یادداشت/

کلمات تایید نشده

1405/02/08 - 13:34 - کد خبر: 160096 نسخه چاپی

نصر: در ماههای اخیر، در میان گفت‌وگوهای روزمره مردم، واژگانی عجیب و غریب به گوش می‌رسد. در تاکسی‌های اینترنتی، در صف نانوایی، در گروه‌های خانوادگی، و حتی در برخی رسانه‌های جمعی، عبارتی تکرار می‌شود که هیچ سند رسمی ندارد، هیچ مقام مسئولی آن را تأیید نکرده، و هیچ روزنامه‌ای آن را با نام و نشان منتشر نکرده است.

با این حال، این عبارت در ذهن‌ها می‌نشیند و باورها را شکل می‌دهد. این «کلمات تأیید نشده» از کجا می‌آیند؟ چرا مردم به آنها اعتماد می‌کنند؟ و مهم‌تر از آن، این پدیده در تاریخ معاصر ایران چه نقشی داشته است؟ برای پاسخ، باید به دهه‌های پیش سفر کنیم.
به سال‌هایی که ایران درگیر جنگی نابرابر و تحمیلی بود؛ جنگی که در آن، دشمن نه تنها با تانک و هواپیما، بلکه با کلمات نیز می‌جنگید. پدیده «کلمات تأیید نشده» در آن دوران اوج گرفت. در پشت جبهه، در شهرها و روستاها، خبرهایی دهان به دهان می‌گشت: «فلان شهر سقوط کرد»، «فلان فرمانده شهید شد»، «فلان گروه در حال خیانت است». برخی از این خبر‌ها درست از آب درمی‌آمدند، بسیاری نادرست بودند، اما همه آن‌ها یک ویژگی مشترک داشتند: هیچ‌کس نمی‌توانست منبع آن‌ها را پیدا کند. آن‌ها در هوا معلق بودند، مانند کلماتی که از جای نامعلومی شنیده می‌شدند و هرگز تأیید رسمی نمی‌گرفتند.
امروز در ایران، اصطلاح «جنگ نرم» را بسیار می‌شنویم. رهبر شهید انقلاب بارها درباره «شبیخون فرهنگی» و «تهاجم ترکیبی» دشمن هشدار داده‌اند. در این میان، «کلمات تأیید نشده» دقیقاً همان ابزاری هستند که در جنگ نرم به کار گرفته می‌شوند. یک شایعه ساده درباره کمبود دارو، یک خبر نادرست درباره بیکاری گسترده، یا یک روایت تحریف‌شده از عملکرد یک نهاد انقلابی، می‌تواند اعتماد عمومی را خدشه‌دار کند. این شایعات هیچ‌گاه از سوی منابع رسمی تأیید نمی‌شوند، اما چون در فضای ابهام و نگرانی منتشر می‌گردند، به سرعت باورپذیر می‌شوند.
اما این پدیده تنها مختص امروز نیست. در جریان انقلاب اسلامی و سپس دفاع مقدس، شایعات نقش مهمی در روحیه مردم و رزمندگان داشتند. گاه دشمن با پخش شایعاتی مانند «نیروهای ایرانی در حال عقب‌نشینی هستند» سعی در تضعیف روحیه رزمندگان داشت. در مقابل، رزمندگان و مردم با هوشیاری، این «کلمات تأیید نشده» را به منزله بخشی از تاکتیک نظامی دشمن می‌شناختند و با آن مقابله می‌کردند.
یکی از مهم‌ترین عوامل پیروزی در دفاع مقدس، ایمان و بصیرت مردم بود که اجازه نمی‌داد شایعات دشمن در باورهای آنان رخنه کند. در عصر فضای مجازی، «کلمات تأیید نشده» سرعت و دامنه بیشتری یافته‌اند. یک پیام در شبکه های اجتماعی می‌تواند ظرف چند ساعت در سراسر کشور پخش شود. این پیام‌ها اغلب سند و مدرک ندارند، اما چون با احساسات و نگرانی‌های مردم هماهنگ هستند، به راحتی پذیرفته می‌شوند. برای مثال، شایعه‌ای درباره گرانی قریب‌الوقوع بنزین می‌تواند صف‌های طولانی در پمپ‌بنزین‌ها ایجاد کند، حتی اگر هیچ منبع رسمی آن را تأیید نکرده باشد. این همان قدرت «کلمات» در شکل‌دهی به واقعیت اجتماعی است.
نکته تأمل‌برانگیز آنکه خود مفهوم «تأیید نشده» نیز نسبی است. در جنگ روایت‌ها، گاه یک کلمه که ابتدا تأیید نشده به نظر می‌رسد، بعدها به حقیقتی انکارناپذیر بدل می‌شود. برای نمونه، در سال‌های نخست انقلاب، بسیاری از اخبار مربوط به توطئه‌های استکبار علیه ایران، ابتدا از سوی رسانه‌های غربی «شایعه» خوانده می‌شدند، اما بعدها اسناد موجود نشان داد که آن «کلمات تأیید نشده» در واقع پیش‌بینی‌های درستی بوده‌اند.
از منظر جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی، «کلمات تأیید نشده» نیاز انسان به دانستن و کنترل محیط را در شرایط بحرانی پاسخ می‌دهند. هنگامی که منابع رسمی اطلاعات را محدود می‌کنند یا دیر ارائه می‌دهند، مردم به سراغ منابع غیررسمی می‌روند. در این میان، شایعه‌ها به‌عنوان «رادیوی خیابانی» عمل می‌کنند. اما در یک جامعه مومن و انقلابی مانند ایران، مردم یاد گرفته‌اند که این کلمات را با معیار عقل و ایمان بسنجند و فریب آن را نخورند.
در پایان، باز می‌گردیم به جمله اول: «در ماههای اخیر، در میان گفت‌وگوهای روزمره مردم، واژگانی عجیب و غریب به گوش می‌رسد.» شاید اکنون خواننده دریافته باشد که این مقاله درباره چیزی فراتر از شایعات روزمره است؛ درباره نقشی است که «کلمات تأیید نشده» – یعنی شایعات – در جنگ‌ها و بحران‌هایایران داشته‌اند. شایعه، چه در زمان دفاع مقدس و چه در جنگنرم امروز، سلاحی است که دشمن از آن بهره می‌برد. اما ملت ایران با بصیرت و ایمان خود، بارها ثابت کرده است که این سلاح بر او کارگر نخواهد افتاد، زیرا حقیقت همیشه از کلمات تأیید نشده قوی‌تر است
با این حال، شایعه تنها ابزار قدرت نیست؛ می‌تواند نیرویی مقاومتی نیز باشد. در جوامع تحت سانسور شدید جنگ، شایعه گاه تنها راه انتقال اطلاعات میان مردم است. این شایعات، که «رادیوی خیابانی» نامیده می‌شوند، گاه حاوی اخباری هستند که رسانه‌های رسمی از انتشار آنها خودداری می‌کنند. از این منظر، شایعه شکلی از «گفتمان زیرزمینی» است که می‌تواند ساختارهای قدرت رسمی را به چالش بکشد. اما شایعه دارای خطرات درونی نیز هست.
همان‌طور که آلپورت و پستمن نشان دادند، شایعه در فرایند انتقال، سه تغییر عمده را تجربه می‌کند: «مسطح‌سازی» (حذف جزئیات)، «تیز کردن» (برجسته‌سازی برخی عناصر)، و «همسان‌سازی» (تطبیق با باورهای پیشین مخاطبان). این فرایندها باعث می‌شوند شایعه نه تنها از حقیقت دور شود، بلکه به‌تدریج به روایتی تبدیل شود که بازتاب دهنده اضطراب‌ها و آرزوهای جمعی است تا واقعیت عینی. در نتیجه، شایعه می‌تواند خود به منبعی برای تصمیم‌گیری‌های نادرست یا اقدامات شتابزده تبدیل شود.
در عصر دیجیتال، نقش شایعه در جنگ دگرگون شده است. پیش از این، شایعه عمدتاً از طریق ارتباطات چهره‌به‌چهره و با سرعت نسبتاً پایین منتشر می‌شد. امروز، شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال، شایعه را به سلاحی فوری و جهانی تبدیل کرده‌اند. نظریه «فضای جریان‌ها» مانوئل کاستلز برای فهم این تحول حیاتی است. کاستلز استدلال می‌کند که در جامعه شبکه‌ای، قدرت در جریان اطلاعات نهفته است. شایعه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی ویروسی می‌شود، می‌تواند ظرف چند ساعت به حقیقتی بدل شود که بسیاری به آن باور دارند، حتی اگر کاملاً نادرست باشد.این پدیده ما را به مفهوم «پساحقیقت» می‌رساند.
در وضعیت پساحقیقت، احساسات و باورهای شخصی بر واقعیت‌های عینی اولویت پیدا می‌کنند. شایعه، با طبیعت هیجانی و روایی خود، در این بستر رشد می‌کند. جنگ‌های مدرن بیش از هر زمان دیگری در بستر اطلاعاتی پساحقیقت رخ می‌دهند. به سخن دیگر، شایعه نه تنها یک پدیده حاشیه‌ای، بلکه یکی از اصول ساختیافته این نوع جدید از منازعات است. ارتش‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی اکنون واحدهای تخصصی «عملیات اطلاعاتی» دارند که به تولید و پخش هدفمند شایعات می‌پردازند. این شایعات با بهره‌گیری از هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های بزرگ، به‌صورت سفارشی برای گروه‌های خاص جمعیتی طراحی می‌شوند.

علی کریم پور
انتهای پیام/
کلمات تایید نشده نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک