گزارش/

پشت نقاب سپید؛ روایتی از تضاد تلخ قداست طبابت و رنج بی‌مهری‌ها

1405/06/01 - 15:11 - کد خبر: 166852 نسخه چاپی

نصر: یکم شهریورماه بهانه‌ای است برای پاسداشت مقام سپیدپوشانی که هستی خود را وقف سلامت جامعه کرده‌اند؛ اما در پس لبخندهای نجیب و دستان شفابخش این ناجیان بی‌ادعا، رنج‌هایی از جنس بی‌مهری، تعرفه‌های ناعادلانه، موج نگران کننده ورودی‌ها و مهاجرت پزشکان نهفته است، روایتی از تضاد تلخ قداست طبابت و دغدغه‌هایی که توجه فوری جامعه و مسوولان را می‌طلبد.

به گزارش نصر، یکم شهریورماه، هم‌زمان با زادروز حکیم ابوعلی سینا، ما را به یاد تقدیری نمادین از نام‌آورانی می‌اندازند که ردای سپیدشان، سال‌هاست سایه‌بان جان انسان‌ها در برابر توفان بیماری‌هاست. اما اگر از قاب کلیشه‌ای تبریک‌ها و تقدیرنامه‌های رسمی فاصله بگیریم و به بطن جامعه‌ پزشکی قدم بگذاریم، با واقعیتی تلخ و متناقض روبه‌رو می‌شویم.
در این گزارش میدانی، پای درددل سه نسل از مدافعان سلامت در اصفهان نشستیم تا ابعاد بحران‌های خاموش این شغل شریف را از زبان خودشان بشنویم؛ روایتی از گذشته‌ای پرافتخار، اکنونی پرالتهاب و آینده‌ای که در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

«ما برای جان قسم خوردیم، نه برای نان»؛ گلایه‌های یک پیشکسوت از تغییر نگاه‌ها
برای درک تفاوت نگاه جامعه در گذر زمان، ابتدا به سراغ یکی از یادگاران دوران دفاع مقدس رفتیم. متخصص بیماری‌های داخلی که هم روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی را در خط مقدم تجربه کرده و هم در شب‌های تاریک بخش‌های مراقبت ویژه کرونا بر بالین بیماران بیدار مانده است، این پزشک پیشکسوت حال این روزهای جامعه‌ پزشکی را شبیه سربازی می‌داند که از میدان مین زنده برگشته، اما در شهر خودش غریب افتاده است.
این پزشک پیشکسوت که نمی‌خواست نامش در گزارش ذکر شود با لبخندی تلخ از روزهایی یاد می‌کند که اطبا زیر بمباران بی‌امان دشمن عمل جراحی می‌کردند و در دوران کرونا، همکارانش در حالی که نفسشان زیر ماسک‌ها به شماره افتاده بود، جان دادند تا جان مردم حفظ شود.
به گفته وی، در آن روزهای بحرانی پزشکان «فرشته نجات» خوانده می‌شدند، اما امروز که آب‌ها از آسیاب افتاده، نگاه‌ها تغییر کرده است. بزرگترین غصه این پزشک کهنه‌کار این است که ایثار یک نسل، زیر سایه نگاه‌های مادی‌گرایانه عده‌ای در جامعه گم شده است.
او معتقد است هرچند مردم حق دارند دغدغه هزینه‌های سنگین درمان را داشته باشند، اما این بی‌انصافی بزرگی است که ناکارآمدی سیستم بیمه و اقتصاد بیمار نظام سلامت، یک‌سره به پای تمام پزشکان نوشته شود. او صحبت‌هایش را با این جمله به پایان برد که پزشکان برای حفظ جان قسم خورده‌اند، اما گاهی از این حجم بی‌مهری و قضاوت‌های ناعادلانه، جان خودشان به لب می‌رسد.

سراب افزایش ظرفیت‌ها؛ وقتی کمیت، فدای کیفیت و تخصص می‌شود
اما ماجرا برای نسل جوان پزشکی پیچیده‌تر و تا حدوی ناامیدکننده است. برای بررسی ریشه‌های پدیده «کوچ نخبگان پزشکی»، پای صحبت‌های دکتر رزیدنت سال آخر هوشبری در یکی از بیمارستان‌های شلوغ دولتی نشستم. او که در آستانه‌ی ورود رسمی به چرخه‌ی تخصصی درمان و آغاز گذراندن دوره طرح تخصص است، بزرگترین چالش خود و هم‌نسلانش را «ناامیدی» می‌داند.
این پزشک جوان معتقد است: بهترین سال‌های جوانی‌اش را در کشیک‌های طاقت‌فرسای هفته ای ۳۶ ساعته، با کمترین حقوق و بیشترین مسوولیت و تنش روانی گذرانده است و امروز با نگاه به آینده، نه امنیت شغلی مناسبی می‌بیند و نه درآمدی که پاسخگوی نیازهای اولیه‌ زندگی‌اش باشد.
وی در تحلیل پدیده مهاجرت همکارانش تاکید می‌کند: رفتن و جلای وطن کردن، انتخاب اول هیچ پزشکی نیست، بلکه آخرین راه فرار از بن‌بستی است که سیاست‌گذاران نظام درمان ایجاد کرده‌اند.
نکته‌ دردناک‌تر از نگاه این رزیدنت جراحی، واکنش مسوولان به این بحران خاموش است. او به شدت از سیاست افزایش تعداد ورودی‌های پزشکی دانشگاه‌ها انتقاد کرده و آن را تصمیمی نادرست می‌داند.
به اعتقاد وی، متولیان امر به جای اینکه به دنبال درمانی ریشه‌ای باشند و دلایل اصلی مهاجرت یا تغییر شغل پزشکان را برطرف کنند، تنها به تزریق بدون حساب و کتاب دانشجو روی آورده‌اند تا شاید کمبود پزشک در آینده جبران شود. این در حالی است که زیرساخت‌های آموزشی، تخت‌های آموزشی بیمارستانی و اساتید مجرب برای آموزش این حجم عظیم از دانشجو به هیچ وجه فراهم نیست.
این پزشک جوان هشدار می‌دهد: این اقدام نه تنها مشکل کمبود پزشک حاذق را حل نمی‌کند، بلکه جان مردم را در سال‌های آینده به خطر می‌اندازد، چرا که پزشکی ایران را از کیفیت و مهارت تهی کرده و دانشگاه‌ها را به خط تولید مدارک بی‌کیفیت پزشکی تبدیل می‌کند.

نقاب ثروت بر چهره فقر پنهان؛ مرثیه‌ای برای اقتصاد درمان
در بخش پایانی گزارش، به سراغ حلقه‌ی اول ارتباط مردم با نظام سلامت، یعنی پزشکان عمومی رفتیم. پزشک عمومی و فعال در یکی از درمانگاه‌های حاشیه کلان شهر اصفهان، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که زیر سایه سلبریتی‌های پزشکی پنهان مانده است.
او معتقد است جامعه همواره ویترین زندگی لوکس چند جراح انگشت‌شمار در پایتخت را می‌بیند و آن را به کل جامعه‌ هشتاد هزار نفری پزشکان تعمیم می‌دهد. این همان نگاه مادی‌گرایانه‌ای است که شکافی عمیق میان مردم و پزشکان ایجاد کرده است.
این فعال حوزه بهداشت با اشاره به وضعیت اسف‌بار معیشتی بسیاری از همکارانش می‌گوید: درآمد یک پزشک عمومی در حاشیه‌ی شهر، گاهی از حقوق یک کارمند ساده نیز پایین‌تر است. پزشکان امروز با تعرفه‌هایی کار می‌کنند که سال‌هاست هیچ تناسبی با تورم افسارگسیخته کشور ندارد، در حالی که هزینه‌ی اجاره مطب، مالیات و خرید تجهیزات سر به فلک کشیده است.
او از بحرانی خاموش پرده برمی‌دارد که طی آن، بسیاری از پزشکان عمومی مطب‌هایشان را تعطیل کرده و به مشاغل دیگر روی آورده‌اند، زیرا دیگر از پس هزینه‌های اولیه طبابت برنمی‌آیند. این پزشک دردمندانه می‌گوید که آن‌ها سبزدلانی هستند که می‌خواهند بذر امید بکارند، اما اقتصاد نابسامان، زمین زیر پای خودشان را شخم زده و ویران کرده است.
وی یادآور می شود: بیمه تامین اجتماعی از آبان پارسال با پزشکان تسویه نکرده است و بیمه های سلامت و نیروهای مسلح نیز ۶ و سه ماه تاخیر در پرداخت دیون دارند و پزشکان چگونه می توانند با این تورم و این پرداخت‌های دیرهنگام امور خود را بگذرانند.
گزارش‌های میدانی و روایت‌های بی‌واسطه‌ کادر درمان نشان می‌دهد که حال نظام سلامت ما خوب نیست. روز پزشک نباید تنها بهانه‌ای برای ارسال پیامک‌های تبریک باشد، بلکه باید زنگ خطری برای بیداری متولیان امر تلقی شود. تا زمانی که نگاه منصفانه از سوی مسوولان شکل نگیرد، اقتصاد درمان اصلاح نشود و به جای راهکارهای نمایشی مانند افزایش بدون حساب و کتاب ظرفیت دانشگاه‌ها، فکری به حال حفظ نخبگان فعلی نشود، این درد مزمن درمان نخواهد شد و دیری نمی‌پاید که بهار سلامت کشور، به خزانی بی‌بازگشت بدل گردد.
به گزارش ایرنا، در تقویم کشورمان روز بزرگداشت ابوعلی سینا، روز پزشک نام‌گذاری شده است و حدود هشت هزار پزشک در استان اصفهان فعالیت دارند.
انتهای پیام/
پشت نقاب سپید؛ روایتی از تضاد تلخ قداست طبابت و رنج بی‌مهری‌ها خبرگزاری ایرنا

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک