گزارش/
بازخوانی سوگ الکترا در بستر فرهنگی تبریز
1405/07/11 - 15:52 - کد خبر: 169942
نسخه چاپی
نصر: اهمیت یک اجرای تئاتری همیشه فقط به آنچه روی صحنه روایت میشود محدود نیست؛ گاهی «زبان روایت» نیز بخشی از معنای اثر است.
به گزارش نصر، «الکترا»ی سوفوکل، اینبار در تبریز به زبان ترکی آذربایجانی به کارگردانی علی فتوحی، متنی کلاسیک را از یونان باستان به صحنه امروز آورده و در زیست زبانی و عاطفی مخاطب تبریزی بازخوانی میشود.
پرسش اصلی این است که شنیدن تراژدی سوفوکل به زبان آشنای مخاطب، چه تغییری در نسبت او با اثر ایجاد میکند؟
الکترا، پیش از آنکه صرفاً داستان انتقام باشد، روایت روانی گرفتار در سوگ است؛ سوگی که پایان نمییابد و با خشم، نفرت، انتظار و میل به انتقام درهم میآمیزد. او در جهانی زندگی میکند که گذشته در آن هنوز به پایان نرسیده است. فقدان برای الکترا فقط خاطرهای از گذشته نیست، بلکه بخشی از هویت و زندگی روزمره اوست. از این منظر، نمایش را میتوان روایتی درباره سوگ پیچیده، بازگشت ذهن به تجربهای آسیبزا و دشواری عبور از فقدان دانست. مسئله فقط کشتهشدن پدر نیست؛ بلکه این است که فقدان چگونه ادراک انسان از زمان و زندگی را تغییر میدهد.
در این نقطه، زبان اهمیت پیدا میکند.
زبان مادری برای بسیاری از دوزبانهها تنها ابزار انتقال معنا نیست؛ با خاطرات کودکی، روابط خانوادگی و تجربههای عاطفی پیوند دارد. برخی پژوهشهای روانشناختی و زبانشناختی نیز نشان دادهاند که زبانهای مختلف ممکن است بر شیوه تجربه و بازخوانی هیجان اثر بگذارند. با این حال، این تفاوتها همگانی نیستند و به سابقه زبانی، میزان تسلط و زمینه زندگی هر فرد بستگی دارند.
از همین رو، شنیدن سوگ و خشم الکترا به ترکی آذربایجانی برای تماشاگر تبریزی میتواند فراتر از مواجهه با ترجمهای صرف از یک متن کلاسیک باشد. واژگان عاطفی نمایش در زبانی شنیده میشوند که برای بسیاری از مخاطبان با زندگی روزمره، خاطرات و روابط نزدیکشان پیوند دارد. این امر میتواند در آهنگ صدا، لحن، اصطلاحات و تداعیهای زبانی آشکار شود؛ واژهای که در زبانی دیگر فقط معنایی مشخص دارد، در زبان نخست ممکن است خاطره یا احساسی اضافی را نیز فعال کند. البته این واکنش برای همه یکسان نیست، اما زبان میتواند بخشی از تجربه بدنی و عاطفی نمایش باشد.
بنابراین اجرای یک تراژدی یونانی به ترکی آذربایجانی در تبریز را نمیتوان فقط انتخابی زبانی دانست. سوفوکل همچنان نویسندهای متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد و الکترا شخصیتی برخاسته از اسطوره یونانی است، اما زبان اجرا میتواند فاصله میان جهان اسطوره و تجربه معاصر مخاطب را کاهش دهد. زبان مادری اثر جهانی را صرفاً «بومی» نمیکند؛ بلکه امکان تازهای برای ارتباط با آن فراهم میآورد.
در سالهای اخیر، حضور تئاتر به زبان ترکی آذربایجانی در تبریز نیز از همین منظر اهمیت یافته است. در چنین اجراهایی، ترکی فقط زبان گفتوگو نیست؛ در ریتم، بدن، موسیقی و رابطه میان بازیگر و تماشاگر نیز حضور دارد. انتخاب متنی کلاسیک مانند «الکترا» نشان میدهد که زبان مادری میتواند حامل مفاهیم پیچیدهای چون تراژدی، سوگ، تعارض اخلاقی، خشونت، قدرت، انتقام و بحران هویت باشد. این زبان فقط زبان خانه و زندگی روزمره نیست؛ زبان فلسفه، تراژدی و اندیشه نیز هست.
در «الکترا»، همنشینی مضمون و زبان معنای ویژهای پیدا میکند. نمایش درباره انسانی است که نمیتواند از گذشته جدا شود و به خاطره پدر، فقدان و تاریخ خانوادگی خود گره خورده است. اجرای این شخصیت در تبریز و به زبانی پیوندخورده با تجربههای عاطفی و خانوادگی بخشی از مخاطبان، میتواند زمینه همحسی بیشتری فراهم کند؛ هرچند میزان این همحسی به تجربه و دریافت هر تماشاگر بستگی دارد. نمیتوان با قطعیت گفت شنیدن نمایش به زبان مادری برای همه عمیقتر یا مؤثرتر است؛ تجربه هنری چندلایه است و زبان تنها یکی از عوامل آن به شمار میرود.
با این حال، زبان مسیر ورود مخاطب به هیجان و معنا را تغییر میدهد. تئاتر فقط داستانی را روایت نمیکند؛ گاهی امکان میدهد آن را از نقطهای نزدیکتر به تجربه زیسته خود بشنویم.
«الکترا»ی سوفوکل در تبریز، از این منظر، صرفاً بازخوانی یک تراژدی باستانی نیست؛ تلاقی سه زمان است: زمان اسطوره، زمان زبان و زمان مخاطب. اسطوره از یونان باستان آمده، زبان از فرهنگ و حافظه زیسته مردم آذربایجان، و مخاطب در زمان اکنون نشسته است؛ در سالنی که صدای شخصیتی چند هزار ساله با زبانی آشنا شنیده میشود.
ارزش چنین اجرایی را شاید بتوان در همین امکان جستوجو کرد: یک اثر جهانی، بدون از دست دادن پیشینه تاریخی خود، میتواند از مسیر زبان خانه دوباره شنیده شود.
انتهای پیام/
نویده رئوف فرد