بعد از روز واقعه/
نصر: عصر تاسوعاست. ترافیک سنگین از میدان ساعت تا خیابان امام، شهر را در گرهای از توقف و شتاب گرفتار کرده است. مردی خودرویش را در حاشیه خیابان رها میکند تا خود را به صف توزیع نذری برساند. چند متر آنسوتر، نوجوانی لیوان شربتش را پس از جرعهای نوشیدن مچاله میکند و در جوی آب میاندازد. در میان ازدحام جمعیت، پاکبانی که از ساعات اولیه روز مشغول کار است، لحظهای دست از جمعآوری زبالهها میکشد و میگوید: «خدا قبول کند؛ ما که تا صبح پای کار هستیم، اما کاش فقط کمی مراعات کنند.»