گزارش تحلیلی «نصر» از ابرچالش حاشیه نشینی در تبریز؛
تبریز و سایه روشن حاشیهها
1405/05/10 - 08:05 - کد خبر: 165496
نسخه چاپی
نصر: تبریز، شهر اولینها، امروز با گامهای بلند مدیریت شهری و همراهی نخبگان آکادمیک، در مسیر هوشمندانه بازآفرینی شهری گام برمیدارد تا یکی از دیرینهترین چالشهای کالبدی و اجتماعی خود، یعنی «حاشیهنشینی» را به فرصتی برای تحقق عدالت فضایی تبدیل کند.
به گزارش نصر؛ این پهنهها در شمال شهر که سالها چشمانتظار توجه متوازن بودند، امروز در مرکز ثقل برنامههای نوسازی و ارتقای کیفیت زندگی قرار گرفتهاند. رویکرد تازهای که سعی دارد تحول را نه صرفاً در کالبد شهری، بلکه در امنیت روانی و کرامت انسانی ساکنان این مناطق جاری سازد.
تخصیص بودجههای کمنظیر میلیاردی از سوی شهرداری تبریز برای پایدارسازی ترانشهها، مسیرگشاییهای گرهگشا و احداث مسکن امن، نشان از اراده جدی مدیریت شهری برای پاسداشت جان و مال شهروندان دارد. در کنار این جهش عمرانی، کارشناسان دانشگاهی نیز همصدا با شورا تأکید دارند که ترکیب «مهندسی عمران» با «توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی»، کلید طلایی تثبیت این امنیت و ارتقای رفاه در محلات هدف است.
این گزارش تحلیلی، روایتی است همافزا از پیوند اندیشه و عمل؛ از یک سو اهتمام شورای اسلامی شهر تبریز در بودجهریزی عادلانه و نظارت بر پروژههای نجاتبخش را به تصویر میکشد و از سوی دیگر، با تکیه بر دیدگاههای آکادمیک، راهکارهای علمی برای توانمندسازی پایدار این مناطق را واکاوی میکند.
همپیمانی مدیریت شهری و جامعه علمی نویدبخش گذار از نگاههای جزیرهای به سوی توسعه همهجانبه است؛ مسیری روشن که میتواند تبریز را به الگویی موفق در الگوی بازآفرینی پایدار و ارتقای کیفیت زیست شهری بدل سازد.

نقشه مالی ساماندهی حاشیهنشینی؛ ۹۶۵ میلیارد تومان برای بافتهای ناکارآمد
روحالله دهقاننژاد، رئیس کمیسیون تحقیق، نظارت و حقوقی شورای اسلامی شهر تبریز، در گفتوگو با نصر با اشاره به اختصاص ۹۶۵ میلیارد تومان برای ساماندهی بافتهای ناکارآمد و حاشیهنشین، اظهار کرد: این اعتبارات بهصورت منطقهمحور در مناطق دهگانه شهرداری توزیع شده تا متناسب با نیاز هر محدوده، صرف اجرای پروژههای مرتبط شود.
وی افزود: در بخش اعتبارات عمرانی مرتبط با ساماندهی حاشیهنشینی، ۳۰۰ میلیارد تومان برای اجرای پروژه قرارگاه مسکن و مسیرگشایی ایدهلو و کوثر در منطقه یک اختصاص یافته است؛ محدودهای که ترانشههای پاسداران همچنان از نقاط پرخطر آن به شمار میرود.
دهقاننژاد ادامه داد: همچنین ۱۰۰ میلیارد تومان برای تملکهای دیزلآباد و ۶۰ میلیارد تومان برای مسکنسازی در منطقه ۷ پیشبینی شده است. در بخش پروژههای فرامنطقهای نیز ۲۵۰ میلیارد تومان به احداث شهرک جوانان و ۱۰۰ میلیارد تومان به پروژه اسدگلی اختصاص یافته که با هدف جابهجایی ساکنان از محدودههای پرخطر تعریف شدهاند.
وی تأکید کرد: صرف تخصیص اعتبار به معنای حل مسئله نیست و ملاک اصلی، ارتقای ملموس کیفیت زندگی ساکنانی است که سالها با کمبود خدمات و مشکلات زیرساختی مواجه بودهاند.
چرا «کالبد» بهتنهایی نجاتبخش نیست؟
تجربه برخی طرحهای گذشته از جمله «مسکن قطران» نشان میدهد اتکا به رویکرد صرفاً عمرانی، بدون پیوستهای اجتماعی و اقتصادی، نتایج پایداری به همراه ندارد.
دهقاننژاد در این زمینه معتقد است: آسیب اصلی، غلبه نگاه «عمرانی محض» بر «توانمندسازی اجتماعی» است.
وی میافزاید:مادامی که برای ساکنان این مناطق درآمد پایدار و سازوکارهای حمایت محلی از جمله صندوقهای محلهمحور ایجاد نشود، نوسازی کالبدی یا در میانه راه متوقف میشود یا در نقطهای دیگر، به بازتولید حاشیهنشینی میانجامد.

