یادداشت/
دان اولدوزی، در انتظار مازوت
1405/06/06 - 09:39 - کد خبر: 167202
نسخه چاپی
نصر: با دیدن شبهای پرستاره این روزهای تبریز، یادم میافتد چه زود آسمان پاک از خاطرمان دود میشود.
بهار بود؛ یک روز بعد از آتشبس جنگ چهلروزه. در مسیر حرکت بودیم که نگاهم به شیئی نورانی در آسمان تبریز افتاد. چنگی بر صورت انداختم، دوتا چشم هم از همسرخان قرض گرفتم و وا مصیبتا سر دادم.
از تحلیل حریم هوایی بگیر تا لعن و نفرین بر خوکزرد و آتشبسی که لابد نقض شده بود، افاضات تحلیلی ارائه میدادم که همسرخان چشمهایش را عقابوار ریز کرد و گفت: «ضعیفه، این ستاره است!»
مرا میگویی مثل ندیدهبدیدها؛ انگار اولین بارم بود که ستارهای درخشان در آسمان میدیدم. چسبیدم به شیشه ماشین، چشمهایم لوچ شد و ستاره چندتا شد. همسرجان هم گفت: «هوا به طرز شگفتانگیزی پاک است.»
همانجا شستم خبردار شد چقدر مفلوک شدهام؛ گویی پس از ماهها خیره شدن به آسمانِ خاکستریِ مازوتگرفتهی تبریز، یادم رفته بود ستارهها چه شکلیاند.
باید قدر این شبهای پرستاره و مهتابی تبریز را بیشتر بدانیم. با این پیامکهای صرفهجویی در مصرف گاز، بعید نیست امسال زمستان در آسمان تبریز مازوتپارتی داشته باشیم.
غمانگیزتر از آسمان خاکستری شاید این باشد که یک روز آنقدر به آن عادت کنیم که دیدن یک ستاره، برایمان اتفاق عجیبی باشد.
پس این شبها را تا رویت دان اولدوزی (ستارهی صبح) بیدار باشید.
به قلم وحیده برزگر
انتهای پیام/
نصر