گفتوگوی نصر با حامد نعمتی، کارگردان نمایش عزازیل:
عزازیل، تلاشی برای فهم عمیقتر انسان است
1405/08/10 - 13:06 - کد خبر: 172308
نسخه چاپی
نصر: نمایش «عزازیل» با محوریت تقابل خیر و شر و مرزهای مبهم حقیقت، به کارگردانی «حامد نعمتی»، تا ۱۶ آبانماه هر شب ساعت ۲۰ در تئاترشهر تبریز روی صحنه است و به همین بهانه با کارگردان این اثر درباره دغدغههای فکری و جهان نمایشی آن گفتوگو کردهایم.
به گزارش نصر، نمایش «عزازیل» از مرزهای مبهم خیر و شر و پیچیدگیهای وجود انسان ریشه می گیرد و مخاطب را با انسانهایی روبهرو میکند که همزمان میتوانند حامل امیال زشت و زیبا باشند. این نمایش با طرح پرسشهایی درباره حقیقت، ایمان، عشق و تأثیر جامعه بر سرنوشت فرد، مخاطب را به تأمل درباره ماهیت انسان دعوت میکند. در این خصوص با کارگردان جوان این نمایش گفتگو کردیم.
«عزازیل» نخستین تجربه کارگردانی «حامد نعمتی» پس از تحصیل در رشته بازیگری تئاتر و سینماست و با اقتباس از رمان «مفتش و راهبه» نوشته کالین فالکنر و بازنویسی بخشهایی از نمایشنامه روی صحنه رفته است. این نمایش تا ۱۶ آبانماه، هر روز ساعت ۲۰ در سالن استاد صادقی تئاترشهر تبریز اجرا میشود.
آقای نعمتی، «عزازیل» در فضایی متفاوت از بسیاری از اجراهای رایج تئاتر تبریز شکل گرفته است. چه شد که به سراغ چنین موضوعی رفتید و چه دغدغهای شما را به انتخاب این اثر رساند؟
فرایند رسیدن از ایده اولیه به اجرای نمایش حدود یک سال و نیم زمان برد. با اینکه «عزازیل» نخستین تجربه کارگردانی من است ولی برایم اثری بسیار شخصی محسوب میشود چون از یک دغدغه درونی و علاقهام به شناخت انسان، سرچشمه گرفته است. نمایشنامه اقتباسی از رمان «مفتش و راهبه» است. زمانی که برای نخستین بار متن را خواندم، متوجه شدم با وجود اینکه روایت آن به فرانسه قرن هجدهم بازمیگردد، چقدر به انسان نزدیک است. آنچه برای من اهمیت داشت، نه صرفاً بازنمایی یک دوره تاریخی که پرداختن به انسان از ازل تا امروز بود.

محتوای این نمایش به چه بعدی از انسان اشاره دارد؟
در بسیاری از آثار نمایشی، شخصیتها به دو گروه مثبت و منفی تقسیم میشوند اما در این اثر با انسانهایی مواجهیم که نمیتوان آنها را بهطور کامل در یکی از این دو دسته قرار داد و در وجود هر فرد، هم امیال و افکار تاریک وجود دارد و هم گرایشهای روحانی و انسانی. این نگاه برای من جذاب بود که جامعه و شرایط پیرامونی چگونه میتوانند بر روان انسان تأثیر بگذارند، عشق او را به نابودی بکشانند یا ایمانش را به خطر بیندازند. حتی مظلومترین انسانها نیز ممکن است در شرایطی به موجودی آسیبزننده تبدیل شوند. از سوی دیگر، شاید فردی که امروز شر میپنداریم، در گذشته انسانی فداکار و نیکوکار بوده که خود قربانی شرایط شده است.
در جریان اجرا، دیالوگها و مفاهیم فلسفی و روانشناختی قابلتوجهی به چشم میخورد. با توجه به اینکه اثر اقتباسی است، تا چه اندازه در متن اصلی دخل و تصرف داشتید؟
تغییراتی در متن ایجاد کردم. مهمترین تغییر مربوط به پایانبندی نمایشنامه بود که آن را بهطور کامل بازنویسی کردم. در واقع، پایان نمایش ما با آنچه در نسخه اصلی کتاب وجود دارد متفاوت است. در بخش دیالوگها نیز بازنویسیهایی انجام دادم تا متن با نگاه و جهان اجرایی موردنظرم هماهنگتر شود.
یکی از وجوه قابلتوجه نمایش، نوع پرداخت به شخصیت زن و جایگاه او در روایت است. چه چیزی در این بخش برای شما اهمیت داشت؟
در وهله نخست، نگاه من به انسان فارغ از جنسیت است. با این حال، نمیتوان انکار کرد که در طول تاریخ، اجحافهایی در حق زنان صورت گرفته است. یکی از موضوعاتی که در این نمایش به آن پرداخته میشود، مسئله افراطگرایی است. ما در نمایش با یک شخصیت معتقد و در مقابل، فردی افراطی مواجه هستیم که باورهایش به رفتارها و دیالوگهایی ضدانسانی منجر میشود. البته نمیخواستم این مسئله صرفاً به افراطگرایی مذهبی محدود شود. افراط میتواند در هر نوع نگرش، مکتب فکری یا ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی شکل بگیرد. آنچه اهمیت دارد، خطر تبدیل باور به ابزاری برای نفی انسان و حقوق انسانی است.
با این وجود، بازخورد تماشاگران در شبهای اجرا چگونه بوده است؟ آیا فکر میکنید ماهیت تأملبرانگیز اثر، مخاطب خاصی را به سالن میکشاند؟
باید توجه داشت که نمایشها از نظر ساختار و نوع مخاطب با یکدیگر متفاوت هستند. برخی آثار برای مخاطب عام تولید میشوند و برخی دیگر، به دلیل ماهیت و محتوایشان، مخاطبان محدودتری دارند اما این به معنای کماهمیتتر بودن آنها نیست. مخاطب آثاری مانند «عزازیل» معمولاً از میان علاقهمندان به مباحث روشنفکرانه و تأملبرانگیز است. ما از ابتدا نیز انتظار نداشتیم روزانه ۲۰۰ نفر به تماشای این نمایش بنشینند.
طبیعتاً یک نمایش کمدی، شاد و موزیکال ممکن است مخاطبان بسیار بیشتری جذب کند و این تعداد برای آن آثار طبیعی باشد. اما درباره نمایشهایی با این ساختار، حتی حضور ۱۰ تا ۲۰ تماشاگر در یک اجرا نیز میتواند متناسب با نوع مخاطب آن باشد. واقعیت این است که نمیتوان انتظار داشت همه افراد جامعه بخواهند عمیقتر به زندگی نگاه کنند چراکه هرچه عمیقتر به مسائل نگاه کنیم، ممکن است رنج بیشتری را نیز تجربه کنیم. همه افراد انتخاب نمیکنند که چنین مواجههای با زندگی داشته باشند.

بهعنوان هنرمندی که فعالیت حرفهای خود را در عرصه تئاتر دنبال میکند، رسالت این هنر را چگونه برای خود تعریف می کنید؟
من هر زمان که امکان فعالیت در تئاتر را داشته باشم، تلاش میکنم آثاری را انتخاب کنم که نگاه هستیشناسانه و انسانشناسانه داشته باشند. به همین دلیل، بیشتر به سمت آثاری گرایش دارم که از دل آنها مفاهیم تراژیک و روانشناختی بیرون میآید. در واقع، علاقه من به تئاتری است که مخاطب را به تفکر وادار کند و او را با پرسشهایی درباره انسان و جهان مواجه سازد.
حرف پایانی؟
از تمام کسانی که در این شرایط دشوار اجتماعی واقتصادی این روزها، همچنان برای تئاتر وقت میگذارند و به تماشای آثار نمایشی میآیند، تشکر میکنم. حضور همین مخاطبان، برای ادامه این مسیر ارزشمند است.
انتهای پیام/
فائزه بنی نصرت