یادداشت نصر/
مرمت و بازآفرینی؛ پاسداری از حافظه ملی
1404/11/26 - 13:45 - کد خبر: 156087
نسخه چاپی
نصر: مرمت، بازسازی، بازآفرینی و نگهداری هر بنا و شیء تاریخی را باید همانگونه که جهانیان جدی میگیرند، جدی بگیریم. این آثار، قطعاتی از پازل هویت ما هستند؛ هر ترک بر دیوارشان، هر رنگپریدگی بر چهرهشان، روایتی از زیستِ پیشینیان را در خود نهفته دارد.
یک عکس کهنه، یک آجر شکسته از روزگاران دور، یا پنجرهای زنگارگرفته، تنها شیء نیستند؛ آنها دفتر خاطراتی بیصدا هستند که به ما میگویند مردم گذشته چگونه زیستهاند، چه رنجهایی کشیدهاند، چه ساختهاند و چه آرزوهایی در دل داشتهاند. در مردمشناسی، همین جزئیات ظریف زیستی است که هویت تاریخی یک ملت را زنده نگه میدارد و آن را از فراموشی نجات میدهد.
مرمت و بازسازی دو تصویر از پسران فتحعلی شاه قاجار در لندن، بار دیگر نام و هنر عبداللهخان نقاشباشی را بر سر زبانها انداخت. هنرمندی که نزدیک به هشتاد سال، از دوران آقامحمدخان قاجار تا سالهایی از سلطنت ناصرالدینشاه قاجار، از خلاقترین چهرههای هنر دربار قاجار بود.
او در خانوادهای ترکتبار در سیمرم زاده شد و با هوش و کیاست، پلههای ترقی را بهسرعت پیمود. در دوره فتحعلیشاه، منصب «باشیگری» هنرمندان و استادکاران دربار را بر عهده داشت؛ از معماران و مهندسان گرفته تا میناکاران، نجاران، فخاران، حدادان و دیگر صنوف هنرمند.

دیوارنگارههای کاخهای تاریخی چون کاخ گلستان، کاخ نگارستان و کاخ سلیمانیه، و نیز تصویر تمامقد فتحعلیشاه که امروز در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری میشود، از شاهکارهای اوست.
تابلوی عظیم رنگروغن با تزئینات طلا، به ابعاد ۲۵۵ در ۴۴۰ سانتیمتر، که سالها دچار مرمتهای نادرست و لایههای ضخیم بازنقاشی شده بود، سرانجام در استودیوی «سایمون گلیلسپی» در لندن مرمت و بازآفرینی شد.
این اثر، ۱۰۶ سال پیش از تهران به یک مجموعهدار آمریکایی منتقل شده بود و پنج سال پیش در حراجی لندن به یک موزه آسیایی فروخته شد. اکنون، با زدودن غبار زمان، بار دیگر شکوه دربار قاجار را پیش چشم جهانیان زنده کرده است؛ گویی رنگها نفس تازهای کشیدهاند و طلا دوباره آفتاب را در آغوش گرفته است.
فتحعلیشاه، دومین شاه سلسله قاجار، پس از قتل آقامحمدخان به سلطنت رسید و ۳۷ سال حکومت کرد. دو جنگ ایران و روسیه و انعقاد عهدنامههای گلستان و ترکمنچای در دوران او رخ داد؛ روزگار دشوار سیاست، اما همزمان آغازگر اندیشه نوسازی.

با اعزام فرزند هوشمندش عباس میرزا به تبریز، بنیان اصلاحات و نوسازی ایران در دارالسلطنه تبریز نهاده شد. اعزام نخستین گروه دانشجویان به فرنگ، ایجاد کارخانههای نوین، توجه به مظاهر شهری مدرن و تأسیس کنسولگریهای خارجی در تبریز، همه نشانههای آغاز حرکتی بود که ایران را به افقهای تازهای پیوند زد.
مرمت یک تابلو یا یک کاخ، تنها تعمیر یک شیء نیست؛ احیای حافظه تاریخی یک ملت است. هر اثر تاریخی، پلی است میان دیروز و امروز. اگر این پلها را پاس بداریم، فردا نیز راهی روشن برای عبور خواهد داشت.
به قلم: محمد فرجپور باسمنجی
انتهای پیام/
نصر