به گزارش نصر، این روزها که نمایش «الکترا» با حضور درخشان بازیگر اصلی اش، دل تماشاگران را در این روایت اسطوره ای یونانی به همدلی واداشته، نمی توان حضور متفاوت و درخشان گروه همسرایان را در کنار الکترای این نمایش تراژیک، نادیده گرفت. در اینجا، گروه همسرایان نظارهگر رنج و سرنوشت شخصیتهای اسطوره ای نیستند و در لحظاتی از اجرا، چنان با بازی بازیگران درهم میآمیزند که مرز میان حرکت جمعی و کنش فردی کمرنگ میشود. بدنها، مکثها و حرکتهای هماهنگ با وسعت تراژدی حاکم بر اتمسفر صحنه، به امتداد احساسات و تنشهای داستان پیش می روند و جایی که کلمات از بیان تمام رنج الکترا بازمیمانند، حرکت با زبان خاص خود، به میدان می آید؛ زبانی که طراحی آن، پرسش از جایگاه کورئوگرافی در تئاتر را پیش میکشد و مجال گفتگو با «فریبا سهرابی» فراهم می شود.
از سختی های کورئوگرافی نمایش «الکترا» برایمان بگویید؟
در کاری مانند «الکترا» که ریشه در تراژدی یونان باستان دارد، نمیتوان بدون شناخت جهان فکری و فرهنگی آن دوران، به سراغ طراحی حرکت رفت. از طرف دیگر، این نمایش به زبان ترکی اجرا میشود و لازم است مخاطب تبریزی نیز بتواند با آن ارتباط برقرار کند و به نوعی همذاتپنداری برسد. گروه همسرایان در این تراژدی یونانی فقط یک گروه حاضر در صحنه نیستند. آنها در کنار شخصیت اصلی، اتفاقات و احساسات نمایش قرار میگیرند و باید بتوانند این ارتباط را با حرکت فیزیکال منتقل کنند. گاهی دلداری میدهند، گاهی سرزنش میکنند و گاهی با واکنشهایشان مسیر احساسی روایت را پیش میبرند. در طراحی حرکتهای این گروه، تلاش کردم این تغییرات در رفتار و احساس بهدرستی دیده شود. حرکات هماهنگ باید به گونه ای باشمد که تماشاگر فقط هماهنگی بدنی گروه را نبیند بلکه ارتباط آنها با الکترا و وضعیت تراژیک او را احساس کند. برای من مهم بود که گروه همسرایان در «الکترا» فراتر از خلق زیبایی بصری، به بخشی زنده از روایت تبدیل شوند.
فرمودید یکی از دشواریهای طراحی حرکت در «الکترا»، تراژیکبودن اثر است. چگونه میان رقص و فضای سوگآلود نمایش تعادل برقرار کردید؟
حرکات فیزیکال در فضایی تراژیک ممکن است در نگاه نخست نوعی تناقض ایجاد کند بهویژه در نمایشنامهای که با سوگ، رنج و اضطراب گره خورده است. برای من این پرسش مطرح بود که چگونه میتوان حرکت را وارد چنین جهانی کرد، بدون اینکه از عمق تراژدی کاسته شود. به نظرم رقص تراژیک چندلایه است. حرکت میتواند در عین آنکه با موسیقی و ریتم ارتباط دارد، حامل سوگ، اضطراب، اندوه و تنش نیز باشد. در «الکترا»، بدن باید بتواند چیزی از رنج شخصیت را منتقل کند که شاید بهسادگی در کلام بیان نشود. من در جستوجوها و مطالعاتم، نمونههای زیادی از کورئوگرافی گروهی تراژیک در تئاتر ایران پیدا نکردم و بهویژه در زمینه تراژدی یونانی، نمونهای که بتوانم آن را با این تجربه مقایسه کنم، نیافتم. دوست داشتم چنین آثاری بیشتر در دسترس باشند تا امکان نقد، بررسی و تبادل نظر با طراحان دیگر فراهم شود.
سکون و انزوای الکترا چه نسبتی با حرکتهای گروه همسرایان دارد که انقدر در لحظات عاطفی نمایش، چشم نواز است؟
یکی از نکات مهم در طراحی حرکت این نمایش، تقابل میان وضعیت الکترا و گروه همسرایان است. الکترا در بخشهایی از اثر با انزوا، رنج و اضطراب خود روبهروست که در مقابل، گروه همسرایان حضور جمعی دارند و واکنشهایشان میتواند این وضعیت را برجسته کند. برای همین، حرکت و سکون در طراحی من به یک اندازه اهمیت دارند. در برخی لحظات، حرکت گروه میتواند فضای عاطفی نمایش را پیش ببرد و در لحظاتی دیگر، هنگامی که اضطراب الکترا به نقطهای حساس میرسد، سکون گروه معنای بیشتری پیدا میکند. معتقدم بدن همیشه با حرکتکردن حرف نمیزند و گاهی ایستادن است که معنا را منتقل میکند. تلاش کردم این نسبت میان حرکت، سکون و وضعیت روانی شخصیتها در کورئوگرافی «الکترا» حفظ شود.
در طراحی این اثر تا چه اندازه از نمونههای خارجی الهام گرفتید و چه بخشی از کار حاصل طراحی شخصی شماست؟
من کاملاً معتقدم که برای پیشرفت در این حرفه باید آثار خارجی را ببینیم، مطالعه کنیم و از تجربههای دیگران بیاموزیم. کورئوگرافی در جهان در حال تحول است و نمونههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد چگونه میتوان بدن را به یکی از عناصر اصلی بیان تئاتری تبدیل کرد.
در طراحی «الکترا» نیز از آثار خارجی الهام گرفتم و آنها را بررسی کردم اما تمام حرکتهایی که برای این نمایش طراحی شدهاند، حاصل طراحی شخصی خودم هستند. الهامگرفتن از تجربههای دیگران به معنای تکرار آنها نیست و طراح باید بتواند با شناخت نیازهای اثر، راهحل حرکتی متناسب با همان نمایش را پیدا کند. به عقیده من گورئوگرافی یعنی طراحی عمیق حرکات بدنی متناسب و صرف کنار هم قرار دادن چند حرکت، حتی اگر زیبا و چشمنواز باشند، به معنای شکلگیری یک کورئوگرافی منسجم نیست.
گاهی در نمایشها، بخشهای حرکتی، مستقل از بازی و تیاتر به نظر میرسند و حتی بر هنر نمایشی بازیگران غالب می شوند! چگونه میتوان از این گسست جلوگیری کرد؟
کورئوگرافی باید چنان در ساختار نمایش ادغام شود که بهعنوان عنصری جداگانه و تحمیلشده به چشم نیاید. این اتفاق زمانی رخ میدهد که طراح حرکت، کارگردان و بازیگران درک مشترکی از جهان اثر داشته باشند و حرکت در امتداد بازی و میزانسن شکل بگیرد. در تئاتر، حرکت نباید چیزی باشد که وصله ای به جهان داستان به چشم بیاید تا صحنه جذابتر شود. اگر حرکت نتواند به روایت، شخصیتپردازی یا انتقال احساس کمک کند، ممکن است به عنصری تزئینی تبدیل شود و حتی به انسجام اثر آسیب بزند.
طبق مطالعات شما، بدن و حرکات فیزیکال چه جایگاهی در تئاتر معاصر دارند و آیا اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؟
بدن زبانی جهانی است. دکور، نور، میزانسن و دیگر عناصر اجرایی میتوانند از فرهنگ و سنتهای هر کشور تأثیر بگیرند اما بدن ظرفیت ارتباطی گستردهای دارد و میتواند فراتر از مرزهای زبانی، احساس و معنا را منتقل کند. به همین دلیل، در بسیاری از تجربههای تئاتری جهان، بدن به یکی از محورهای اصلی بیان تبدیل شده است. این روند برای من بسیار خوشحالکننده است چون نشان میدهد حرکت میتواند جایگاهی فراتر از همراهی با موسیقی یا ایجاد زیبایی بصری پیدا کند. البته این جایگاه زمانی تثبیت میشود که طراحی حرکت از پشتوانه فکری و مطالعاتی برخوردار باشد. ما هم باید آثار بینالمللی را ببینیم، تجربههای خودمان را ارزیابی کنیم و امکان نقد و بررسی تخصصی را جدی بگیریم تا بتوانیم در این مسیر پیشرفت کنیم.
با وجود گسترش استفاده از حرکات مبتنی بر رقص آذربایجانی در تئاتر تبریز، چه خلأیی در این حوزه احساس میکنید؟
من بار دیگر تأکید میکنم که از گسترش حضور حرکات مبتنی بر رقص آذربایجانی در تئاتر تبریز مفتخر و خوشحالم و آن را اتفاقی ارزشمند میدانم. این ظرفیت فرهنگی میتواند زمینهساز تجربههای تازهای در تئاتر باشد بهخصوص وقتی حضور بانوان در اجراهای فیزیکی و حرکتی بیشتر میشود اما در کنار این اتفاق، نیاز داریم که کورئوگرافی تئاتر بهعنوان یک تخصص مستقل جدی گرفته شود. مسئله اصلی این نیست که از چه نوع حرکتی استفاده میکنیم، مسئله این است که آن حرکت چه ضرورتی در نمایش دارد و چگونه در خدمت اثر قرار میگیرد. اگر قرار است این هنر در تبریز رشد کند، باید امکان آموزش، نقد، بررسی و مقایسه تجربهها نیز فراهم شود.
برای ارتقای این حرفه در تبریز، چه چیزی بیش از همه ضرورت دارد؟
به نظرم بیش از هر چیز به افزایش دانش تخصصی و شکلگیری فضای نقد و گفتوگو نیاز داریم. باید طراحان بیشتری در این حوزه فعالیت کنند تا بتوانیم آثار را بررسی کنیم و درباره نقاط قوت و ضعفشان حرف بزنیم و از تجربههای یکدیگر بیاموزیم. همچنین لازم است ارتباطمان با تجربههای بینالمللی حفظ شود. نمیتوانیم بدون دیدن و مطالعه آنچه در جهان اتفاق میافتد، انتظار داشته باشیم زبان اجراییمان ارتقا پیدا کند. البته هدف، تقلید از دیگران نیست بلکه با شناخت تجربههای متنوع، توانایی بیشتری برای خلق شیوههای متناسب با آثار خودمان پیدا خواهیم کرد. کورئوگرافی به اندازه دیگر عناصر تئاتر به دانش و تخصص نیاز دارد.
اگر در پایان بخواهید مهمترین اصل در کورئوگرافی تئاتر را بیان کنید، به چه نکتهای اشاره میکنید؟
بدن حامل چیزی فراتر از کلمات است لذا برای رسیدن به این ظرفیت که از بدن در نمایش هایمان استفاده کنیم، باید آن را جدی بگیریم، دربارهاش مطالعه کنیم و به طراحی حرکت بهعنوان یک حرفه تخصصی نگاه کنیم. امیدوارم در تبریز نیز این نگاه تقویت شود تا حرکت در تئاتر، نه عنصری تزئینی و جداافتاده، بلکه بخشی ضروری از زبان نمایش باشد.
گفتنی است؛ نمایش «الکترا» تا ۲۵ مهرماه بر روی صحنه است و علاقه مندان می توانند جهت تهیه بلیط به سایت
ebilit.com مراجعه کنند.
انتهای پیام/