گزارش اختصاصی نصر /

چرخه معیوب مدیریت سگ‌های بلاصاحب در تبریز

1405/06/21 - 16:56 - کد خبر: 168165 نسخه چاپی

نصر: باز هم ماجرای تکراری تقابل جان و حقوق انسان و حیوان. این بار کودکی چهار ساله مورد حمله یک سگ هار قرار گرفت و علی‌رغم تلاش پزشکان جان خود را از دست داد و به دنبال آن، عده‌ای اقدام به کشتار سگ‌های بی‌صاحب کردند. اما آیا راه بهتری برای مدیریت این مسئله وجود ندارد؟

به گزارش نصر، امیرحسام خیری صلوات در تاریخ دوازدهم مرداد سال ۱۴۰۵ مورد حمله یک سگ هار قرار گرفت و با وجود انجام اقدامات پزشکی و مراقبتی، متأسفانه در تاریخ هفتم شهریور جان خود را از دست داد. این اتفاق بار دیگر یادآوری تلخی از موضوع مهم اما مغفول شهر ما یعنی مدیریت و سازماندهی سگ‌های بلاصاحب شد.
در ماه‌های گذشته نیز حمله دلخراش و شدید یک سگ در محوطه دانشگاه تبریز به یک دختر دانشجوی یاسوجی خبرساز شده بود، حادثه‌ای که به دنبال آن دختر جوانی بارها زیر تیغ جراحان زیبایی رفت تا شاید آسیب‌های به جا مانده کم‌رنگ‌تر شوند. سؤال اینجاست که مردم این شهر و مهمانان تا کی باید تاوان تصمیم‌های اشتباه، سهل‌انگاری‌ها و عدم دوراندیشی مسئولان را بدهند؟ چرا باید روزی انسانی قربانی ضعف مدیریت شود و فردا حیوانی تحت رفتارهای هیجانی مورد آزار، شکنجه و کشتار قرار بگیرد؟
مسئله مدیریت و ساماندهی سگ‌های بی‌صاحب، طبیعتاً مسئله‌ای نیست که مسئولیت آن متوجه یک نهاد یا سازمان باشد. سازمان مدیریت پسماند شهرداری، دانشگاه علوم پزشکی و در ذیل آن معاونت بهداشت و دامپزشکی، محیط زیست و دیگر دستگاه‌های مرتبط، شرکای این فرآیند هستند و طبیعتاً اختلال یا کم‌کاری در هر یک از این بخش‌ها می‌تواند نتیجه نهایی را با مشکل مواجه کند.
طبق اعلام سیمین خیاط‌ زاده، رئیس گروه بیماری‌های واگیر معاونت بهداشت، سالانه ۲۴۰ میلیارد تومان در استان صرف تهیه و تزریق واکسن هاری برای افرادی می‌شود که مورد حمله حیوانات قرار گرفته‌اند. این رقم قابل توجه، تنها بخشی از هزینه‌ای است که می‌توان به مسئله سگ‌های آزادگرد نسبت داد؛ چراکه هزینه‌های درمان جراحت، خدمات بیمارستانی، آسیب روحی، جمع‌آوری و نگهداری حیوانات و پیامدهای اجتماعی و شهری این وضعیت نیز هزینه‌های پیدا و پنهانی دارند که بر اقتصاد افراد و جامعه تحمیل می‌شود‌
در این میان، عقیم‌سازی سگ‌ها یکی از ابزارهای مؤثر برای کنترل جمعیت سگ‌ها عنوان می‌شود؛ اقدامی که سال‌هاست به دلیل هزینه‌های اجرایی و نبود یک برنامه پایدار، بی‌نتیجه مانده است. در نگاه نخست، عقیم‌سازی ممکن است هزینه‌ای اضافی برای مدیریت شهری به نظر برسد، اما اگر مسئله را در یک بازه زمانی بلندمدت ببینیم، باید پرسید هزینه ادامه وضعیت موجود چقدر است؟
اگر هر سال بخشی از سگ‌ها جمع‌آوری شوند، اما تولیدمثل آنها، رهاسازی توله‌ها، دسترسی به پسماند و منابع غذایی و ورود سگ‌های جدید به چرخه همچنان ادامه داشته باشد، مسئله دوباره تولید خواهد شد. تجربه‌ها و مطالعات مربوط به مدیریت جمعیت سگ‌های بلاصاحب پرسه‌زن نیز نشان می‌دهد که عقیم‌سازی، به‌ویژه در کنار واکسیناسیون و سایر اقدامات مدیریتی، می‌تواند به تثبیت و کاهش تدریجی جمعیت کمک کند.
از این منظر، هزینه ساماندهی اصولی سگ‌های بی‌صاحب را نمی‌توان صرفاً یک هزینه جاری برای شهرداری یا دستگاه‌های مسئول دانست؛ این هزینه می‌تواند نوعی سرمایه‌گذاری برای کاهش هزینه‌های آینده در حوزه سلامت، مدیریت شهری، محیط زیست و حتی حقوق حیوانات باشد. نکته این نیست که عقیم‌سازی هزینه دارد یا نه؛ روشن است که دارد. چالش اصلی این است که آیا هزینه نکردن برای یک برنامه پایدار، در نهایت هزینه بیشتری به شهر تحمیل نمی‌کند؟
