گزارش/

کندوان و ماسوله؛ دو روستای زنده، دو روایت متفاوت از حفاظت

1405/05/19 - 16:02 - کد خبر: 166119 نسخه چاپی

نصر: گاهی برای فهمیدن آنچه داریم و آنچه می‌توانیم داشته باشیم، کافی است دو تصویر را کنار هم بگذاریم؛ دو روستا را، با معماری منحصربه‌فرد، مردمانی که هنوز در آنها زندگی می‌کنند و گردشگرانی که برای تماشای بخشی از تاریخ و طبیعت ایران راهی‌شان می‌شوند.

به گزارش نصر، کندوان و ماسوله از همین جنس‌اند؛ دو روستای زنده که قرار نیست صرفاً موزه‌هایی بی‌جان از گذشته باشند، بلکه باید همزمان محل زندگی مردم و مقصد گردشگری باشند.
کندوان اما یک تفاوت مهم با بسیاری از روستاهای تاریخی و گردشگری ایران دارد. این روستا نه فقط در فهرست آثار ملی ایران، بلکه در فهرست بهترین دهکده‌های گردشگری جهان سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) قرار گرفته است؛ عنوانی که می‌تواند برای هر منطقه‌ای یک فرصت بزرگ اقتصادی، فرهنگی و گردشگری باشد. با این حال، پرسش اینجاست که آیا آنچه امروز در سیمای کندوان می‌بینیم، در شأن چنین عنوانی است؟
کندوان روستایی است که شهرت جهانی خود را بیش از هر چیز مدیون معماری شگفت‌انگیز صخره‌ای و خانه‌هایی است که در دل کران‌ها شکل گرفته‌اند؛ معماری‌ای که نمونه آن را نمی‌توان به سادگی در جای دیگری از ایران پیدا کرد. اما درست در کنار همین میراث منحصربه‌فرد، چهره‌ای دیگر از روستا دیده می‌شود؛ چهره‌ای که حاصل سال‌ها بی‌نظمی و نبود یک مدیریت یکپارچه و پایدار در عرصه حفاظت و توسعه است.
ساخت‌وسازهای ناهماهنگ و بعضاً غیرمجاز، تغییرات بدون ضابطه در بافت روستا، مغازه‌هایی که هرکدام با شکل و شمایلی متفاوت به فضای عمومی روستا افزوده شده‌اند و آشفتگی بصری ایجاد کرده‌اند، از جمله مسائلی است که در نگاه نخست توجه هر گردشگری را به خود جلب می‌کند. گویی در جایی که باید معماری تاریخی و طبیعت، روایت اصلی را تعریف کنند، عناصر نامتجانس شهری و تجاری آرام‌آرام در حال غلبه بر هویت روستا هستند.
اما مسئله فقط گردشگر نیست.
کندوان پیش از آنکه مقصد گردشگری باشد، خانه مردم است. مردمی که سال‌ها در این روستا زندگی کرده‌اند و طبیعی است که حق دارند از امکانات مناسب زندگی، خدمات عمومی، زیرساخت‌های ضروری و شرایط مطلوب سکونت برخوردار باشند. حفاظت از میراث فرهنگی نباید به معنای نادیده گرفتن زندگی ساکنان باشد. اتفاقاً حفاظت واقعی زمانی رخ می‌دهد که مردم محلی خود را صاحب و شریک این میراث بدانند، نه ساکنانی که برای حفظ یک تصویر گردشگری، از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی محروم بمانند.
اینجاست که مقایسه کندوان با ماسوله قابل تأمل می‌شود.
ماسوله نیز روستایی زنده است؛ روستایی که خانه‌های پلکانی، معماری ویژه و قرار گرفتن آن در دل طبیعت، تصویری کم‌نظیر از پیوند انسان و محیط را شکل داده است. اما تفاوت مهم در نحوه مواجهه با این میراث دیده می‌شود. ماسوله با وجود آنکه در سطح جهانی عنوانی مشابه کندوان ندارد و ثبت آن در زمره میراث ملی کشور قرار دارد، در بسیاری از بخش‌ها توانسته نظم و انسجام بیشتری در حفاظت از بافت تاریخی و سیمای روستا ایجاد کند.
وسعت قابل توجه محدوده تحت حفاظت میراث فرهنگی و منابع طبیعی در ماسوله، امکان اعمال ضوابط مشخص‌تر برای ساخت‌وساز، حفاظت از طبیعت پیرامون و کنترل تغییرات کالبدی را فراهم کرده است. نتیجه را می‌توان در سیمای عمومی روستا دید؛ جایی که معماری، طبیعت، فعالیت گردشگری و زندگی روزمره مردم، دست‌کم در ظاهر، هماهنگی بیشتری با یکدیگر پیدا کرده‌اند.
این مقایسه البته به معنای نادیده گرفتن مشکلات ماسوله یا ایده‌آل نشان دادن شرایط آن نیست. هر دو روستا با چالش‌های خاص خود مواجه‌اند؛ اما پرسش اصلی این است که چرا کندوان با عنوان جهانی خود، نباید از یک نظام مدیریتی و حفاظتی درخور این جایگاه برخوردار باشد؟
ثبت جهانی یا قرار گرفتن در فهرست بهترین دهکده‌های گردشگری جهان، پایان مسیر نیست؛ اتفاقاً آغاز یک مسئولیت بزرگ‌تر است. وقتی یک روستا در سطح بین‌المللی معرفی می‌شود، دیگر نمی‌توان با آن مانند یک روستای معمولی برخورد کرد. هر ساخت‌وساز، هر تابلو، هر مغازه، هر مسیر دسترسی و حتی کوچک‌ترین تغییر در سیمای آن، بخشی از تصویری است که از ایران در ذهن گردشگران داخلی و خارجی شکل می‌گیرد.
کندوان بیش از آنکه به تبلیغ بیشتر نیاز داشته باشد، به ساماندهی بیشتر نیاز دارد.
این روستا نیازمند طرحی جامع برای ساماندهی منظر و سیمای روستا، کنترل ساخت‌وسازها، تعیین تکلیف فعالیت‌های تجاری، ساماندهی مغازه‌ها، ارتقای زیرساخت‌های خدماتی و در عین حال تأمین نیازهای ساکنان است. باید میان «حفاظت» و «زندگی» تعادل برقرار شود؛ چراکه حذف زندگی از یک روستای زنده، خود به معنای از بین بردن بخشی از هویت آن است.
از سوی دیگر، گردشگری زمانی می‌تواند برای جامعه محلی به فرصت تبدیل شود که منافع آن نیز به روستا بازگردد.
 اگر گردشگر وارد کندوان شود، عکس بگیرد و برود، اما سهم ساکنان از این رونق صرفاً تحمل شلوغی، افزایش هزینه‌ها و محدودیت‌های زندگی باشد، نمی‌توان از توسعه پایدار گردشگری سخن گفت.
کندوان باید بتواند میان سه عنصر اصلی خود تعادل برقرار کند: میراث، طبیعت و زندگی.
ماسوله نشان داده است که حتی یک روستای تاریخی که در سطح ملی ثبت شده، می‌تواند با اعمال ضوابط، حفاظت جدی‌تر از بافت و طبیعت و مدیریت مناسب‌تر، چهره‌ای منسجم‌تر از خود به نمایش بگذارد. کندوان نیز با پشتوانه جایگاه جهانی خود، ظرفیت آن را دارد که حتی یک گام فراتر بردارد و به الگویی موفق برای حفاظت از روستاهای زنده گردشگری ایران تبدیل شود.

شاید امروز زمان آن رسیده باشد که به جای افتخار صرف به عنوان «دهکده جهانی گردشگری»، از خود بپرسیم کندوان چقدر شایسته این عنوان زندگی می‌کند؟
عنوان جهانی، زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که گردشگر در کنار شگفتی از کران‌های صخره‌ای، نظم و زیبایی روستا را ببیند؛ و ساکن کندوان نیز در کنار افتخار به میراثی که در آن زندگی می‌کند، از کیفیت زندگی شایسته‌ای برخوردار باشد.
کندوان یک اثر تاریخی پشت ویترین نیست؛ خانه ای است که هنوز نفس می‌کشد اگر قرار است این خانه جهانی بماند، باید هم میراثش حفظ شود، هم طبیعتش، و هم مردمی که نسل‌ها در آن زندگی کرده‌اند.

ندا فرشباف
انتهای پیام/
کندوان و ماسوله؛ دو روستای زنده، دو روایت متفاوت از حفاظت نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک