گزارش اختصاصی نصر/

در زمان بحران حواس‌مان به بچه‌ها باشد

1404/12/02 - 16:52 - کد خبر: 156381 نسخه چاپی

نصر: ۱۴۰۴ سال سختی بود و تجربیات تلخی از سر ایرانیان گذشت. فصل اول سال با انفجار بندرعباس و جنگ ۱۲ روزه گذشت و در فصل آخر سوگوار فقدان هم‌وطنانمان شدیم. حتی همین لحظه هم که کمتر از ۳۰ روز به پایان سال مانده، احتمال جنگ با آمریکا نقل محافل شده و مردم را نگران کرده است.

به گزارش نصر، تورم، نوسان ارز و گرانی هم که سال‌هاست به یکی از بزرگترین مشکلات اقتصادی کشورمان تبدیل شده و در این وضعیت فرسایش سرمایه روانشناختی مردم بر کسی پوشیده نیست، اما در میانه این همه نگرانی و دل‌مشغولی تا چه حد به فکر بچه‌ها هستیم؟ آیا تا به حال سعی کرده‌ایم اتفاقات پیرامون را از دریچه نگاه کودکان ببینیم؛ موجوداتی بی‌گناه و بی‌دفاع که هر تجربه‌ خوب یا بدی می‌تواند در اعماق ضمیر ناخودآگاه آنها رخنه کرده و آینده آنها را تحت الشعاع قرار دهد.

در مواقعی که جامعه در معرض تنش‌های پی‌درپی قرار می‌گیرد، کودکان صرفاً «تماشاگر» بحران نیستند، بلکه آن را در ذهن و بدن خود ثبت می‌کنند. در ادبیات روان‌شناسی رشد، از مفهومی به نام «استرس سمی» یاد می‌شود؛ مفهومی که پژوهشگران برای توصیف وضعیتی به کار می‌برند که کودک بدون دریافت حمایت عاطفی پایدار و احساس امنیت کافی، به طور مداوم در معرض اضطراب شدید قرار دارد. در چنین شرایطی، سیستم عصبی در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند؛ تمرکز کاهش یافته، خواب مختل می‌شود و تنظیم هیجان دشوارتر می‌گردد. گزارش‌های UNICEF نیز نشان می‌دهد در بستر جنگ و بی‌ثباتی اجتماعی، احتمال بروز علائم اضطراب پس از سانحه در کودکان به شکل معناداری افزایش می‌یابد. به بیان دیگر، آنچه امروز به صورت دل‌آشوبی، گوشه‌گیری یا حملات ناگهانی ترس بروز می‌کند، می‌تواند ردّی از تجربه‌هایی باشد که در لایه‌های عمیق ذهن ثبت شده‌اند و اگر دیده و مدیریت نشوند، در سال‌های بعد به اشکال پیچیده‌تری سر بر می‌آورند. 

نویده رئوف فرد، روانشناس کودک و نوجوان، خانواده را مأمن و مأوای کودک و نوجوان معرفی می‌کند معتقد است سلامت روان فرزندان، تابعی متغیر از وضعیت و شرایط روحی خانواده است. «مدیریت هیجانات والدین پیش‌نیاز مدیریت فضای خانواده است. پدر و مادری که خودشان درگیر اضطراب و خشم کنترل‌نشده هستند، نمی‌توانند محیط امنی برای کودک فراهم کنند.»

این روانشناس با اشاره به مسیر رشد شناختی، تفاوت بین کودکان و نوجوانان را بدین شرح توضیح می‌دهد: «کودکان توان تحلیل انتزاعی رویدادها را ندارند و بیشتر دچار درونی‌سازی می‌شوند. آن‌ها ممکن است احساس گناه کنند، خود را مسئول اتفاقات بدانند یا با گوشه‌گیری و سکوت واکنش نشان دهند. در مقابل، نوجوانان به دلیل رشد تفکر انتزاعی و مهارت حل مسئله، تمایل بیشتری به پرسشگری و تحلیل دارند و اغلب به‌طور مستقیم اخبار و اطلاعات را از طریق فضای مجازی دریافت می‌کنند. به همین دلیل، کنترل ورودی‌های اطلاعاتی و مدیریت میزان مواجهه آن‌ها با اخبار، اهمیت ویژه‌ای دارد که والدین باید به آن توجه داشته باشند.

رئوف فرد از والدین می‌خواهد چنانچه رخداد جدیدی در جریان نیست از مرور چندین و چند باره‌ اخبار حوادث در مقابل بچه‌ها پرهیز کنند. اما مدیریت مواجهه کودکان و نوجوانان با اخبار و برقراری امنیت روحی و روانی آنها صرفا یک امر فردی یا درون خانوادگی نیست و مشارکت تمامی خانواده‌ها را می‌طلبد.

اما در گفتگوی خبرنگار «نصر» با والدین دانش‌آموزان مقاطع مختلف این امر بیش از پیش اهمیت خود را نشان داد. مادر دو فرزند 16 و 12 ساله می‌گوید: «به خاطر فرزند کوچکم، مشاهده اخبار را محدود کرده‌ایم اما همه خانواده‌ها چنین عملکردی ندارند و متأسفانه فرزندان خود را خشم و ترس و اضطراب خود قرار می‌دهند. احساسات و تجربیات این بچه‌ها، در مدرسه به سایرین نیز سرایت می‌کند.» 

در شرایط این چنینی چند توصیه می‌تواند کارساز باشد. مجموعه‌ای از رفتارها و فعالیت‌هایی که حس امنیت را به کودک القا کند، هیجانات کودک را کنترل خواهد کرد. حفظ روتین زندگی کودک یکی از توصیه ‌های کارشناسان است. پایبندی به ساعت خواب، غذا و بازی همیشگی پیام امنیت را به کودک منتقل می‌کند و همین تداوم ساده به او نشان می‌دهد که هنوز در محیطی قابل پیش‌بینی زندگی می‌کند.

نویده رئوف فرد مشارکت دادن فرزندان در تصمیمات و فعالیت‌های خانواده را راهکار موثر دیگری در کنترل هیجانات کودکان و نوجوانان می‌داند. «بچه‌ها ممکن است در این شرایط دچار حس بی‌کفایتی بشوند و تصور کنند هیچ کاری از دست‌شان برنمی‌آید و موثر و منشأ اثر نیستند. پیش از آنکه این احساسات آنها را به سمت انزوا بکشاند، می‌توان در خانه به فراخور سن‌شان بعضی انتخاب‌ها یا مسئولیت‌ها را به آنها محول کنیم تا حس کارآمدی و کنترل در آن‌ها تقویت شود؛ چرا که احساس بی‌قدرتی یکی از عوامل تشدید اضطراب در بحران‌هاست.» 

این کارشناس حوزه کودک و نوجوان هشدار می‌دهد که انتقال نامناسب اطلاعات می‌تواند پیامدهای بلندمدتی در رشد شناختی و سلامت روان کودک برجای بگذارد. رئوف فرد می گوید: «یادمان باشد قرار نیست واقعیت را انکار کنیم و در ذهنش تناقض ایجاد کنیم، اما باید آن را متناسب با سن کودک توضیح دهیم.» به گفته او کودکان توان تحلیل و تفسیر ندارند. وقتی کودکی درباره جنگ یا حادثه‌ای سؤال می‌کند، در واقع به دنبال پاسخ یک پرسش ساده است، «آیا من در امنیت هستم؟» پاسخ والدین باید بر اطمینان‌بخشی و حضور حمایتی متمرکز باشد. باید به کودک اطمینان داد که کنار او و مراقب او هستیم و خطری او را تهدید نمی‌کند.
 
گزارش نصر می افزاید، تا زمانی که یک پژوهش دقیق علمی صورت نگیرد نمی‌توان تخمین زد که چند درصد از کودکان جامعه شامل این ملاحظات می‌شوند و مسیر رشد آنها در جهت مثبت و سازنده طی می‌شود. اما متأسفانه گاهی مشاهدات حاکی از آن است که این برخوردهای صحیح تربیتی در اقلیت قرار دارد.

معاون یکی از مدارس دخترانه از واقعیت نگران‌کننده‌ای پرده برمی‌دارد: «واقعیت این است که بچه‌های امروز از نظر روحی روانی به شدت تحت فشار هستند اما منشأ بخش اعظمی از این تشویش و ناآرامی، شرایط جامعه نیست، خانواده است.»

او در ادامه رقابت خانواده‌ها برای قبولی فرزندان‌شان در آزمون‌های مدارس تیزهوشان و یادگیری انبوهی از مهارت‌های ورزشی، هنری، درسی و مهم‌تر از همه مشکلات خانوادگی را عوامل اساسی دخیل در مشکلات روحی دانش‌آموزان برشمرده و می‌گوید: «بچه‌ها دیگر نه وقت بازی دارند و نه استراحت. حتی نهارشان را در ماشین می‌خورند. والدین نمی‌دانند که با این روش چه آسیبی به بچه‌ها می‌زنند. برای جبران تجربه های نزیسته خود مسئولیت سنگینی روی دوش بچه‌ها می‌گذارند و آنها را گرفتار اضطراب ناکامی، حس عذاب وجدان و ترس از ناکافی بودن و ناامید کردن والدین خود می‌کنند. بچه‌هایی که در شرایط خانوادگی بهتری قرار دارند، می‌توانند راحت‌تر و با آسیب کمتر از مشکلات جامعه عبور کنند.»

او در ادامه از دانش‌آموزی می‌گوید که این روزها با وجود سن کم دچار حملات پنیک شده است. «این بچه دچار حملات پنیک ناراحت‌کننده‌ای می‌شود. می‌گوید می‌ترسد جنگ بشود و او پدر و مادرش را از دست بدهد و آواره بشود و در چادر زندگی کند. وقتی تحقیق کردیم متوجه شدیم در جنگ 12 روزه ترس شدیدی را تجربه کرده است. علاوه بر آن گویا پدر خانواده در آن دوره کسب و کار جدیدی آغاز کرده، اما به خاطر نوسانات ارز به شدت متضرر شده است و شرح و تفصیل این اتفاقات در خانه، عملاً باعث شده ترس در دل دختر جا خشک کند»

متخصصان این پدیده را PTSD یا اضطراب پس از سانحه می‌نامند و هشدار می‌دهند که در صورت عدم مداخله به موقع، ممکن است مزمن شود. بنابراین در صورتی که شاهد برخی علائم مانند گوشه‌گیری طولانی، کاهش ابراز هیجان، بی‌حسی عاطفی، اختلال خواب و نشانه‌های اضطراب شدید شدند از یک متخصص کمک بگیرند.

شاید نتوان مانع بسیاری از بحران‌های اجتماعی شد، اما می‌توان از تبدیل آن‌ها‌ به زخم‌های ماندگار در ذهن کودکان پیشگیری کرد. کودک امروز، شهروند فردای همین سرزمین است. اگر اضطراب و بی‌ثباتی به تجربه‌ای مزمن در سال‌های رشد او بدل شود، پیامدهای آن تنها در اتاق‌های مشاوره باقی نخواهد ماند، بلکه در کیفیت روابط، بهره‌وری اجتماعی و سلامت جمعی آینده نمود پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئولیت تربیت و پرورش کودک موضوعی نیست که بتوان با اغماض یا سهل‌گیری از روی آن گذشت. شاید کودکان فاقد قوه‌ تحلیل وقایع به سبک بزرگسالان باشند، اما این به معنای عدم هشیاری آنان نیست. آنها می‌بینند، می‌شنوند، ثبت می‌کنند و به شیوه خود تحلیل می‌کنند. یک تحلیل ساده و بی‌آلایش. مبتنی بر غریزه هر موجود زنده؛ حیات و بقا. چیزی که بالذات ریشه‌ تمامی تقلاهای سیاسی و اجتماعی بشر است. چه بسا راه نجات، در تعاملی هوشمندانه‌تر با کودکان باشد؛ چه در مدرسه و چه در خانواده.  

گزارش از سئویل محدث

انتهای پیام/
در زمان بحران حواس‌مان به بچه‌ها باشد نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک