یادداشت/

«افتخارِ ندیدن» یا «ندیدنِ افتخار»؟ /از تفاخر سازمانی تا افتخار ملی؛ خطای محاسباتی در جام‌جم

1405/08/10 - 20:04 - کد خبر: 172343 نسخه چاپی

نصر: اظهارات اخیر رئیس سازمان صداوسیما مبنی بر اینکه «دیدن صداوسیما یک افتخار است… و اگر کسی نمی‌بیند، از این افتخار به دور است»، فراتر از یک موضع‌گیری ژورنالیستی یا واکنش انفعالی به کنایه‌های سیاسی، بازتاب‌دهنده یک «عارضه بنیادین در معرفت‌شناسی مدیریتی» حاکم بر رسانه ملی است.

در دانش مدیریت و سیاست‌گذاری فرهنگی (Cultural Policy & Management)، رسانه‌های فراگیرِ خدمات عمومی (Public Service Broadcasting) رکن رکین شکل‌دهی به «فرهنگ عمومی»، «سرمایه اجتماعی» و «همبستگی ملی» تعریف می‌شوند. با این حال، تبدیل فرآیند مصرف فرهنگی به یک گزاره «تکلیفی» و «ارزشیِ یک‌سویه»، نشان‌دهنده تغییر جهت نگران‌کننده این سازمان از منطق جذب مخاطب و تکثرگرایی بازنمایانه به منطق انکار واقعیت و خودبزرگ‌پنداری نهادی است.

تقلیل «پیمان فرهنگی» به «تکلیف سازمانی»
در نظریه‌های فرهنگ و ارتباطات، مصرف کالای فرهنگی ناشی از یک «پیمان نانوشته معنایی» (Cultural Contract) میان رسانه و شهروند است؛ پیمانی که بر پایه پاسخگویی به نیازهای زیباشناختی، خبری و سرگرمی شکل می‌گیرد. زمانی که مدیریت رسانه، رجوع به آنتن را از سطح یک «انتخاب عقلانی و سلیقه‌ای مخاطب» به سطح یک «افتخار ملی» ارتقا می‌دهد و غایبان از پای تلویزیون را «محروم از افتخار» می‌نامد، در عمل مفهوم «مخاطب‌محوری» را با «مشتری‌ستیزی گفتمانی» جایگزین می‌کند. این چرخش گفتمانی، مسئولیت رسانه در اصلاح کیفیت و محتوا را به دوش جامعه‌ای می‌اندازد که از پیام‌های یکنواخت آن روی برگردانده است.

پارادوکس «آینه بودن» و واقعیت چندصدایی جامعه
رئیس صداوسیما، رسانه ملی را «آینه افتخار یک ملت» توصیف می‌کند؛ قبول! چه سخن زیبایی اما... اما در فلسفه رسانه، آینه زمانی رسالت خود را ایفا می‌کند که بازتاب‌دهنده تمامیت یک جامعه با همه تنوعات، تفاوت‌ها، مطالبات، خرده‌فرهنگ‌ها و حتی انتقادها باشد. آینه‌ای که تنها روایت‌های تک‌صدایی را منعکس کند، تبدیل به «تابلوی اعلانات سازمانی» می‌شود، نه آینه ملت. وقتی بخش قابل‌توجهی از نخبگان، جوانان و طبقات مختلف اجتماعی تصویر زیست‌جهان واقعی خود را در این رسانه نمی‌بینند، سخن گفتن از آینه‌بودن، تداعی‌کننده نوعی «انفصال گفتمانی» میان نهاد سیاست‌گذار و متن جامعه است.
 انحراف از مبانی حکمرانی فرهنگی: از «اثربخشی» تا «توجیه وضع موجود»
در علم مدیریت، هر سازمان فرهنگی نیازمند نظام ارزیابی عملکرد (KPI) مبتنی بر شاخص‌های عینی (مانند نرخ نفوذ، میزان اعتماد عمومی و نرخ ماندگاری مخاطب) است. رویکرد حرفه‌ای به افت معنادار نرخ مخاطبان، «پذیرش تنوع سلیقه‌ها» و «اصلاح الگوهای بازنمایی» است. تقلیل این بحران به «عدم توفیق مخاطب در درک افتخارِ تماشای رسانه»، نوعی فرافکنی سیستماتیک و فرار از پاسخگویی در قبال بودجه‌ها و منابع عظیمی است که به عنوان سرمایه ملی در اختیار این دستگاه قرار دارد.

آسیب به پیوستگی ملی و تشدید شکاف‌های نسلی و هویتی
سیاست‌گذاری فرهنگی خردمندانه در جوامع متکثر، به‌ویژه در بستر فرهنگ‌های غنی بومی و منطقه‌ای ایران، وظیفه دارد «پل ارتباطی» میان حاکمیت و مردم باشد. ایجاد دوگانه ارزشیِ «بینندگانِ برخوردار از افتخار» در برابر «نابینندگانِ محروم از افتخار»، نه‌تنها به بازگشت مرجعیت رسانه‌ای کمکی نمی‌کند، بلکه به تشدید گسست نسلی و سوق دادن ناگزیر بخش عظیمی از جامعه به سمت رسانه‌های جایگزین و برون‌مرزی دامن می‌زند؛ امری که با اهداف کلان امنیت و اقتدار فرهنگی کشور در تضاد آشکار است.
صداوسیما در شرایطی می‌تواند «آینه واقعی یک ملت بزرگ» باشد که:
از گفتمان انحصاری و تک‌گویی به الگوی گفت‌وگوی ملی گذر کند؛ شأن و سلیقه متکثر شهروندان و نخبگان را به رسمیت بشناسد؛ به جای ارزش‌گذاری تحکمی بر رفتار مصرفی مردم، کیفیت پیام، جذابیت فرمی و غنای روایی خود را در تراز فرهنگ دیرپا و تنوع هویتی ایران ارتقا دهد.
افتخار یک رسانه ملی در تیراژ ادعاها تعریف نمی‌شود، بلکه در میزان اعتمادی بازتاب می‌یابد که جامعه در بزنگاه‌ها به روایت‌های آن ارزانی می‌دارد. در بزنگاه جنگ، این مردم بودند که افتخار آفریدند به نحوی که دکتر پزشکیان ریاست جمهوری اسلامی ایران گفت : « مردمی که به خیابان آمدند معرکه برپا کردند و کارشان خیلی باارزش است، کسانی هم که به خیابان نیامدند، اما با وجود گلایه‌ها، کمبودها و گرانی‌ها با دشمن همراهی نکردند کار بزرگی کردند». این نگاه بالاترین مسئول اجرایی کشور با نگاه رئیس صدا و سیما تعارض دارد و بازگشت به جایگاهی که همه مردم این سرزمین فرزند ایرانند ، نیازمند تغییر در مدل‌های ذهنی مدیریت فرهنگی و پذیرش بی‌قیدوشرط واقعیت‌های جامعه معاصر ایران دارد.
به قلم مهران فرجی
انتهای پیام/

 
«افتخارِ ندیدن» یا «ندیدنِ افتخار»؟ /از تفاخر سازمانی تا افتخار ملی؛ خطای محاسباتی در جام‌جم نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک