یادداشت/

به بهانه فرارسیدن روز ارتباطات و روابط عمومی / هنر پایدار ماندن روابط عمومی

1405/02/23 - 21:39 - کد خبر: 160999 نسخه چاپی

نصر : در بسیاری از سازمان‌ها، روابط‌عمومی نخستین بخشی است که همه از آن انتظار دارند «همه‌چیز را مدیریت کند»

از پوشش رسانه‌ای و تولید محتوا گرفته تا مدیریت بحران، هماهنگی مراسم، پاسخگویی به رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، روایت‌سازی سازمانی، تهیه گزارش، ارتباطات درون‌سازمانی و حتی گاهی جبران بی‌نظمی سایر بخش‌ها.
اما کمتر کسی می‌پرسد: «ظرفیت واقعی روابط‌عمومی برای تحمل این حجم از مأموریت چقدر است؟»
این پرسش، به‌ویژه در سازمان‌هایی با  گستردگی وظایف و مسولیتها، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ جایی که فقط یک یا دو نفر باید، بار ارتباطی مجموعه‌ای با صدها مسولیت، هزاران ذی‌نفع و جریان دائمی رویدادها و مطالبات را مدیریت کنند.
در چنین شرایطی، فرسودگی معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتد؛ آرام و تدریجی شکل می‌گیرد.
ابتدا با خستگی‌های مقطعی آغاز می‌شود، بعد به احساس ناتمام بودن دائمی کارها می‌رسد و در نهایت ممکن است به این حس ختم شود که: «هرچقدر هم تلاش می‌کنم، باز عقب هستم.»
این نقطه، جایی است که باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد: «ناکافی بودن منابع» و «فرسودگی ناشی از فشار ساختاری».
بسیاری از فعالان روابط‌عمومی، در واقع قربانی ضعف حرفه‌ای نیستند؛ بلکه زیر بار انتظاراتی قرار گرفته‌اند که تناسبی با منابع انسانی، زمان، بودجه و امکانات موجود، ندارد.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که روابط‌عمومی به «واحد واکنش دائمی» تبدیل می‌شود؛ واحدی که باید همیشه در دسترس باشد، همیشه پاسخ بدهد، همیشه پوشش دهد و همیشه آماده مدیریت یک موضوع فوری تازه باشد.
در این وضعیت، حتی نیروهای حرفه‌ای و خلاق نیز به‌مرور از فضای تحلیل، طراحی و روایت‌سازی فاصله می‌گیرند و تنها تلاش می‌کنند از انباشت بحران و عقب‌افتادگی جلوگیری کنند.
یکی از مهم‌ترین دام‌هایی که فعالان روابط‌عمومی در آن گرفتار می‌شوند، «کامل‌گرایی حرفه‌ای» است؛ این تصور که باید همه رویدادها پوشش داده شوند، همه محتواها بی‌نقص باشند و هیچ مطالبه‌ای بی‌پاسخ نماند.
اما واقعیت این است که در ساختارهای پرتراکم و کم‌امکانات، موفقیت همیشه به معنای انجام همه کارها نیست؛ بلکه به معنای تشخیص درست اولویت‌هاست.
روابط‌عمومی حرفه‌ای، لزوماً روابط‌عمومی‌ای نیست که بیشترین حجم خروجی را تولید می‌کند؛
بلکه روابط‌عمومی‌ای است که می‌داند:
کدام روایت‌ها حیاتی‌اند،
کدام بحران‌ها باید مدیریت شوند،
کدام مخاطبان در اولویت‌اند،
و انرژی محدود مجموعه را چگونه باید مصرف کرد.
اینجاست که مفهوم مهم «مهندسی دامنه انتظار» معنا پیدا می‌کند.
یعنی روابط‌عمومی فقط مجری بی‌پایان درخواست‌ها نباشد، بلکه درباره سطح واقعی خدمات، کیفیت قابل تحقق و محدودیت‌های اجرایی نیز گفت‌وگوی حرفه‌ای ایجاد کند.
این رویکرد به معنای کم‌کاری نیست؛
بلکه تلاشی برای حفظ کیفیت، پایداری و اثربخشی در بلندمدت است.
چراکه اگر دامنه انتظار مدیریت نشود، معمولاً دو اتفاق رخ می‌دهد: یا کیفیت ارتباطات سازمانی افت می‌کند، یا نیروی انسانی روابط‌عمومی فرسوده می‌شود؛ و اغلب هر دو.
در نهایت شاید مهم‌ترین بازتعریف برای فعالان روابط‌عمومی این باشد که: قرار نیست همیشه کامل باشند.
در محیط‌های پیچیده و پرفشار، «پایدار ماندن»، «قابل اتکا بودن» و «حفظ اثرگذاری» ارزشمندتر از تلاش فرساینده برای بی‌نقص بودن است.
شاید زمان آن رسیده باشد که بسیاری از فعالان این حوزه، به‌جای سنجش خود با معیارهای غیرواقعی، این جمله را به‌عنوان یک اصل حرفه‌ای بپذیرند:
*«من لازم نیست کامل باشم؛ باید پایدار، مؤثر و قابل اتکا بمانم.»*
مجتبی کرمانی زاده 
مدیر روابط‌عمومی اداره‌كل صنعت، معدن و تجارت آذربایجان شرقی
انتهای پیام/
به بهانه فرارسیدن روز ارتباطات و روابط عمومی / هنر پایدار ماندن روابط عمومی نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک