برای دانشآموزان میانپایه، آن هم بدون ارائه مستندات قانونی، آییننامهای یا انضباطی، از جمله تصمیماتی است که نمیتواند صرفاً بر اساس «صلاحدید مدیریت» اتخاذ شود. مدرسه، مؤسسهای آموزشی و تربیتی است، نه بنگاه انتخاب نیرو بر اساس شاخصهای تبلیغاتی یا آماری.
اما شاید مهمترین پرسش، انگیزه چنین تصمیمی باشد. آنگونه که برخی از اعضای کادر مدرسه عنوان کردهاند، هدف از این اقدام، «غربالگری» دانشآموزان است. واژهای که این روزها بیش از آنکه رنگ و بوی تعلیم و تربیت داشته باشد، به رقابتهای آماری برخی مدارس شباهت پیدا کرده است؛ رقابتی که در آن، به جای ارتقای سطح علمی همه دانشآموزان، سادهترین راه انتخاب میشود: حذف دانشآموزانی که احتمال میرود در آینده میانگین مدرسه را کاهش دهند و جایگزینی آنان با دانشآموزان ممتاز سایر مدارس.
اگر چنین رویهای به یک عرف تبدیل شود، دیگر نمیتوان از مدرسه به عنوان یک نهاد تربیتی یاد کرد. رسالت مدرسه، رشد استعدادهاست؛ نه حذف استعدادهایی که نیازمند حمایت بیشتری هستند. هنر یک مجموعه آموزشی، موفق کردن دانشآموزان موجود است، نه موفق جلوه دادن خود از طریق جابهجایی دانشآموزان و گردن نگرفتن خودی هایی که مدرسه باعث افت تحصیلی آنها شده است.
از نگاه روانشناسی تربیتی نیز، احساس طردشدگی در دوران نوجوانی میتواند آثار عمیق و ماندگاری بر اعتمادبهنفس، انگیزه تحصیلی و سلامت روان دانشآموزان بر جای بگذارد. نوجوانی که پس از یک سال تحصیل، ناگهان با این پیام مواجه میشود که «شایستگی تحصیل در مدرسه ما را نداری»، ممکن است این قضاوت را نه درباره عملکرد تحصیلی، بلکه درباره ارزشمندی شخصیت خود تلقی کند؛ آسیبی که گاه تا سالها باقی میماند و شاید به ناهنجاری اجتماعی و حتی ... بکشد.
نکته مهمتر اینکه چنین تصمیماتی تنها یک دانشآموز را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه خانوادهای را نیز درگیر نگرانی، سرگردانی و هزینههای مالی و روانی میکند. آن هم در زمانی که ظرفیت ثبتنام بسیاری از مدارس تکمیل شده و یافتن مدرسهای مناسب، کاری آسان نیست.
بیتردید مدارس غیردولتی نیز حق دارند برای حفظ کیفیت آموزشی خود برنامهریزی کنند، اما این حق نباید به بهای تضییع حقوق دانشآموزان یا دور زدن فلسفه وجودی آموزش و پرورش تمام شود. کیفیت آموزشی، محصول برنامهریزی، توانمندسازی معلمان، مشاوره علمی و همراهی با دانشآموزان است؛ نه حذف آنان.
اکنون انتظار میرود اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی و نهادهای نظارتی، ضمن بررسی دقیق ابعاد این موضوع، روشن کنند که آیا چنین رویهای با آییننامههای آموزشی و حقوق دانشآموزان سازگار است یا خیر. اگر تصمیمی خارج از ضوابط اتخاذ شده باشد، برخورد قانونی با آن، نه فقط برای احقاق حق چند دانشآموز، بلکه برای جلوگیری از تبدیل شدن چنین رفتارهایی به یک الگوی نادرست در سایر مدارس ضروری خواهد بود.
مدرسه باید مأمن امید باشد، نه محل اضطراب. اگر قرار باشد دانشآموزان هر سال نگران «غربالگری» و حذف باشند، دیگر از آموزش، چیزی جز رقابت آماری باقی نخواهد ماند؛ رقابتی که در آن، نخستین قربانی، عدالت آموزشی و آینده فرزندان این سرزمین است.
انتهای پیام/
نصر