یادداشت/ به بهانه اجرای نمایش " شک " به کارگردانی علی پوریان در تئاتر شهر تبریز؛

آبرو، پرهایی که در هوا پرواز داده می شود

1400/09/16 - 09:29 - کد خبر: 55451 نسخه چاپی

نصر: نه همه‌ی تماشاگرانی که روی صندلی‌های سالن نمایش لم می‌دهند و غرقِ تماشای نمایشی می‌شوند که روی صحنه است بوطیقای ارسطو را خوانده‌اند و نه همه‌ی نمایشنامه نویسان و کارگردانان که موجباتِ سرگرمیِ این تماشاگران را فراهم آورده‌اند.

بوطیقای ارسطو به‌چشمِ آن‌ها رساله‌ای‌ست کهن که خواندن و فهمیدنش آسان نیست و تنها از کسانی برمی‌آید که عمری را صرفِ پژوهش در نوشته‌های فیلسوفِ یونانی کرده‌‌اند.

اول
بااین‌همه هنر تئاتر در همه‌ی این سال‌ها بیش از همه مدیونِ همین رساله‌ی ماندگاری‌ست که سال‌ها پیش از این صناعتِ نوشتن و آفرینشِ هنری را دست‌مایه‌ی خویش کرده؛ چگونه باید نوشت تا تماشاگری که روی صندلی لم داده بیش‌تر در صندلی فرو رود و به زمانی که می‌گذرد اعتنا نکند و سرش گرمِ حکایتی باشد که روی صحنه می‌بیند؟ بوطیقای ارسطو قرن‌ها پیش از آن‌که تئاتر اینگونه  همه گیر شود ، وصفِ بایدها و نبایدهای تراژدی‌ست؛ چگونه می‌شود تماشاگری را که به دیدن تئاتر آمده سرگرم کرد و بایدها و نبایدهای این سرگرمی چیست؟

دوم
مگر چه‌چیزی در آن کتابِ کهن هست که به کارِ مردمانِ این روزگار هم می‌آید؟ بوطیقای ارسطو درواقع شرح و وصفِ بنیان‌های ساختارِ دراماتیکِ داستان است و تا ادبیات نمایشی هست و تا در نمایشنامه ای داستانی هست و تا این داستان‌ها ساختارِ دراماتیک دارند، تا این ساختار دراماتیک از ذهن خلاق یک کارگردان کانالیزه شود، قطعا تماشاگران را روی صندلی‌ها نگه می‌دارند.

سوم
در واقع مقدمه بالا سرآغازی بود تا نکاتی  درباره نمایش" شک " که این روزها در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفته است را از زبان الکن خودم بیان کنم.  قبل از ورود به اجرای نمایشنامه "شک" به کارگردانی علی پوریان بهتر دانستم که کمی پیرامون نمایشنامه که یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین نقش‌های کارگردان در به ثمر رساندن اثر خود است صحبت کنم، چرا که بی شک ایده و نمایشنامه‌ای که کارگردان برای خلق اثر خود به سراغ آن می‌رود بیش از هر چیز مخاطب را با دنیای ذهنی صاحب اثر آشنا می‌سازد و ما به جهان بینی مولف نزدیک‌تر خواهیم شد.
علی پوریان در انتخاب متن بسیار هوشمندانه عمل کرده است... جدا از موضوع نمایشنامه " شک" نوشته " پاتریک شنلی" که می توان آن را به تمام جوامعی که در آنها فرهنگ محاکمه گر بر سایر مناسبت های اجتماعی غالب است تعمیم داد، جسارت علی پوریان آنجا بیشتر نمایان می شود که نمایشنامه‌ای را برای اجرا روی صحنه انتخاب کرده  است که برای خواندن است و نه دیدن.
«شک» به شدت ساختاری دیالوگ محور داشته و گفت‌و گوهای طولانی، جدی و بدون انعطاف آن چیزی نیست که مخاطب را برای دیدن این اثر همراه سازد، اما ‌کارگردانی جسورانه، خلاقانه و هوشمندانه علی پوریان و البته بازی های روان بازیگران نمایش به خصوص مهرداد نیکجو و بیتا آزادی باعث شده تا این گزاره که " شک " نمایشنامه ای است برای خواندن و نه دیدن به ذهن هیچ مخاطبی، حتی مخاطب حرفه ای تئاتر خطور نکند.
کارگردانی چنین نمایشی کار هر کسی نیست...چون‌ تمام نمایش در یک فضای محدود اتفاق می افتد. اما کنش‌های تصویری، تابلو های نمایشی، خلاقیت‌های ایمایی و میمیکی بازیگران ، میزانسن های خوب ، موسیقی زیبا و ....باعث شده تا تماشاگران تا آخر نمایش بدون اینکه خسته شوند روی صندلی های خود میخکوب شوند .در چنین فضای محدودی که این نمایش در آن اتفاق می افتد ، نشاندن این همه مخاطب روی صندلی و گوش دادن به حرف های ما خیلی دشوار و نیازمند طبعی لطیف و ظرافت های هنرمندانه و خلاقانه است که علی پوریان و گروهش به خوبی از عهده آن برآمده اند.

