نتایج یک پژوهش/
گریه؛ واکنشی طبیعی برای مدیریت هیجانهای شدید
1405/07/28 - 16:44 - کد خبر: 171416
نسخه چاپی
نصر : گریه تنها واکنش به غم و فشار روانی نیست و میتواند راهی برای بروز هیجانهای سرکوبشده باشد. یک روانشناس بالینی معتقد است این برونریزی زمانی میتواند کمککننده باشد که در فضایی امن و در کنار شناسایی ریشههای مشکلات روانی اتفاق بیفتد.
به گزارش نصر، گریه یکی از طبیعیترین واکنشهای انسان در مواجهه با غم، فشار روانی و هیجانهای شدید است؛ واکنشی که از کودکی تا بزرگسالی همراه انسان میماند، اما بسیاری از افراد در طول زندگی یاد میگیرند احساسات خود را پنهان کنند یا حتی از گریه کردن خجالت بکشند. در حالی که بروز احساسات و امکان تجربه و بیان هیجانها، بخشی از سلامت روان انسان است و سرکوب مداوم آنها میتواند فرد را با فشارهای روانی بیشتری مواجه کند.
در همین زمینه، چندی پیش ویدئویی در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، وایرال شد که در آن دختری برای گریه کردن و تخلیه احساسات خود، در ازای پرداخت پول از کمک یک «مربی گریه» استفاده میکرد. انتشار این ویدئو، فارغ از قضاوت درباره چنین خدماتی، بار دیگر این سؤال را مطرح کرد که آیا انسان ممکن است آنقدر از بیان احساسات خود فاصله گرفته باشد که برای گریه کردن نیز به کمک دیگری نیاز پیدا کند؟
از سوی دیگر، آیا گریه کردن واقعاً میتواند از فشار روانی کم کند و حال فرد را بهتر کند یا آرامشی که پس از گریه تجربه میشود، تنها موقتی است؟ اگر فردی بارها هیجانهای خود را با گریه تخلیه کند، اما سراغ علت اصلی اضطراب، غم یا فشار روانی خود نرود، آیا این برونریزی به تنهایی میتواند راهگشا باشد؟
برای بررسی نقش گریه و برونریزی هیجانی در سلامت روان و اینکه این فرایند در چه شرایطی میتواند کمککننده باشد، با دکتر سعید بابایی، متخصص روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه گفتوگو کردهایم.
گریه کردن با سلامت روان منافاتی ندارد
بابایی با تأکید بر طبیعیبودن گریه کردن، آن را یکی از هیجانهایی میداند که باید امکان بروز داشته باشد. به گفته او، گریه کردن هیچ منافاتی با سلامت روان ندارد و احساسات و هیجانهای سرکوبشده نیز باید امکان بروز پیدا کنند.
این متخصص روانشناسی بالینی با این حال تأکید میکند که بروز چنین هیجانهایی، بهویژه زمانی که در چارچوب درمان دنبال میشود، باید در شرایط مناسب و با کمک متخصص صورت گیرد. در اتاق درمان و در شرایطی که متخصص ابعاد مختلف وضعیت فرد را ارزیابی میکند، هیجانهای سرکوبشده میتوانند در فضایی امن و علمی بروز پیدا کنند.
وضعیت اقتصادی، تعیینکننده هیجانهای سرکوبشده نیست
بابایی با اشاره به ویدئوی وایرالشدهای که در آن ادعا میشد برخی افراد متمول برای گریه کردن و تخلیه هیجانی به «مربی گریه» مراجعه میکنند، تأکید میکند برخورداری از شرایط مالی مناسب یا جایگاه خانوادگی مطلوب، لزوماً به معنای برخورداری از سلامت هیجانی و نبود احساسات سرکوبشده نیست و حتی افرادی که از نظر مالی شرایط مطلوبی دارند نیز ممکن است با هیجانهای سرکوبشده مواجه باشند.