با این حال، عقیم‌سازی به‌تنهایی پاسخ مسئله نیست. مدیریت جمعیت سگ‌ها زمانی می‌تواند نتیجه بدهد که در کنار آن، واکسیناسیون، شناسایی و پایش جمعیت، جلوگیری از رهاسازی حیوانات، کنترل تولیدمثل سگ‌های صاحب‌دار، مدیریت پسماند و منابع غذایی و رسیدگی به سگ‌های بیمار یا پرخطر نیز در یک برنامه مشخص دنبال شود. سازمان جهانی بهداشت نیز برای کنترل هاری، بر واکسیناسیون سگ‌ها تأکید دارد و کشتار سگ‌های بلاصاحب پرسه‌زن را به‌تنهایی راه مؤثری برای کنترل بیماری نمی‌داند.
از سوی دیگر، نباید مسئله را به شکلی ساده به «حیوان خطرناک» و «انسان قربانی» تقلیل داد. حیوانات طی قرن‌ها در کنار انسان زندگی کرده‌اند و حضور آنها در بسیاری از زیست‌بوم‌ها بخشی از نظم طبیعی و انسانی است. آنچه امروز در شهرها به عنوان مسئله سگ‌های بی‌صاحب با آن مواجهیم، در بسیاری موارد نتیجه همین رابطه پیچیده میان رفتار انسان، توسعه شهری، منابع غذایی و جمعیت حیوانات است.
شهرها در خلأ ساخته نشده‌اند. گسترش سکونتگاه‌های انسانی به سمت مناطق طبیعی و کوهستانی، تخریب یا تغییر زیستگاه‌ها و دسترسی آسان حیوانات به پسماندهای غذایی، مرز میان زیستگاه انسان و حیوان را روزبه‌روز کمرنگ‌تر کرده است. سگ‌های آزادگرد نیز بخشی از این معادله‌اند؛ حیوانی اهلی که در اثر رهاشدگی یا نبود کنترل جمعیت، می‌تواند در فاصله میان محیط انسانی و زیستگاه طبیعی قرار بگیرد.
در منطقه‌ای مانند تبریز که با پهنه‌های کوهستانی و زیستگاه‌های حیات وحش مجاور است، مدیریت این مرز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در حاشیه شهرها و سکونتگاه‌های نزدیک به مناطق طبیعی، گاهی سگ‌ها نیز نقشی حفاظتی برای انسان و دام‌ها در برابر برخی حیوانات وحشی ایفا می‌کنند. بنابراین مسئله را نمی‌توان با یک نسخه ساده و کلی برای همه مناطق حل کرد.
از سوی دیگر، هرگونه برهم‌زدن تعادل میان سگ‌های اهلی و حیات وحش می‌تواند پیامدهای اکولوژیک خود را داشته باشد. در مناطقی که جمعیت گرگ وجود دارد، تماس و دورگه‌زایی میان گرگ و سگ نیز از موضوعات مورد مطالعه در زیست‌شناسی حیات وحش است و در ایران نیز شواهد ژنتیکی مربوط به چنین دورگه‌هایی بررسی شده است. بنابراین پدیده‌ای که در ادبیات عمومی با عنوان «گرگاس» شناخته می‌شود را نیز نباید صرفاً یک داستان ترسناک شهری دانست؛ این موضوع، در صورت وقوع، بخشی از پیچیدگی رابطه میان حیات وحش، سگ‌های آزادگرد و گسترش فعالیت‌های انسانی است.
هرچه مرز میان زیستگاه طبیعی، سکونتگاه انسانی و جمعیت حیوانات اهلی بدون مدیریت رها شود، احتمال بروز تعارض‌های تازه بیشتر خواهد شد.
از این منظر، کشتار بی‌رحمانه، آزار و شکنجه حیوانات برای حفظ امنیت انسان‌ها نه‌تنها با ملاحظات اخلاقی و حقوق حیوانات تعارض دارد، بلکه لزوماً به معنای حل مسئله نیز نیست. همان‌طور که رهاکردن جمعیت سگ‌ها و بی‌توجهی به خطرات آنها، دفاع قابل قبولی از حقوق حیوانات نیست.
مسئله اصلی، انتخاب میان «جان انسان» و «جان حیوان» نیز نیست؛ مسئله این است که چرا باید میان این دو، یکی را قربانی دیگری کنیم؟
اگر مدیریت جمعیت سگ‌های آزادگرد، واکسیناسیون، عقیم‌سازی، کنترل منابع غذایی، جلوگیری از رهاسازی و ساماندهی پسماند به صورت یک برنامه منسجم و مستمر انجام شود، می‌توان هم خطرات ناشی از گزش و بیماری را کاهش داد و هم از رفتارهای خشونت‌آمیز و مقطعی علیه حیوانات جلوگیری کرد.
انتهای پیام/
چرخه معیوب مدیریت سگ‌های بلاصاحب در تبریز سئویل محدث

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک