آب‌ دوغ‌ خیار؛ وقتی خاطره گران می‌شود

1405/04/24 - 08:12 - کد خبر: 164415 نسخه چاپی

نصر: گاهی سرنوشت یک جامعه را می‌توان در ساده‌ترین غذایش دید.

به گزارش نصر، ظهر داغ تابستان است. مهمانی، ساده و خودمانی. بزرگ‌ترها دور سفره نشسته‌اند و از تابستان‌های دور می‌گویند؛ از ظهرهایی که آب‌دوغ‌خیار، هندوانه یا یک پارچ شربت خنک، بهانه ساعت‌ها گفت‌وگو و خنده بود. آن‌سوتر، کودکان کنار هم‌اند، اما هر کدام در دنیای کوچک تلفن همراهش غرق شده است.

همان لحظه، سؤالی آرام در ذهن شکل می‌گیرد؛ این بچه‌ها بیست سال دیگر، دور سفره‌های خانه خودشان، از چه چیزی خاطره تعریف خواهند کرد؟

از آشپزخانه صدایی می‌آید:
«سورپرایز ناهار... آب‌دوغ‌خیار داریم.»

چند کودک با کنجکاوی دور سفره جمع می‌شوند. یکی گردوها را با قاشق کنار می‌زند، دیگری کشمش‌ها را از میان دوغ بیرون می‌کشد و سومی با تعجب می‌پرسد:
«واقعاً این غذاست؟»

از نگاهشان پیداست که با این کاسه سفید و ساده، ارتباطی برقرار نکرده‌اند؛ گویی با غذایی روبه‌رو شده‌اند که نه خاطره‌ای از آن دارند و نه سهمی در حافظه‌شان.

پدر خانواده، گردو و گل‌سرخ را به کاسه اضافه می‌کند و با لبخندی می‌گوید:
«زمان ما، آب‌دوغ‌خیار پای ثابت ظهرهای تابستان بود... حالا همین هم شده غذای لاکچری.»

لبخندها دور سفره می‌چرخد، اما پشت همان لبخندها پرسشی بی‌صدا شکل می‌گیرد؛ چگونه یک غذا، تنها در فاصله دو نسل، دو سرنوشت پیدا کرده است؟ برای یک نسل، طعم خانه و تابستان؛ برای نسل دیگر، غذایی غریب و نامأنوس. برای دیروز، نماد سادگی؛ برای امروز، نشانه گرانی.

اما مسئله فقط قیمت گردو، کشمش یا ماست نیست. بعضی غذاها فقط خوراک نیستند؛ حافظه‌اند. هر بار که از سفره‌ای حذف می‌شوند، تکه‌ای از گفت‌وگوها، رسم‌ها و خاطره‌های خانوادگی نیز بی‌صدا از میان می‌رود.

ذائقه هم آرام‌آرام تغییر کرده است. نسلی که طعم بسیاری از خوراک‌ها را از پشت ویترین برندها و صفحه‌های درخشان نمایشگرها می‌شناسد، طبیعی است با غذایی که پیش از خوردن باید داستانش را شنید، احساس نزدیکی نکند. بعضی خوراک‌ها را نمی‌توان فقط پخت؛ باید آن‌ها را زندگی کرد.

شاید سال‌ها بعد، دستور پخت غذاهای سنتی و تاریخچه‌شان هنوز در کتاب‌ها و فضای مجازی پیدا شود؛ اما بوی گل‌سرخ، نعنا، دوغ و خیار تازه را نمی‌توان بازسازی کرد. عطرها، مزه‌ها و خاطره‌ها، نسخه مکتوب ندارند.

آب‌دوغ‌خیار فقط یک غذا نیست؛ نماد چیزهایی است که بودنشان به چشم نمی‌آید، اما نبودنشان آرام‌آرام خود را نشان می‌دهد. حذف آن، چه به دلیل تورم و چه بر اثر تغییر ذائقه، فقط یک خوراک را از سفره نمی‌گیرد؛ تکه‌ای از حافظه زیسته یک نسل را نیز محو می‌کند؛ حافظه‌ای که در رسم‌ها، طعم‌ها، عطرها و آیین‌های برخاسته از یک اقلیم و یک فرهنگ ریشه دارد.

شاید به همین دلیل است که بعضی میراث‌ها را نه در موزه‌ها، که بر سفره‌ها حفظ می‌کنند؛ و وقتی سفره تغییر می‌کند، حافظه جمعی نیز آرام‌آرام رنگ می‌بازد.
انتهای پیام/
آب‌ دوغ‌ خیار؛ وقتی خاطره گران می‌شود نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک