"کادو" در فرهنگ ایرانی/ نشانۀ محبت یا تولید اضطراب؟

1404/12/04 - 14:15 - کد خبر: 156611 نسخه چاپی

نصر: کادو دادن و کادو گرفتن در زندگی ما ایرانیان، برخلاف ظاهر ساده و عاطفی‌اش، همواره یک «قصه‌ پرغصه» بوده و با اوضاع فعلی تشدید شده است.

به گزارش نصر، هدیه در اینجا نه صرفاً یک عمل محبت‌آمیز، بلکه پدیده‌ای اجتماعی است که در دل خود فشار، اضطراب و نمایش‌گری را حمل می‌کند.
نخستین و عریان‌ترین لایه، همان است که این روزها بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد: نبودِ پول و تنگنای اقتصادی. 
در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین نیازهای اولیه در تنگنا هستند، هدیه دادن به یک بار روانی تبدیل می‌شود. 
فرد نه می‌تواند از چرخه‌ هدیه خارج شود، زیرا حذف از این مناسبات به معنای حذف نمادین از شبکه‌ خویشاوندی است، و نه توانایی دارد که بی‌دغدغه در آن مشارکت کند. 
در نتیجه، کنشی که باید نشانه‌ مهر و پیوند باشد، به تجربه‌ای آمیخته با اضطراب، شرم و احساس کمبود تبدیل می‌شود.
اما مسأله تنها اقتصاد نیست. لایه‌ دوم، همان «قصه طول و دراز جبران کردن» است؛ منطقی نانوشته که هدیه را به نوعی بدهی اجتماعی بدل می‌کند. 
در فرهنگ هدیه‌ ایرانی، هدیه هرگز پایان نمی‌یابد! بلکه همیشه در آینده باید «پاسخ داده» شود. 
بنابراین، هدیه نه یک بخشش آزادانه، بلکه آغاز زنجیره‌ای از تعهدات است. 
هر کادو، فرد را وارد چرخه‌ای می‌کند که در آن، نگرانی از کم نیاوردن، از ارزش کمتر گذاشتن یا از دست دادن آبرو، دائماً بازتولید می‌شود.
در بسیاری از مناسبات خانوادگی، هدیه دادن به یک صحنه‌ تئاتر تبدیل می‌شود. جایی که ارزش هدیه گاه با اغراق، دروغ یا نمایش بالا برده می‌شود تا منزلت اجتماعی حفظ شود یا طرف مقابل به رقابت وادار گردد. 
در این وضعیت، هدیه دیگر یک شیء نیست؛ بلکه ابزاری برای قدرت، کنترل و تثبیت جایگاه است. آبرو در اینجا نقش ارز پنهان را بازی می‌کند؛ ارزی که ارزش آن گاه از خود هدیه مهم‌تر است.
همین سازوکار پیچیده را سعید روستایی در فیلم کوتاه «‌از طرف آنها» به شکلی تراژیک به تصویر کشید و سپس در فیلم بلند برادران لیلا آن را بسط داد. 
در این آثار، هدیه نه نماد محبت، بلکه میدان کشمکش اقتصادی و منزلتی است؛ جایی که فقر و آبرو به هم گره می‌خورند و حتی مناسبت‌های شادی نیز به صحنه‌ رقابت و اضطراب تبدیل می‌شوند.
مسألۀ هدیه در جامعه‌ ایرانی را نمی‌توان صرفاً یک رسم فرهنگی یا عادت اخلاقی دانست. 
این پدیده، آیینه‌ وضعیت کلان اجتماعی است؛ به همین دلیل است که «کادو» در تجربه‌ زیسته‌ ما، اغلب بیش از آنکه روایت‌گر محبت باشد، روایتگر اضطراب، رقابت و تلاش برای حفظ آبرو است؛ قصه‌ای که لبخند آن در ظاهر است، اما غصه‌اش در عمق زندگی جریان دارد.
انتهای پیام/
خبرگزاری عصرایران

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک