اختصاصی نصر/
وقتی اینترنت قطع می شود، معیشت هم قطع می شود
1404/11/09 - 16:00 - کد خبر: 155362
نسخه چاپی
نصر: اینترنت ایران پس از بیست روز، تقریباً به وضعیت قبلی خود، با هر مشکل و کم و کاستیای که داشت، بازگشت. اما آیا ما هم به دوران قبل از قطعیها بازخواهیم گشت؟
به گزارش نصر، برای بخش اعظمی از جامعه، این اختلالها به معنای ازکارافتادن منبع درآمد و فرو رفتن در عدم اطمینان اقتصادی و امنیت شغلی بوده است.
در شرایطی که اقتصاد ایران پیش از این نیز با تورم، رکود و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکرد، محدودیتهای اینترنت ضربهای مضاعف به کسبوکارهای کوچک و مستقل وارد کرده است.
برای بسیاری از کسبوکارهای خرد و آنلاین، ماههای بهمن و اسفند حکم فرصت طلایی جبران کسادی کل سال را دارند. بسیاری از فعالان این حوزهها، ماهها پیش از شب عید، اقدام به خرید کالا، انبار کردن اجناس یا تهیه مواد اولیه و تجهیزات کردهاند؛ خریدهایی که اغلب بهصورت چکی و اقساطی انجام شده و قرار بوده از محل فروش شب عید تسویه شود.
اما قطعی اینترنت و رکود ناشی از آن، این معادله را بههم زد. حالا نهتنها فروش محقق نشده، بلکه موعد پرداخت بدهیها رسیده و بسیاری از این افراد عملاً توان بازپرداخت تعهدات مالی خود را ندارند.
بخش قابل توجهی از مشاغل امروز ایران، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به اینترنت وابستهاند؛ از آنلاینشاپهای خانگی گرفته تا فریلنسرها، برنامهنویسان، تولیدکنندگان محتوا، مترجمان، مدرسهای آنلاین و حتی مشاغل خدماتی مانند آرایشگران و سالنهای زیبایی که جذب مشتری آنها عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی انجام میشود.
بنابراین برای بسیاری از افراد، شبکههای اجتماعی به خصوص اینستاگرام صرفا ً مایه سرگرمی نیست، ویترین کار، ابزار بازاریابی و کانال ارتباط با مشتری است. قطع یا کندی اینترنت، بهمعنای حذف ناگهانی این ویترین و از بین رفتن ارتباطی است که با صرف زمان و هزینه شکل گرفته بود.
مدیر یکی از آرتشاپهای تازهتأسیس که آثار بیش از ۲۰ هنرمند جوان را بهصورت امانی عرضه میکند، میگوید: «آسیبپذیری فعالیتهای هنری در شرایط بحران به شدت بالاست و پروسه بازگشت نیز بسیار کند پیش میرود. در جنگی که اخیراً تجربه کردیم دو ماه طول کشید تا بتوانم از پس ضرر و زیان جنگ ۱۲ روزه بربیایم. حالا هم چشم امیدمان به فروش شب عید بود و برایش برنامهریزی کرده بودیم، اما هیچکدام دیگر شدنی نیست.»
او با اشاره به نوسان شدید قیمت نقره میافزاید: «قیمت نقره به شدت بالا رفته و نوسان شدیدی دارد به همین دلیل تصمیم گرفتیم فعلاً فروش زیورآلات نقره را متوقف کنیم. کارگاه را هم تعطیل کردهایم.»
فریلنسینگ و گستره وسیعی از عناوین شغلی وابسته به آن، از جمله تولید محتوا، سئو، طراحی سایت، برنامهنویسی و دهها عنوان شغلی مشابه، امروز جزو پردرآمدترین مشاغل جهان بهشمار میروند. بسیاری از جوانان ایرانی نیز با هزار امید و آرزو، زمان و هزینه خود را صرف آموزش و ورود به این بازار کردهاند.
اما در نبود اینترنت پایدار و بینالمللی، این مجموعه فرصت شغلی، عملاً به مجتمع تجاریای تبدیل میشوند که درِ آن قفل است و کلیدش در ناکجاآباد مفقود شده است. بنابراین میتوان گفت فریلنسرها از جمله گروههایی هستند که بیشترین آسیب را دیدهاند.
فائزه آقازاده، دانشجوی جوانی که همزمان به تدریس آنلاین زبان مشغول است، میگوید: «در این مدت هم از نظر تحصیلی تحت فشار بودیم و هم از نظر شغلی. دسترسی به فایلها و جزوات ممکن نبود و از طرف دیگر، ارتباطم با شاگردهای غیرایرانی قطع شد و تقریباً در عرض این بیست روز 14 میلیون تومان ضرر کردهام»
او میافزاید: «با اینکه شرکتی که با آنها همکاری میکنم، به نحوی زمان کلاسها را به تعویق انداخت، اما هر لحظه ممکن است شاگردهایم را از دست بدهم.» از دست رفتن اعتبار حرفهای در بازار کاری که به ثبات و دسترسی پایدار نیاز دارد، به مثابه مرگ هر کسب و کاری است، خواه آنلاین باشد و خواه سنتی.
اگرچه در حال حاضر اینترنت تا حدی به وضعیت پیشین بازگشته، اما این بازگشت به معنای ترمیم خسارتها نیست. اعتماد مشتریان آسیب دیده، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی تغییر کرده و بسیاری از کسبوکارها بخشی از مخاطبان خود را از دست دادهاند. از سوی دیگر، شرایط اقتصادی و اجتماعی باعث شده مردم با احتیاط بیشتری هزینه کنند. ترس از آینده نامعلوم، خریدهای غیرضروری را به تعویق انداخته و این موضوع مستقیماً بر درآمد مشاغل خرد اثر گذاشته است.
در چنین شرایطی، استفاده از پسانداز به یکی از معدود گزینههای پیشروی مردم تبدیل شده است؛ گزینهای که تنها برای کسانی در دسترس است که از قبل اندوختهای داشتهاند. مشاهدات میدانی نشان میدهد حتی فروش طلا نیز به راهکاری رایج برای تأمین هزینههای جاری بدل شده است.
یکی از شهروندانی که برای کاهش فشار مالی اقدام به فروش طلا کرده، میگوید: «زرگرها در این شرایط فقط زیر قیمت روز حاضر به خرید هستند؛ آن هم حدود دو میلیون تومان پایینتر از نرخ بازار.» موضوعی که خود به معنای تحمیل ضرر مضاعف به خانوارهاست.
اشاره وزیر ارتباطات به خسارت روزانه پنج هزار میلیارد تومانی به اقتصاد کشور، رقمی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. اما آنچه در این آمارهای کلان کمتر دیده میشود، فشار خرد و روزمرهای است که بر دوش مردم و کسبوکارهای کوچک سنگینی میکند.
بیکاری، ناامنی شغلی، تورم افسارگسیخته و فشارهای اجتماعی، نهتنها توان مالی مردم را فرسوده کرده، بلکه توان روانی آنها را نیز تحلیل برده است. در این شرایط، باید این پرسش را اقتصاددانان داشت که آستانه تابآوری اقتصادی مردم ایران تا کجاست؟ و آیا در افق پیشِرو، روزنهی امیدی برای برونرفت از این چرخه بحران وجود دارد؟ مبادا روزی برسد که بگوییم مردمان این شهر، عصا از کور میدزدند.
گزارش از سئویل محدث
انتهای پیام/
نصر