تب کلاس خصوصی از سئول تا لندن؛
ماراتن بیپایان برای خریدن آینده فرزندان
1405/08/11 - 13:28 - کد خبر: 172399
نسخه چاپی
نصر: دیگر تنها خانوادههای ثروتمند نیستند که با وسواس و برنامهریزیهای سنگین تمام وقت و سرمایه خود را پای موفقیت فرزندانشان میریزند. این شیوه از فرزندپروری پرفشار حالا به پدیدهای فراگیر در همه طبقات تبدیل شده، هرچند کفه ترازو همچنان به نفع مرفهان سنگینی میکند.
به گزارش نصر، خانوادههای متمول همواره بخش بزرگی از درآمد خود را صرف رشد و شکوفایی فرزندانشان کردهاند اما همانطور که نشریه اکونومیست در گزارش اخیر خود واکاوی کرده، رقابت نفسگیر برای ورود به دانشگاههای معتبر و دستیابی به مشاغل پردرآمد، الگوی سنتی تربیت را به هم زده است.
امروز والدین در هر سطح درآمدی تلاش میکنند آینده فرزندان خود را زودتر و با جدیت بیشتری بیمه کنند. از کلاسهای پیانو برای کودکان نوپا گرفته تا اردوهای برنامهنویسی و تمرینهای تنیس برای نوجوانان، رویکرد خانوادهها به پرورش نسل بعد در تمام لایههای اجتماعی دگرگون شده است.
رقمهایی که در این مسیر خرج میشود سرسامآور است. بیش از نیمی از کودکان آمریکایی پس از ساعات مدرسه یا در تعطیلات آخر هفته یک رشته ورزشی را دنبال میکنند. هزینه این فعالیتها در سال ۲۰۲۴ به طور میانگین تنها برای رشته ورزشی اصلی هر کودک به ۱۰۱۶ دلار رسید که نسبت به سال ۲۰۱۹ رشدی ۴۶ درصدی را نشان میدهد.
این افزایش دو برابر نرخ تورم در همان بازه زمانی است. البته هزینههای مالی تنها بخشی از ماجراست. والدین آمریکایی علاوه بر پرداخت این مبالغ سنگین، هفتهای بیش از ۱۵ ساعت را در مسیر رساندن فرزندان به تمرینها و گفتوگو با مربیان میگذرانند. این روند عملاً به اندازه یک شغل نیمهوقت از آنها زمان و انرژی میگیرد.
تب کلاس خصوصی از سئول تا لندن
همین تبوتاب در بخش آموزشهای درسی و مهارتی هم دیده میشود. کلاسهای خصوصی سالهاست که در کشورهای ثروتمند آسیایی به یک دغدغه همگانی تبدیل شده است.
نظرسنجیهای ملی سال ۲۰۲۵در کره جنوبی نشان میدهد که از هر چهار دانشآموز سه نفر به کلاس خصوصی میروند و ۵۷ درصد از خانوادههای کمدرآمد نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این موج حتی به کودکان پنجساله هم رسیده است.
برآوردهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی حاکی از آن است که هزینه متوسط آموزش خصوصی برای هر دانشآموز حدود یکدهم از درآمد قابل تصرف خانوار را میبلعد.
اکنون این موج پرهزینه به دیگر نقاط آسیا هم سرایت کرده است. حدود ۲۷ درصد از کل دانشآموزان هندی و ۳۱ درصد از دانشآموزان شهرنشین این کشور در کلاسهای تقویتی شرکت میکنند. در چین نیز شتاب رشد هزینههای آموزشی در محرومترین مناطق بیش از سایر نقاط بوده است.
با این حال، این روند در مرزهای آسیا متوقف نمیماند. در فرانسه از هر سه دانشآموز ۱۵ تا ۱۸ ساله یک نفر معلم خصوصی دارد. در بریتانیا نیز دادههای موسسه خیریه آموزشی «ساتن تراست» نشان میدهد که دسترسی دانشآموزان مدارس دولتی به کلاسهای تقویتی میان فقیرترین و ثروتمندترین خانوادهها تقریباً برابر شده است.
اکنون ۳۷ درصد از دانشآموزان یکچهارم فقیرترین خانوادهها از این کلاسها بهره میبرند که فاصله چندانی با سهم ۳۹درصدی یکچهارم ثروتمندترین خانوادهها ندارد و این شاخص در لندن به ۴۵ درصد میرسد. هرچند گسترش طرحهای حمایتی دولت بخشی از این شکاف را پر کرده، اما بار اصلی هزینهها همچنان بر دوش خانوادههاست.