او یکی از دلایل احتمالی را به سبک فرزندپروری مرتبط میداند؛ شرایطی که ممکن است در آن، فرد از دوران کودکی امکان بیان احساسات خود را نداشته یا فرصت کافی برای شناخت و مدیریت هیجانهایش پیدا نکرده باشد.
به گفته بابایی، سرکوب احساسات و هیجانها در نهایت میتواند برای فرد آزاردهنده و آسیبزا باشد. از همین رو، هنگامی که فرد در فضایی امن امکان بروز احساسات خود را پیدا میکند، ممکن است یکی از هیجانهایی که در این فرایند بروز مییابد، گریه باشد.
برونریزی هیجانی، پایان مسیر درمان نیست
این استاد دانشگاه در عین حال بر این نکته تأکید دارد که نباید گریه و برونریزی هیجانی را با فرایند کامل درمان یکسان دانست. از نظر او، پس از آنکه فرد احساسات خود را بیان و هیجانهایش را برونریزی کرد، باید مشخص شود گام بعدی چیست و آیا این فرایند قرار است صرفاً تکرار شود یا فرد باید به سراغ حلوفصل مسئله اصلی برود.
بابایی میگوید ممکن است در پس این وضعیت، عواملی همچون تروماهای دوران کودکی، اضطرابهای درماننشده، افسردگی، بحرانهای دیگر، ضعف عزتنفس یا ضعف اعتمادبهنفس وجود داشته باشد. بنابراین، در کنار فراهمکردن امکان بروز احساسات، باید علت شکلگیری این وضعیت نیز شناسایی شود.
او توضیح میدهد که این عوامل را میتوان با استفاده از ابزارهای مختلف سنجش، آزمونها و تکنیکهای درمانی شناسایی کرد و در ادامه، راهکارها و تکنیکهای لازم را برای خروج فرد از این وضعیت به کار گرفت.
گریه تنها یک بخش از فرایند درمان است
بابایی در ادامه تأکید میکند که برونریزی احساسات و هیجانها تنها یکی از ابزارهایی است که میتواند به بهبود حال فرد کمک کند و نباید آن را بهعنوان یک روش مستقل و کامل درمان در نظر گرفت.
او توضیح میدهد که در فرایند درمان، علاوه بر هیجانها و احساسات، باید باورهای فرد، آسیبهایی که در دوران کودکی و نوجوانی تجربه کرده، نظام فرزندپروری، شیوه تفکر و مجموعه عواملی که شخصیت و وضعیت روانی او را شکل دادهاند نیز بررسی شوند.
به گفته این روانشناس، همه این موارد در کنار یکدیگر یک مجموعه را تشکیل میدهند و نمیتوان تنها یک بخش از این مجموعه را جدا کرد و برای آن تأثیر مستقل و صددرصدی در نظر گرفت.
بابایی تأکید میکند که اگر درمان را مجموعهای متشکل از عوامل متعدد در نظر بگیریم، ممکن است ۱۰ یا ۲۰ عامل و مؤلفه در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا فرایند درمان شکل بگیرد؛ در این میان، هیجانها و احساسات سرکوبشدهای که فرد ممکن است تجربه کرده باشد، یکی از عوامل مهم و در مواردی از نخستین موضوعاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
بروز احساسات باید در فضای امن و علمی باشد
بابایی در جمعبندی تأکید میکند که گریه کردن و ابراز احساسات و هیجانها امری طبیعی و در مواردی کمککننده است، اما محل و شرایط بروز آن اهمیت دارد. از نظر او، این فرایند باید در یک فضای علمی و با حضور روانشناس یا درمانگر انجام شود.
او معتقد است پس از بروز هیجانها، مسئله اصلی این است که فرد بتواند عوامل و مشکلاتی را که زمینهساز این وضعیت بودهاند، شناسایی کند و برای حل آنها گام بردارد. بنابراین، گریه میتواند بخشی از فرایند درمان باشد، اما بهتنهایی جایگزین درمان و بررسی ریشههای مشکلات روانی نخواهد شد.
انتهای پیام/
خبرگزاری ایرنا