یادداشت/

وقتی تعصب سیاسی جای منافع ملی را می‌گیرد

1405/08/07 - 15:05 - کد خبر: 172110 نسخه چاپی

نصر: یکی از مسائلی که در سال گذشته به موضوع بحث و جدل میان جریان‌های سیاسی تبدیل شد، طرح سوآپ و واردات گاز از مسیر جمهوری آذربایجان بود. در آن مقطع، برخی از جریان‌های موسوم به ایرانشهری با موضع‌گیری‌های تند و یک‌طرفه علیه این همکاری، آن را زیر سؤال می‌بردند، موضع‌گیری‌هایی که در مواردی، بیش از آنکه بر بررسی همه‌جانبه منافع و هزینه‌های اقتصادی و راهبردی طرح استوار باشد، با نگاه منفی به جمهوری آذربایجان و حساسیت‌های هویتی و قومی گره خورده بود.

این اظهارنظرها نیز در برخی رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کرد، بی‌آنکه لزوماً همان میزان فرصت برای بررسی دیدگاه‌های مخالف و تبیین مزایای احتمالی این همکاری فراهم شود.
اکنون شرایط کشور تغییر کرده است. در پی جنگ چهل‌روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، زیرساخت‌های گازی در جنوب کشور آسیب دیده‌اند و نگرانی درباره ناترازی گاز و پیامدهای آن برای تأمین انرژی در فصل سرد افزایش یافته است. در چنین شرایطی، تأمین گاز مناطق شمالی و شمال‌غربی کشور با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو می‌شود؛ چراکه بخش مهمی از گاز ایران در جنوب تولید می‌شود و انتقال آن به مناطق دورتر، به ظرفیت تولید و شبکه انتقال وابسته است.
در این وضعیت، سوآپ گاز با جمهوری آذربایجان می‌تواند به‌عنوان یکی از ابزارهای مدیریت موقت ناترازی، به‌ویژه در شمال‌غرب کشور، اهمیت پیدا کند. ورود گاز از مسیری نزدیک‌تر به این مناطق می‌تواند بخشی از نیاز محلی را تأمین کند و از فشار بر شبکه انتقال سراسری بکاهد. روشن است که میزان این کمک به ظرفیت عملیاتی خطوط لوله، حجم واقعی گاز تحویلی و مفاد قرارداد بستگی دارد؛ اما همین امکان نیز برای کشوری که با محدودیت عرضه و آسیب به زیرساخت‌های خود مواجه شده، ارزشمند است.
نکته مهم اینجاست که هنگام طرح این همکاری، هنوز جنگ چهل‌روزه و آسیب‌های بعدی به زیرساخت‌های گاز رخ نداده بود. بنابراین، بحث بر سر این نیست که منتقدان باید آن حوادث را پیش‌بینی می‌کردند؛ مسئله این است که آیا در ارزیابی خود، همه منافع احتمالی سوآپ برای امنیت انرژی ایران را در نظر گرفته بودند یا نه. آیا نمی‌شد به‌جای موضع‌گیری قاطع و یک‌طرفه، درباره مزایا، هزینه‌ها، مخاطرات و منافع منطقه‌ای این طرح بحثی کارشناسی و متوازن شکل بگیرد؟
نقد اصلی متوجه آن رویکردی است که اختلافات سیاسی و حساسیت‌های هویتی را بر محاسبات فنی و اقتصادی مقدم می‌کند. اگر مخالفت با همکاری انرژی با جمهوری آذربایجان، به‌جای ارزیابی دقیق قرارداد، از تعصبات قومی و نگاه منفی به این کشور تأثیر پذیرفته باشد، چنین رویکردی نه‌تنها کمکی به منافع ملی نمی‌کند، بلکه ممکن است فرصت‌های مفید برای تأمین انرژی و مدیریت بحران را نیز از دستور کار خارج کند.
منافع ملی را نمی‌توان با معیار دوستی و دشمنی هویتی سنجید. هر طرحی باید با توجه به منافع اقتصادی، امنیت انرژی، هزینه‌ها و پیامدهای راهبردی آن ارزیابی شود؛ چه طرف قرارداد جمهوری آذربایجان باشد، چه روسیه و چه هر کشور دیگری. همان‌طور که نباید بدون بررسی کارشناسی از یک قرارداد دفاع کرد، نباید صرفاً به دلیل نگاه منفی به یک همسایه نیز آن را کنار گذاشت.
امروز که کشور با پیامدهای آسیب به زیرساخت‌های گازی و خطر تشدید ناترازی در فصل سرد مواجه است، ارزش مسیرهای جایگزین تأمین انرژی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. سوآپ گاز آذربایجان شاید به‌تنهایی مشکل ناترازی را حل نکند، اما می‌تواند در مدیریت موقت آن، به‌خصوص در شمال‌غرب کشور، نقش مؤثری داشته باشد. پرسش اساسی از جریان‌هایی که آن روز یک‌طرفه علیه این همکاری موضع می‌گرفتند و مواضعشان در رسانه‌ها بازتاب می‌یافت، این است: آیا اکنون حاضرند به‌جای تعصبات سیاسی و هویتی، با همان صراحت درباره منافع احتمالی این مسیر برای امنیت انرژی ایران نیز سخن بگویند؟

به قلم هادی دادگر 
انتهای پیام/
وقتی تعصب سیاسی جای منافع ملی را می‌گیرد نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک