یادداشت نصر/
روایت جامانده از یک روز تاریخی
1405/04/16 - 15:35 - کد خبر: 163941
نسخه چاپی
نصر: از روز جمعه، پایتخت به خواب نرفته است. خیابانها از نخستین ساعات بامداد، میزبان مردمی هستند که از گوشه و کنار ایران خود را به مصلی امام خمینی(ره) رساندهاند؛ مردمی که آمدهاند تا برای آخرین بار مردی را بدرقه کنند که سالها نامش با امید، مقاومت و ایستادگی در ذهن و خاطره مردم این سرزمین گره خورده بود.
اما این بدرقه، سن و سال نمیشناسد. پیرمردی که عصایش را با زحمت بر زمین میکشد، مادری که دست کودکان قدونیمقدش را محکم گرفته و آرام در میان جمعیت قدم برمیدارد، نوجوانی که پرچم سهرنگ ایران را بر دوش دارد و دخترکی که اشکهایش از پشت قاب عینکش پیداست؛ هر کدام روایتی از یک حضورند. در آن ازدحام، هیچکس غریبه نیست.
نگاهها، بغضها و اشکها جای کلمات را گرفتهاند و مردم، بیآنکه سخنی میانشان رد و بدل شود، احساس یکدیگر را درک میکنند. امروز، روز وداع است؛ وداع نه فقط با یک انسان، بلکه با بخشی از خاطرات یک ملت.
و من، جامانده این بدرقهام.
سهم من از این روز تاریخی، اتاق کوچک خوابگاه و صفحه روشن تلفن همراهم است؛ پنجرهای کوچک به سمت خیابانهایی که کیلومترها دورتر، موجی از جمعیت در آنها جریان دارد. عکسها و ویدئوها یکی پس از دیگری کم و زیاد منتشر میشوند، پخش زنده، هرچند گاهی با افت کیفیت همراه است، اما عظمت حضور مردم را از قاب کوچک تلفن همراه به خوبی دید می شود.
نسل من، بسیاری از لحظههای مهم تاریخ را از پشت همین صفحههای کوچک تلفن همراه دیده است؛ اما بعضی صحنه ها، فراتر از یک عکس یا ویدئو ساده هستند. روزهای تشییع رهبر شهید انقلاب، تنها بدرقه نیست، بلکه یکی از ماندگارترین قابهای تاریخ معاصر ایران است. و آنچه این مراسم را به یک اتفاق تاریخی بدل کرده بعثت مردم مقتدر ایران است.
به قلم رعنا حجتی
انتهای پیام/
نصر