محرومیت چندبعدی؛ فراتر از کمبودهای کالبدی
نعیما خداداد، مدرس دانشگاه ملی مهارت و متخصص معماری، با تأیید این نگاه به نصر میگوید: در تبریز، فقر ریشه اصلی و مهاجرت موتور محرک حاشیهنشینی است؛ اما در سالهای اخیر، بحران مسکن و تورم، طبقه متوسط را نیز به سمت حاشیه رانده است.
وی با اشاره به ویژگیهای خاص جغرافیایی تبریز، معتقد است: حاشیهنشینی در این شهر، به دلیل توپوگرافی کوهستانی و استقرار بخشی از سکونتگاهها در دامنههای شمالی، ماهیتی متفاوت از بسیاری دیگر از شهرها دارد و همین مسئله، ابعاد محرومیت را پیچیدهتر کرده است.
خداداد تأکید میکند: شکاف اصلی در این مناطق، صرفاً به «دسترسی» محدود نمیشود، بلکه در «کیفیت خدمات» خود را نشان میدهد؛ بهگونهای که اگرچه برخی زیرساختها مانند مدرسه یا مرکز درمانی در این محلات وجود دارد، اما سطح و کیفیت این خدمات با مناطق مرکزی شهر فاصلهای محسوس دارد.
از «طرح نجات» تا «طرح سؤال»
شورای ششم تبریز در مسیر پیگیری ساماندهی حاشیهنشینی، از ابزار نظارتی «طرح سؤال از شهردار» نیز استفاده کرده است. محور این پیگیری، کندی روند پایدارسازی ترانشهها و تملکهای مرتبط با طرح نجات، بهویژه در پروژه شهید آلهاشم، عنوان میشود.
روحالله دهقاننژاد در این باره با اشاره به تملک یکهزار ملک در نقاط پرخطر، این اقدام را گامی مهم در کاهش خطرات ناشی از زلزله احتمالی و حفظ جان ساکنان این محدودهها میداند. با این حال، به گفته وی، پیشبرد این پروژهها با موانع بیندستگاهی همراه بوده است.
وی نبود همراهی برخی دستگاههای خدماترسان از جمله آب، برق و گاز، همچنین مشکلات حقوقی مرتبط با صدور پروانه در اراضی قولنامهای را از جمله عوامل اصلی کندی اجرای طرحها عنوان میکند؛ مسائلی که در مواردی تنها با ورود شورای تأمین استان مسیر پیگیری و اجرا پیدا کرده است.
مناطق خاکستری؛ هزینه ملی برای خطر ملی
بخش دیگری از این مسئله به «مناطق خاکستری» مربوط میشود؛ محدودههایی از اراضی ملی و حریم شهر که نه در تملک شهرداری قرار دارند و نه تحت مدیریت مؤثر سایر دستگاهها، اما در عمل به یکی از کانونهای ساختوساز غیرمجاز تبدیل شدهاند.
به اعتقاد روحالله دهقاننژاد، همین خلأ مدیریتی، روند ساماندهی حاشیهنشینی را با پیچیدگی بیشتری مواجه کرده است.
وی در این زمینه تأکید میکند: ساماندهی حاشیهنشینی از توان مالی مدیریت شهری بهتنهایی خارج است و نمیتوان هزینه پایدارسازی گسل تبریز و مخاطرات ناشی از آن را، به عنوان مسئلهای با ابعاد ملی، صرفاً از محل عوارض شهروندان تبریزی تأمین کرد.
بر همین اساس، استفاده از ظرفیتهای «شرکت بازآفرینی شهری کشور» و بهرهمندی از ردیفهای ملی، به عنوان یکی از مطالبات اصلی شورای شهر مطرح شده است؛ مطالبهای که با هدف توزیع عادلانهتر بار مالی این ابرچالش و تسریع در اجرای برنامههای ساماندهی دنبال میشود.

پیشنهاد نهایی؛ طرح ۱۰۰ روزه ارتقای کیفیت زندگی
نعیما خداداد در جمعبندی دیدگاههای خود، بر ضرورت طراحی یک برنامه عملیاتی کوتاهمدت برای محلات اولویتدار تأکید میکند و «طرح ۱۰۰ روزه ارتقای کیفیت زندگی» را به عنوان یک مسیر اجرایی پیشنهاد میدهد؛ طرحی که بهجای افقهای بلندمدت و فرسایشی، بر مداخلههای فوری و قابل سنجش متمرکز باشد.
به گفته وی، این طرح میتواند بر سه محور اصلی شامل ایمنسازی سکونتگاههای پرخطر، بهبود خدمات پایه شهری و ایجاد زمینههای اشتغال محلی استوار شود تا ساکنان این مناطق، همزمان آثار مداخله را در امنیت، خدمات و معیشت خود احساس کنند.
خداداد تأکید میکند: ساکنان این محلات باید به عنوان شریک حل مسئله، نه صرفاً دریافتکننده خدمت دیده شوند.
عبور از مدیریت جزیرهای
حاشیهنشینی در تبریز، صرفاً یک مسئله کالبدی یا عمرانی نیست؛ این پدیده، حاصل سالها انباشت نابرابری فضایی، فقر شهری و غفلت از توسعه متوازن در بخشهایی از شهر است. اکنون که شورای شهر با بودجهای نزدیک به هزار میلیارد تومان، پروژههای تملکی و مسیرگشایی و نیز ابزارهای نظارتی وارد میدان شده، روشن است که حل این ابرچالش بدون همراهی دستگاههای ملی ممکن نخواهد بود.
در واقع، «طرح نجات تبریز» تنها با جادهکشی، دیوارکشی و مداخلات فیزیکی به سرانجام نمیرسد. آنچه میتواند این مسیر را به نتیجه برساند، عبور از مدیریت جزیرهای و حرکت به سمت رویکردی یکپارچه است؛ رویکردی که در آن، ایمنسازی، خدماترسانی، توانمندسازی اجتماعی و مشارکت ساکنان، همزمان دیده شود.
نجات واقعی تبریز زمانی محقق میشود که ساکنان محلات حاشیهنشین شمال شهر، خود را نه در حاشیه تصمیمگیری، بلکه در متن توجه، برنامهریزی و توسعه شهری ببینند.
گزارش از زهرا ژرفی مهر
انتهای پیام/
نصر