گزارش از تلاقی رکود ساختوساز، جهش قیمت مصالح و ناامنی شغلی/
سقوط از داربستِ معیشت/ کارگران ساختمانی زیر آوار رکود و حوادث کار
1405/02/22 - 08:50 - کد خبر: 160876
نسخه چاپی
نصر: در حالی که سایه تنشهای منطقهای و تلاطمهای ارزی، شریانهای حیاتی صنعت ساختمان را به چالش کشانده است، قشر مهم این صنعت در جبهه نخست بحران قرار دارند. آمارهای تکاندهنده جانباختن نزدیک به هزار و نهصد کارگر در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۴ در کنار تورم ۴۷ درصدی هزینهها، تصویری از فروپاشی معیشت کسانی است که عمری را صرف بالابردن دیوارهای شهر کردهاند، اما اکنون خود زیر آوار رکود و تورم ماندهاند.
به گزارش نصر، سپیده نزده، سوزِ سرد صبحگاهی میدان را قرق کرده است. در میان همهمهی کارگران روزمزد، مردی ۶۵ ساله با کت رنگ باخته ای که هنوز لکههای گچ و سیمان روی آستینهایش به یادگار مانده، تکیه داده به جدول سرد خیابان. او «استاد رحیم بنّا» است؛ از همانها که از کودکی کنار دست پدر، آجر روی آجر گذاشته و حالا موهایش را در کار ساختوساز سپید کرده است.
ماشینی ترمز میزند. جوانترها با چالاکی به سمت ان میدوند. راننده نگاهی به بازوان نحیف و چهرهی سالخورده او میاندازد، مکثی میکند و بیآنکه کلمهای بگوید، پایش را روی گاز میگذارد. استاد بنّا، گوشی قدیمیاش را از جیب بیرون میآورد؛ صفحه همچنان خاموش است. او در دنیای پیمانکارانِ «زمانه بحران»، پیرتر از آن است که به کارِ سرعت و رکود بیاید.
صورتِ سرخ و سفرههای خالی
او فقط یک کارگر نیست؛ پدربزرگی است که خانهاش همیشه پذیرای مهمان بوده . میگوید: « خانم من عادت ندارد سفره خالی پهن کند؛ همیشه آبروداری میکند .» اما آبرو این روزها گران تمام میشود.
او مستأجر است؛ با اجارهخانهای که به ۱۵ میلیون تومان رسیده است. گرچه با بیمه خویشفرما بازنشسته شده، اما تمام حقوق بازنشستگیاش مستقیماً به حساب صاحبخانه میرود. برای او، «کار کردن» انتخابی برای رفاه نیست؛ تلاشی است برای بقا. از تابستان سال گذشته که پروژههای بزرگ به دلیل تنشهای سیاسی و افزایش قیمت دلار متوقف شدند، او نیز خانهنشین شده است.
او با صدایی که خستگیِ سالها کارگری در آن رسوب کرده، میگوید:
«گرانی مصالح بیداد میکند. بعد از ماهها بیکاری، یک پروژه دو روزه گرفتم، اما حالا میگویند سیمان نیست یا اگر هست، قیمتش دو برابر شده. کارفرما برای اینکه ضرر مصالح را جبران کند، از مزد روزانه ما میزند. میگوید همین است که هست؛ نمیخواهی برو!»
زنجیرهی ازهمگسیختهی «دوستان بیکار»
استاد بنّا تنها نیست. سالها کار ساختمانی برای او فقط یک شغل نبود؛ شبکهای از رفاقت و کار جمعی بود. هر پروژه با یک تماس شروع میشد: بنّا، نقاش، کاشیکار و گچکار؛ تیمی که گاهی سالها کنار هم ساختمان بالا میبردند.
او میگوید:
«اگر کار میگرفتم، به بقیه زنگ میزدم بیایند . هر کار یعنی نان چند تا خانه.»
اما حالا آن زنجیره قدیمی تقریباً از هم گسسته است. بسیاری از همان همکاران قدیمی یا خانهنشین شدهاند یا برای پیدا کردن کار به شهرهای دیگر رفتهاند. پروژههای ساختمانی کمتر شروع میشود و بعضی ساختمانها پیش از آنکه سقف آخرشان بسته شود، متوقف میمانند.
