یادداشت/
دستاندازهای «ایرانشهری» در قفقاز، از پروپاگاندای مجازی تا دلالی برای طرحهای فرامنطقهای
1405/05/02 - 16:19 - کد خبر: 165039
نسخه چاپی
نصر: تحولات سالهای اخیر در قفقاز جنوبی، بار دیگر فرضیههای بنیادین در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی را به آزمون گذاشت. در این میان، آنچه بیش از تغییرات میدانی این منطقه توجه کارشناسان را به خود جلب کرده، تلاش مستمر برخی جریانهای داخلی موسوم به «ایرانشهری» برای مهندسی افکار عمومی و کشاندن جمهوری اسلامی ایران به باتلاقی از تنشهای فرسایشی است؛ جریانی که با توسل به دروغپردازی، جعل واقعیت و هیجانات نژادی، سالهاست منافع ملی کشور را در این منطقه به گروگان گرفته است.
رفتار قاطع و بدون تعارفِ جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات پیرامونی، خط بطلانی بر ادعاهای واهی این جریانها کشید. ایران در مواجهه با تهدیدات آشکار، کوچکترین تساهلی با متجاوزان نداشته و نه تنها پایگاههای حامیان رژیم صهیونیستی و آمریکا را در منطقه هدف قرار داده، بلکه حتی کشورهای فرامنطقهای مانند انگلیس و بلغارستان را نیز به صراحت نسبت به میزبانی از هواپیماهای سوخترسان دشمن تهدید کرده است.
با وجود این سطح از آمادگی نظامی و هشدارهای قاطع، هیچگونه موضعگیری خصمانهای از سوی تهران علیه جمهوری آذربایجان صورت نگرفته است. این خویشتنداری هوشمندانه، بهخوبی نشان میدهد برخلاف هیاهوی رسانهای سالهای گذشته، هیچ سند و مدرک معتبری مبنی بر همراهی باکو با دشمنان ایران وجود نداشته و مواضع تنشآفرین برخی محافل، ریشه در واقعیتهای میدان نداشته است.
پروژهای برای مشغولسازی ایران در جبهه فرعی
حال این پرسش اساسی مطرح میشود که پس از سالها جوسازی کاذب، چه کسانی و با چه هدفی به دنبال کشاندن ایران به باتلاق جنگ در قفقاز بودند؟
بررسی عملکرد جریانهای رادیکال ایرانشهری نشان میدهد که این جماعت پرهیاهو، از دو سو تغذیه میشوند: بخشی از آنها با کورسوی عقدههای نژادی و تکیه بر خیالپردازیهای افسانهای، قدرت تحلیل واقعگرایانه از تحولات را از دست دادهاند و بخش دیگری از آنها خواسته یا ناخواسته در پازل طراحیشده رژیم صهیونیستی بازی میکنند. هدف اصلی این سناریوی خارجی، درگیر کردن ایران در یک جبهه فرعی و فرسایشی در مرزهای شمالی است تا تمرکز کشور از تهدیدات اصلی منحرف شود.
پایان اعتبار دلالان بحران
امروز که غبار پروپاگاندا فروکش کرده، دست این جریانهای افراطی بیش از پیش رو شده است. کسانی که با انتشار اخبار جعلی (مانند نمایشهای دروغینِ حملات پهپادی از قفقاز) و پیوند خوردن با لابیهای خارجی در مقاطع حساسی چون انتخابات ارمنستان، تلاش میکردند نظام را وارد یک چالش امنیتی سخت کنند، در آرزوی خود ناکام ماندهاند.
رویدادهای قفقاز ثابت کرد که امنیت ملی ایران با «عقلانیت حاکمیتی» و ارزیابی دقیق میدان صیانت میشود، نه با توفانهای توئیتری جریانهایی که برای گرم کردن بازار کساد خود، به دنبال فرو کردن کشور در آتش درگیریهای ساختگی هستند. جامعه و نهادهای تصمیمساز اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند هوشیاری در برابر این ستون پنجم رسانهایاند؛ جریانی که تداوم حیاتش در گروی بحرانآفرینی و فریب افکار عمومی است.
هادی دادگر
انتهای پیام/
نصر