یادداشت/
نصر: زیستجهان انسان معاصر در جامعه ما، بیش از آنکه میدان رقابت برای شکوفایی و تعالی باشد، به عرصهای نفسگیر برای بقا تبدیل شده است. وقتی از پنجره واقعیت روزمره به بیرون مینگریم، با تصویر مردمانی روبرو میشویم که زیر بار فشارهای سنگین تورم، بیثباتی اقتصادی و احساس ناامنی معیشتی، هر روز بیشتر در لاک تنهایی خود فرو میروند. در این میان، ما با یک بنبست تاریخی مواجهیم؛ بنبستی که در آن نه «دست نامرئی بازار» توانسته است گرهای از کار فروبستهی توزیع عادلانهی ثروت باز کند و نه «دست پیدای دولت» با آنهمه بوروکراسی عظیم و منابع سرشار، توانسته است چتری از امنیت اقتصادی بر سر اقشار آسیبپذیر بگستراند. بازار، با آن عقلانیت ابزاری و سودمحور، اخلاق را به حاشیه رانده و کالاییشدن همهچیز را تقدیس کرده است؛ و دولت، با آن ساختار متمرکز و ناکارآمد، نه تنها نتوانسته است ناکامیهای بازار را جبران کند، بلکه خود به منشأ رانت، انحصار و ناکارآمدی نهادی تبدیل شده است.