آمارها گویای آن است که ۳۰ درصد از دانشآموزان ۱۱ تا ۱۶ ساله مدارس دولتی بریتانیا به کلاس خصوصی میروند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۵ تنها ۱۸ درصد بود.
یافتههای پژوهشگران مدرسه اقتصاد لندن و دانشگاه ییل نشان میدهد که در طول تاریخ، هرچه شکاف طبقاتی در کشوری بیشتر بوده، والدین بهای کمتری به ویژگیهایی مانند استقلال فردی یا خلاقیت دادهاند.
امروز نیز با تقویت این باور که نابرابری در جوامع غربی رو به افزایش است و دیگر تضمینی برای حفظ سبک زندگی طبقه متوسط وجود ندارد، اضطراب والدین به اوج رسیده است. در چنین فضایی تمام تمرکز خانوادهها بر نهادینه کردن روحیه سختکوشی در فرزندان معطوف میشود و این تربیت پرفشار دقیقاً محصول همین نگرانی است.
این ماراتن آموزشی بار مالی فزایندهای به همراه دارد. بر پایه برآوردهای پروژه تحقیقاتی «حسابهای ملی انتقال»، در سال ۱۹۹۰هزینههای مربوط به مدارس خصوصی، کلاسهای تقویتی و مربیگری در آمریکا ۱۸ درصد از کل سرمایهگذاری آموزشی در طول عمر یک فرد را تشکیل میداد. این سهم تا سال ۲۰۲۰ به ۲۴ درصد، معادل ۶۸هزار دلار برای هر فرزند رسید.
در کره جنوبی اما این عدد خیرهکنندهتر است و سهم هزینههای خانوار از کل سرمایهگذاری آموزشی در سال ۲۰۲۳ به ۴۲ درصد، یعنی رقم کمسابقه ۱۵۲ هزار دلار رسیده است.
نردبانی که به سادگی قابل صعود نیست
با وجود تمام این هزینهها، این روند لزوماً به تحرک اجتماعی و ارتقای طبقه اقتصادی منجر نمیشود. علت روشن است؛ هرچند خانوادههای کمدرآمدتر نسبت به گذشته بیشتر خرج میکنند، اما ثروتمندان نیز با همان شدت در حال دویدن هستند.
شانس کودکان برای پیشی گرفتن از جایگاه اقتصادی والدینشان طی دهه گذشته در فرانسه و اسپانیا درجا زده و در سنگاپور و کره جنوبی به شدت سقوط کرده است. عبور از سد دانشگاههای تراز اول نیز روزبهروز دشوارتر میشود.
برای نمونه دانشگاه هاروارد امروز تنها ۳ درصد از متقاضیان را میپذیرد، در حالی که در سال ۱۹۶۰ شانس پذیرش حدود ۳۰ درصد بود. در دانشگاه پکن نیز سهم پذیرش دانشآموزان روستایی که در بازه سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۸ یکسوم بود، در سال ۲۰۲۱ به یکششم کاهش یافت؛ سقوطی که بسیار سریعتر از روند کاهش جمعیت روستایی در چین رخ داده است.
حتی عبور از فیلتر دانشگاه و گرفتن مدرک نیز برای فرزندان خانوادههایی که پیشینه تحصیلات عالی ندارند، به معنای رسیدن به قلههای درآمدی نیست. گزارش ساتن تراست نشان میدهد هرچند در دهه اخیر شمار فارغالتحصیلان دانشگاهی از این خانوادهها در آمریکا بیشتر شده، اما مابهازای مالی و مزیت درآمدی مدرکشان ۱۱واحد درصد آب رفته است.
در بریتانیا نیز دانشآموختگانی که در خانوادههای کمبضاعت بزرگ شدهاند، یک دهه پس از فارغالتحصیلی از همان دانشگاه و رشتهای که همتایان مرفهشان درس خواندهاند، ۷درصد درآمد کمتری کسب میکنند. به نظر میرسد در این مسابقه نفسگیر برای خریدن آینده فرزندان، دست بالا همچنان با والدین ثروتمند است.
انتهای پیام/
روزنامه دنیای اقتصاد