در گفتوگوی نصر با پژوهشگر حوزه زنان مطرح شد؛
از هر سه زن در جهان، یک نفر خشونت را تجربه میکند
1405/03/27 - 08:38 - کد خبر: 162785
نسخه چاپی
نصر: اگرچه در ایران آمار جامع و رسمی از زنکشی و خشونت علیه زنان منتشر نمیشود، اما مرور اخبار و روایتهایی که به رسانهها راه پیدا میکنند، تصویری نگرانکننده از تداوم این خشونتها ارائه میدهد. خشونتهایی که هر بار با نامی تازه و در شهری دیگر خبرساز میشوند، اما در بسیاری موارد ریشههای مشترکی دارند.
به گزارش نصر، با وجود اینکه در بسیاری از پروندههای زنکشی، قتل در اوج خشم و بدون برنامهریزی قبلی رخ داده است، برخی این موضوع را صرفاً به «خشم آنی» تقلیل میدهند. این در حالی است که فعالان حوزه زنان معتقدند زنکشی بیش از آنکه محصول یک لحظه باشد، نتیجه روندی است که در آن اشکال مختلف خشونت بارها تکرار شده، نادیده گرفته شده یا حتی عادی تلقی شدهاند. از نگاه آنان، مجموعهای از عوامل فرهنگی، اجتماعی، حقوقی و حمایتی در طول زمان زمینه را برای بروز خشونت فراهم میکند؛ به گونهای که در شرایط بحرانی و هنگام بروز تعارض، احتمال بروز رفتارهای خشونتآمیز شدید افزایش مییابد.
فاطمه باباخانی، فعال و پژوهشگر حوزه زنان و مدیرعامل سازمان مردمنهاد مهر شمس آفرید، در گفتگو با نصر، در تشریح ریشههای خشونت علیه زنان علاوه بر چالشهای فرهنگی و اجتماعی، به نبود سازوکارهای حمایتی کافی و کندی روند اصلاح قوانین نیز تأکید دارد.
وی با اشاره به بلاتکلیفی طولانیمدت «لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» میگوید این لایحه پس از گذشت بیش از یک دهه از آغاز روند تدوین و بررسی، همچنان به سرانجام نرسیده و همین موضوع از نگاه فعالان این حوزه، یکی از نشانههای کمتوجهی به مسئله خشونت علیه زنان است.
مدیرعامل سازمان مردمنهاد مهر شمس آفرید همچنین با اشاره به وضعیت خانههای امن میگوید: این مراکز که مهمترین مرجع قانونی حمایت از زنان خشونت دیده هستند، طی سالهای گذشته با دشواریهای فراوانی در زمینه تأمین منابع، تشکیل تیمهای تخصصی و ارائه خدمات حمایتی روبهرو بودهاند و در سالهای اخیر نیز برخی از آنها با محدودیتهای جدی و حتی خطر تعطیلی مواجه شدهاند.
باباخانی معتقد است کاهش ظرفیت این مراکز حمایتی میتواند دسترسی زنان خشونتدیده به خدمات تخصصی را دشوارتر کند؛ موضوعی که به باور فعالان این حوزه نیازمند توجه و پاسخگویی جدیتر نهادهای مسئول است.
این فعال حوزه زنان کودک همسری و بازماندگی از تحصیل را مصادیق پرتکرار خشونت مبتنی بر جنسیت منطقه آذربایجان معرفی میکند که با وجود تألیف مقالات دانشگاهی بسیار در این حوزه با سکوت و بیعملی نهادهای متولی روبروست.
بررسی جزئیات پروندههای زنکشی نشان میدهد خشونت علیه زنان محدود به قشر یا طبقه خاصی نیست و تحصیلات، موقعیت اجتماعی یا وضعیت اقتصادی مناسب نیز لزوماً مصونیتی در برابر خشونت ایجاد نمیکند. بر اساس جدیدترین گزارش سازمان ملل، از هر سه زن در جهان یک نفر در طول زندگی خود خشونت را تجربه میکند. با این حال زنان اقشار کمبرخوردار معمولاً به دلیل محدودیت منابع مالی و حمایتی، آسیبهای بیشتری را متحمل میشوند.
باباخانی در تشریح این مسئله میگوید زنان به دلایل مختلفی از جمله سهم بالای کار خانگی بدون دستمزد، دسترسی محدودتر به منابع مالی و نقش کمرنگتر در فرآیندهای تصمیمگیری، در زمره گروههای آسیبپذیر جامعه قرار میگیرند. به گفته وی، این آسیبپذیری در شرایط بحرانی نظیر رکود اقتصادی، ناامنی و جنگ تشدید میشود.
وی با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر میافزاید فشارهای اقتصادی و روانی ناشی از بحران، مسئولیتهای مضاعفی را بر دوش زنان گذاشت؛ از مراقبت از کودکان و مدیریت امور خانواده گرفته تا مواجهه با کاهش درآمد، از دست دادن شغل و افزایش هزینههای زندگی. به گفته او، این فشارها برای زنان سرپرست خانوار و همچنین زنان ساکن مناطق کمبرخوردار، روستایی و مرزی به مراتب شدیدتر بوده است.
باباخانی تأکید میکند که برابری جنسیتی و مقابله با خشونت علیه زنان، مطلقاً یک مسئله زنانه نیست و آثار آن کل جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. به گفته وی، کودکانی که در محیطی آکنده از خشونت رشد میکنند، ممکن است در بزرگسالی همان الگوها را بازتولید کنند. از سوی دیگر، گسترش خشونت علاوه بر پیامدهای انسانی، هزینههای اجتماعی، قضایی و اقتصادی قابل توجهی نیز به جامعه تحمیل میکند و احساس ناامنی را در فضای عمومی افزایش میدهد.
این فعال حوزه زنان معتقد است در کنار مسئولیت نهادهای دولتی، مردان نیز باید نقش پررنگتری در مقابله با خشونت ایفا کنند. به گفته او، بخش قابل توجهی از اقدامات پیشگیرانه در سالهای اخیر بر افزایش مشارکت مردان، آموزش الگوهای رفتاری سالم و کار با افراد خشونتورز متمرکز بوده و تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که مشارکت مردان میتواند در کاهش چرخه خشونت نقش مؤثری داشته باشد. باباخانی معتقد است در سالهای اخیر حساسیت و مشارکت مردان در این حوزه نسبت به گذشته افزایش یافته است.
تصور کنید کوبیدن یک در، شکستن یک لیوان، بلند کردن صدا، رابطه زناشویی اجباری ، تحقیر و تمسخر توانایی ها یا ظاهر زنان در جمع های دوستانه یا خانوادگی، رفتار خشونت آمیز نزد کودک، همه و همه زنان را از درون می شکنند، آثار و پیامد این اتفاقات تا سالها باقی می ماند؛ دری که به شدت کوبیده شده در هر بحران دیگری صدایش در ذهن زن می پیچد! و مشخص نیست کی و کجا سبب خودکشی یا فرار و یا کشته شدن زنی را فراهم کند. نگاه انسانی به زنان یعنی رعایت احترام و شان انسانی بدون تحقیر جنسیتی. این چبزی ست که در تاروپود سیاسی فرهنگی و اجتماعی جامعه ما باید جای گیرد.
موسس و مدیرعامل خانه امن مهر شمس آفرید، در پایان با یادآوری مسئولیت اجتماعی افراد در توقف خشونت و تبعیض علیه زنان میگوید: اگر این مسئولیت از سطح فردی آغاز شود و در رفتارهای روزمره امتداد پیدا کند، میتواند به تغییرات معنادار منجر شود. کنار گذاشتن کلیشههای جنسیتی در گفتار و رفتار، ایستادن در کنار زنان نزدیک و آشنا در موقعیتهای نیازمند حمایت بدون پیشداوری و قضاوت، و پرهیز از واکنشهای هیجانی و غیرتخصصی با رجوع به مشاوران و مددکاران در موقعیتهای حساس از جمله این اقدامات است.
وی در ادامه میافزاید: همچنین میتوان با حمایتهای ساده اما مؤثر از دختران در معرض محرومیت تحصیلی، یا مشارکت حداقلی در مراقبت از کودکان زنان شاغل، به ایجاد فضای امنتر روانی و کاهش فشارهای روزمره کمک کرد. مشارکت دادن پسران و مردان خانواده در گفتوگوهای مرتبط با کرامت انسانی زنان و تأکید بر ضرورت شکلگیری فضای امن عاری از آزار و خشونت، از دیگر گامهای مهم در این مسیر است.
امنیت فردی در تمامی ابعاد خود، از جانی، روانی و عاطفی گرفته تا اقتصادی و اجتماعی، از حقوق بنیادین هر انسان است. بدیهی است تلاش برای احقاق این حقوق برای یک گروه، قومیت یا جنسیت، به معنای نادیده گرفتن یا سرکوب دیگران نیست. جامعه سالم، متشکل از زنان و مردانی بالنده است که در کنار یکدیگر و دوشادوش هم برای تحقق اهداف مشترک گام برمیدارند.
انتهای پیام/
سئویل محدث