اختصاصی نصر | آسیبشناسی جامعه رسانهای/
شهرت مجازی؛ وقتی نمایش جای شایستگی را میگیرد
1405/07/01 - 13:54 - کد خبر: 168762
نسخه چاپی
نصر: نفوذ بیحدومرز شبکههای اجتماعی در لایههای زندگی، سبک زندگی اجتماعی را دچار تغییر کرده است. ظهور مفاهیمی مانند «جامعه رسانهای شده» مرزبندی جدیدی در روابط بین افرادایجاد کرده است. همچنین این مفاهیم معیارهای سنتی شهرت را با علامت سئوال مواجه کرده و به دنبال آن نیز پدیده جدیدی به نام «میکروسلبریتیها» را به وجود آورده است؛ چهرههایی که بدون داشتن شایستگیهای اصیل یا حتی با تکیه بر نمایش سبک زندگی، میلیونها بازدید را به دست میآورند.
به گزارش نصر، تحولات حوزه فناوری، فرآیند ارتباطات را به سمت کنشگریهای فردی سوق داده است. اما در پشت پرده این جذابیتها، نوعی بیاعتمادی به رسانههای رسمی و زوال هویت رخ میدهد. نصر در این گزارش، پدیده شهرت مجازی و ابعاد جامعهشناختی، ارتباطاتی و آسیبهای ناگفته آن را بررسی میکند.
قهرمانانی که اصالت ندارند
حسن آذری، جامعهشناس و استادیار علوم اجتماعی دانشگاه تبریز در گفتوگو با نصر با اشاره به تغییر مفهوم واقعیت در عصر جدید گفت: جامعه امروز ما بهشدت رسانهای شده است؛ به این معنا که بخش زیادی از واقعیتهای روزمره، نه در عرصه واقعی زندگی، بلکه توسط رسانهها و شبکههای اجتماعی ساخته و بازتعریف میشوند.
وی با تشریح افول معیارهای شایستگی در بازتعریف مفاهیم اصیل افزود: در گذشته واژه «قهرمان» برای فردی به کار میرفت که دست به کار بزرگی زده یا مهارت و دانشی ویژه داشت؛ اما امروزه شاهد برساختِ قهرمانانی هستیم که حاصل چارچوببندی، فیلترها و الگوریتمهای رسانهای هستند و الزاماً هیچ شایستگی درونی و ساختاری ندارند.
الگوریتمها جای شایستگی را میگیرند
محمدرضا عزیزپور، روزنامهنگار و فعال حوزه ارتباطات سیاسی، با نگاهی به پیامدهای جامعه پلتفرمی معتقد است که ساختار جدید فضای مجازی منجر به نوعی ذرهای شدن جامعه شده است.
عزیزپور در تحلیل فضای به وجود آمده میگوید: یکی از تفاوتهای مهم فضای جدید ظهور شهروندان منتقد و معترض است. سطح و عمق این اعتراضها و انتقادها شامل محدودههای وسیعی میشود.
او میافزاید: افسونزدایی از پدیدهها و مفاهیم، ویژگی بارز کاربران جدید شبکههای اجتماعی است. رد الگوها و قهرمانان کاربران نسل جدید را در پروفایل تلفنهای همراه میتوان یافت و این قهرمانها ممکن است یک چهره سیاسی، ورزشی و یا حتی یک آدم معمولی باشد.
عزیزپور همچنین با اشاره به افزایش بیاعتمادی نسبت به رسانههای رسمی خاطرنشان کرد: این فردگرایی افراطی و بیاعتمادی، آسیب جدی جامعه ماست؛ چرا که در نهایت به تشکیل گروههایی میانجامد که هیچ تحمل و تابی برای شنیدن صدای مخالف خود در هیچ عرصهای ندارند و نتیجه آن، قطبی شدن شدید جامعه است.
جراحتهای پنهان روان
یکی از نگرانکنندهترین تحولات اخیر در فضای به وجود آمده، ظهور سلبریتیهای کودک یا همان کودکان کار مدرن است. والدینی که به شوق کسب درآمد، فالوور و اسپانسر، حریم خصوصی، کودکانی و خندههای معصومانه فرزندان خود را در ویترین عمومی قرار میدهند.
بررسیها و گزارشهای اخیر نشان میدهد، این شهرت زودهنگام و تحمیلی، ضربات جبرانناپذیری بر روح و روان این کودکان وارد میکند. کودکی که بهجای بازی و جامعهپذیری طبیعی، مجری سناریوهای بزرگسالان میشود، در آستانه بزرگسالی با بحرانهای عمیقی چون افسردگی، انزوا، افت تحصیلی و حتی احساس از دست رفتن کودکی مواجه خواهد شد.
از سوی دیگر، انتشار تصاویر و ویدیوهای شخصی کودکان در شبکههای اجتماعی، آنها را در معرض خطرات وحشتناکی مانند سوءاستفادههای جنسی، تعرضهای کلامی در لایوها و نظرات و سوءاستفاده مجرمان سایبری قرار میدهد؛ بستر و خطری که اغلب توسط والدین جویای شهرت، به تمامی نادیده گرفته میشود.
فقر سواد رسانهای
رسانههای سنتی دارای سلسلهمراتب، نظارت و سرمایهگذاری سنگین بودند؛ اما شبکههای اجتماعی این معادله را برهم زدهاند. امروزه هر فرد بدون نیاز به واسطه، به یک تولیدکننده محتوا تبدیل شده است. در این میان، میکروسلبریتیها با بهرهگیری از این خودمختاری، مخاطبان هدف خود را درگیر رفتارهای نمایشی میکنند.
دکتر آذری در همین رابطه با هشدار نسبت به آسیبهای هواداری افراطی از این چهرهها گفت: میکروسلبریتیها با بازنمایی موضوعات از زاویه دید شخصی و سطحی خود، ارزشهای کاذبی میسازند که اگر جامعه نسبت به آن آگاهی نداشته باشد، دچار سردرگمی هویتی و آسیبهای اجتماعی عمیق میشود.
عزیزپور نیز در همین رابطه تأکید میکند: در فضای فعلی، نبود آگاهیهای لازم و فقر سواد رسانهای باعث توسعه نادانی در شبکههای اجتماعی و ترویج هرچه بیشتر موضوعات کماهمیت شده است.
راهکار گذر از سراب مجازی به واقعیت
در پایان باید اشاره کرد، تنها راه ایمنسازی جامعه، افزایش آگاهی عمومی و تفکر انتقادی است تا مخاطب بپذیرد آنچه در صفحه تلفن همراه میبیند، نه واقعیت، بلکه یک نمایش برنامهریزیشده برای جذب لایک و سرمایه است. تشخیص مرز میان واقعیت زندگی و نمایشهای ویترینی فضای مجازی و صیانت از حریم کودکان، تنها راه مقابله با بازی الگوریتمها و بازگرداندن شایستهسالاری و امنیت روان به جامعه است.
انتهای پیام/
نصر