یادداشت/
سفرِ بی دستاوردِ ترامپ به چین و شکستِ مهارِ تهران؛ آیا منطقه به آستانه برخورد مستقیم آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی رسیده است؟
1405/02/28 - 08:58 - کد خبر: 161213
نسخه چاپی
نصر: سفر ترامپ به چین قرار بود یک نقطه چرخش باشد؛ تلاشی برای بازچینی موازنهها، کشاندن پکن به مدار فشار علیه ایران و اثبات اینکه واشنگتن هنوز توان هدایت بحران را دارد. اما آنچه باقی ماند، بیشتر شبیه «خلأ توافق» بود تا موفقیت دیپلماتیک. نه توافق شاخصی شکل گرفت، نه همگرایی بزرگی دیده شد و نه چین وارد زمین مطلوب آمریکا شد. دقیقاً از همین نقطه است که خطر آغاز میشود.
واشنگتن بهخوبی میداند بدون همراهی واقعی چین، پروژه فشار حداکثری علیه ایران ناقص میماند. چون چین فقط شریک تجاری تهران نیست؛ «سوپاپ تنفسی ژئوپلیتیک ایران» است. تا زمانی که پکن راههای تنفس اقتصادی و انرژی را کاملاً نبندد، استراتژی خفگی کامل علیه ایران به نتیجه قطعی نمیرسد.
اما مسئله مهمتر این است که چین نیز وارد بازی آمریکایی نشده است. پکن نه میخواهد ایران فروبپاشد، نه خواهان انفجار خاورمیانه است و نه حاضر است امنیت انرژی خود را قربانی ماجراجویی واشنگتن کند. در نتیجه، آمریکا اکنون با یک «بنبست فشرده» روبهرو شده؛ نه توانسته ایران را وادار به توافق مطلوبش کند و نه موفق شده چین را به اهرم فشار کامل تبدیل کند.
این همان لحظهایست که معمولاً «دیپلماسی ناکام» به سمت «تنش جبرانی» حرکت میکند. در منطقه، نشانههای این تغییر فاز آرامآرام دیده میشود؛ هشدارهای غیررسمی، پیامهای امنیتی، افزایش تحرکات نظامی و نگرانی دولتهای منطقه، همگی نشان میدهد بازیگران خاورمیانه احتمال بازگشت درگیری را جدی گرفتهاند.
کشورهای منطقه بهتر از هر کسی میدانند اگر آتش دوباره شعلهور شود، این بار جنگ لزوماً محدود و قابلکنترل نخواهد ماند. به همین دلیل، برخی بازیگران عربی تلاش میکنند پیشاپیش فاصله امنیتی خود را با میدان درگیری حفظ کنند؛ نه از سر صلحطلبی، بلکه از ترس «سرریز آتش».
چون معادله امروز منطقه تغییر کرده است. دیگر هیچ جنگی نقطهای باقی نمیماند، هیچ حملهای بدون پاسخ روانی و اقتصادی نمیماند و هیچ بازیگری مطمئن نیست دامنه بحران تا کجا کشیده خواهد شد.
خطرناکتر از همه اما این است که هم واشنگتن و هم تهران وارد مرحله «محاسبهگری عصبی» شدهاند؛ وضعیتی که در آن هر طرف تصور میکند طرف مقابل در آستانه عقبنشینی است. آمریکا فکر میکند فشار اقتصادی و تهدید نظامی میتواند ایران را به پذیرش یک توافق سخت وادار کند و ایران هم تصور میکند آمریکا توان ورود به یک جنگ بلندمدت را ندارد.
تاریخ نشان داده خطرناکترین جنگها دقیقاً از دل همین اشتباهات محاسباتی بیرون میآیند.
اکنون منطقه در وضعیتی قرار گرفته که میتوان آن را «پیشانفجار فرسایشی» نامید؛ نه صلح وجود دارد، نه جنگ کامل آغاز شده، اما همهچیز بوی برخورد میدهد. در چنین فضایی، حتی یک اشتباه کوچک، یک حمله کنترلنشده یا یک تصمیم هیجانی میتواند کل منطقه را وارد مرحلهای کند که دیگر هیچ بازیگری قادر به مهار آن نباشد.
و شاید ترسناکترین بخش ماجرا همین باشد؛ همه از خطر جنگ حرف میزنند، اما همزمان، همه در حال نزدیکشدن به همان نقطهای هستند که جنگ از آن آغاز میشود.
وحید چوپانی، کارشناس سیاست خارجی
انتهای پیام/
نصر