چهارم
"شک" نوشته "پاتریک شنلی" نمایشنامه ای است که در ۲۰۰۵ نوشته شده است.پاتریک شنلی داستان نمایشنامه «شک»، را درباره ی راهبه ای نوشته است، که به کشیشی مظنون می شود اما این ظن را در درون خود تبدیل به یقین می کند.به طوری که مجرم، و اثبات گناهکار بودنش، از جرم مهمتر می شود. اما در نهایت با همه ی نتایج و پالش ها راهبه شک دارد و این شک روح او را می خورد.
در این نمایش نامه  همه ی عناصر به شکلی نیروبخش، مانند ساعت دقیق و منظم در کنار هم قرار گرفته اند. شک، داستانی پر کشش درباره ی سوءظن است که به قالب رفتار یک کشیش درآمده و بیش از آن که درباره ی رسوایی باشد، پرسش هایی ظریف در باب قطعیت اخلاقی را پیش می کشد. چیزی که به ندرت در این ایام رخ می دهد.

پنجم
انسان اصالتاً خطاپذیر و ناکامل است.
و انسان خطاپذیر در قضاوت خود کامل نیست. این‌‌ همه تأملاتی است که در نتیجه دیدن نمایشنامه "شک" نوشته "جان پاتریک شنلی" به وجود می‌آید.
همان‌طور که نویسنده در مقدمه خود بر این نمایشنامه نوشته است، فرهنگ محاکمه‌گر یکی از مهمترین مسائل جامعه امروز است. نویسنده این فرهنگ را محدود به کشور خود می‌کند اما نگاهی کلان‌تر با توجه به نوع روابط اجتماعی و شاکله سیاسی جهان نشان می‌دهد که فرهنگ محاکمه‌گر تبدیل به فرهنگی عمومی در جهان امروز شده است. جهانی سرشار از محکمه‌های علنی، ابهام‌ها و تعصباتی بنا شده بر مقدمات مشکوک که در تمامی کشورها  دیده می‌شود. روح شکاک و غیر منعطف بودن اخلاقی، نتیجه‌ای جز فرهنگ محاکمه‌گر و مجازات‌گرا ندارد. فرهنگی که با تمثیلی زیبا در نمایشنامه شک تبیین می‌شود؛ در این فرهنگ به قول پدر فلین، کشیش مورد اتهام، آبروی انسان همچون پرهایی است که در هوا پرواز داده می‌شوند و جمع کردن آن ناممکن است

ششم
" شک " نمایشی نیست که با یکبار دیدن بتوان از آن لذت برد و لذا باید چندین بار تماشا شود تا بتوان خود را در جایگاه خواهر آلویسیون قرار داد و فهمید اعمال همه انسان ها نتیجه و زاییده تفکرات درست و یا اشتباه آن هاست.
چه زیبا می شود اگر تمام عالم بشریت زیبا بیندیشند و زیبا زندگی کنند، درست همان چیزی که خواهر آلویسیون در ابتدای" شک " از آن به دور است و پس از پایان حدود نود دقیقه نمایش به آن دست می یابد.

هفتم
در پایان یک خسته نباشید جانانه به علی پوریان باید گفت.کسانی که با این کارگردان و آثارش آشنایی دارند، به خوبی می دانند که علی پوریان احترام خاصی برای تماشاگر تئاتر قائل است و لذا تلاش می کند آثاری را به روی صحنه ببرد که ماندگار باشند و بتوانند تاثیر بسزایی در ذهن مخاطب برای سالیان طولانی بگذرانند.


هادی دهقانی/ نویسنده و روزنامه نگار
انتهای پیام/
آبرو، پرهایی که در هوا پرواز داده می شود نصر


نظرها بسته شده اند

نمایش 0 نظر

پژوهشیار