«سعید»، یکی از پیمانکاران ساختمانی که پروژه ساخت یک مجتمع ششواحدی را متوقف کرده است، درباره وضعیت فعلی بازار میگوید: «دقیقاً روزهای قبل از عید مقداری مصالح پایه خریدیم تا بلافاصله بعد از تعطیلات کار را با سرعت پیش ببریم. اما با شروع تنشهای اخیر و شوکهای ارزی، بازار کاملاً قفل شد و پروژه خوابید. در حال حاضر نه تنها قیمتها جهش شدیدی داشته، بلکه مصالحی مثل سیمان در بازار به شدت کمیاب شده است.وضعیت میلگرد هم خراب است با این قیمتهای جدید کار کردن سود ندارد تازه ضرر هم کرده ام.»
دادههای رسمی نیز همین تصویر را نشان میدهد. طبق آمار مرکز آمار ایران، صدور پروانههای ساختمانی در تابستان ۱۴۰۴ حدود ۳۱.۸ درصد کاهش یافته است؛ نشانهای از رکودی که مستقیماً بر بازار کار کارگران ساختمانی سایه انداخته است.
در عین حال، شبکه حمایتی این کارگران نیز بسیار محدود است. آمارهای کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ساختمانی نشان میدهد از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ کمتر از ۵۰ هزار کارگر ساختمانی تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاند؛ پوششی که حتی شامل بیمه بیکاری هم نمیشود.
برای استاد بنّا، معنای این آمارها پیچیده نیست.
او میگوید: «وقتی کار کم میشود، فقط من بیکار نمیشوم؛ نقاش و کاشیکار و چند خانواده دیگر هم با هم از کار میافتند.»
وقتی ایمنی، گران تمام میشود
در این آشفتهبازار، ایمنی به یک کالای لوکس تبدیل شده است. بر اساس گزارش سازمان پزشکی قانونی (ایرنا، ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵)، از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا پایان بهمن، ۱ هزار و ۸۷۹ نفر در حوادث محیط کار جان باختهاند. نکته تکاندهنده این است که ۹۳۱ مورد از این مرگها ناشی از «سقوط از بلندی» بوده که نسبت به سال قبل ۴۹.۵ درصد افزایش یافته است.
با جهش قیمت تجهیزات ایمنی همگام با نرخ دلار، پیمانکاران در لبهی پرتگاه سود و زیان، اغلب از هزینههای حفاظتی چشمپوشی میکنند.
او میگوید: «گاهی حس میکنم مرگ برای بعضیها ارزانتر از بستن یک داربست استاندارد تمام میشود. من با این فشار خون و لرزش دست، نباید بالای داربست بروم، اما وقتی پای اجارهخانه در میان باشد، آدم چشمش را روی مرگ هم میبندد.»
آیندهای در غبار ناامنی
هزینه ساخت هر مترمربع بنا به روایت سازمان نظام مهندسی (فروردین ۱۴۰۵) به ۴۷.۵ درصد جهش رسیده است. در ساختمانهای بلندمرتبه، هزینه از ۲۶.۴ میلیون تومان عبور کرده است. این اعداد برای سرمایهگذار یعنی ریسک، اما برای کارگر ۶۵ ساله یعنی انسدادِ مسیرِ زندگی.
حالا ترافیک شهر سنگین شده و میدان خلوت. او هنوز کنار جدول ایستاده است. دستان پینهبستهاش را در جیب کت فرو میبرد. پدربزرگی که سالها سقفِ دیگران را ساخته، حالا در برابر سقفی که برای زندگی خودش لرزان شده، بیدفاع مانده است.
خیابان غرق هیاهوی شهر است، اما برای او، جهان در سکوتِ سنگینِ یک گوشی خاموش و سفرهای که نباید خالی بماند، خلاصه شده است. شهری که با عرق جبین او بالا رفته، در روزهای سخت رکود و تنش، برای سازندگان پیرش جایی جز حاشیه پیادهرو باقی نگذاشته است.
به قلم وحیده برزگر
انتهای پیام/
نصر