یادداشت/ سال‌ها روشنگری و ایستادگی در برابر فرقه ایرانشهری و تبیین تمرکزگرایی خشن پهلوی/

علت عدم همراهی مردم آذربایجان با پروژه تطهیر پهلوی چیست؟

1404/10/18 - 16:30 - کد خبر: 153807 نسخه چاپی

نصر: سال‌های پس از سقوط سلطنت پهلوی، آن‌گونه که باید و شاید، تبیین منسجم، عمیق و عادلانه‌ای از ماهیت و پیامدهای سیاست‌های این خاندان، به‌ویژه در مناطق پیرامونی و غیرمرکزی ایران، صورت نگرفت. روایت مسلط، اغلب به کلی‌گویی درباره «استبداد» یا «وابستگی» محدود شد و کمتر به تجربه زیسته مردمی پرداخت که مستقیماً زیر چکمه‌های تمرکزگرایی خشن، سرکوب نظامی و تحقیر هویتی پهلوی قرار داشتند. همین خلأ تاریخی، بستری مناسب برای بازتولید چهره‌ای تطهیرشده و حتی قهرمانانه از این سلطنت فراهم کرد.

در این میان، جریان زیرپوستی و نفوذیِ طرفداران پهلوی، که امروز خود را در پوشش‌هایی چون «ایرانشهری‌گری انقلابی» یا ناسیونالیسم شبه‌مدرن بازتعریف کرده‌اند، به‌جای پاسخ‌گویی به نقدهای مستند تاریخی، به حربه برچسب‌زنی متوسل شدند.
هرگونه تبیین از جنایت‌ها و سیاست‌های سرکوبگرانه پهلوی، به‌ویژه اگر از زاویه تجربه اقوام و مناطق غیرمرکز مطرح می‌شد، با اتهام‌هایی چون «پان‌ترکیسم»، «تجزیه‌طلبی» یا «ضدیت با تمامیت ارضی» خاموش شد. این شیوه، نه دفاع از ایران، بلکه دفاع از یک روایت خاص و قدرت‌محور از تاریخ کشورمان بود.

تجربه آذربایجان نشان داد که وقتی حافظه تاریخی زنده بماند و روایت محلی، ولو در فضای غیررسمی تداوم یابد، امکان به حاشیه راندن این تحریف‌ها وجود دارد.
مردم آذربایجان، با تکیه بر خاطره سرکوب‌های فرهنگی، نظامی و سیاسی از ممنوعیت زبان مادری تا وقایع خونین پس از ۱۳۲۵ (که به بهانه تقابل با فرقه دمکرات آذربایجان تاریخ و فرهنگ منطقه را به اتش کشیدند) اجازه ندادند تصویر پهلوی به‌سادگی بزک شود. اما این وضعیت در همه‌جا یکسان نبود.

اما در لرستان و کردستان، با وجود آن‌که سیاست‌های پهلوی به‌مراتب خشن‌تر و عریان ‌تر بود از سرکوب عشایر و خلع سلاح اجباری گرفته تا اعدام، کوچ اجباری و نابودی ساختارهای اجتماعی بومی و تبیین تاریخی دچار ضعف جدی شد. جنایت‌ها اغلب در قالب «برقراری امنیت» یا «مقابله با ناامنی» تقلیل داده شد و صدای قربانیان، یا شنیده نشد یا به حاشیه رانده شد. نتیجه آن شد که نسل‌های بعد، تصویری ناقص و تحریف‌شده از گذشته دریافت کردند.

«ندانستن» در اینجا صرفاً یک خلأ معرفتی نیست؛ یک خطر سیاسی و اجتماعی است. مردمی که ندانند سلطنت پهلوی چگونه با هویت، فرهنگ، معیشت و جان نیاکانشان برخورد کرد، ممکن است فریب شعارهای پر زرق‌وبرق «ایران مدرن و مقتدر ولی در باطن وابستگی به بیگانه و پاکسازی قومیتی» را بخورند، بی‌ آن‌که بپرسند این اقتدار بر شانه چه کسانی و با چه هزینه‌ای بنا شد.

امروز، مسئولیت تبیین، بیش از هر زمان دیگری، بر دوش تاریخ‌نگاری صادقانه و منطقه‌محور است؛ تبیینی که نه اسیر پروژه‌های هویتی افراطی شود و نه در دام ناسیونالیسم سلطنت‌پسند بیفتد.
تنها با بازخوانی دقیق تجربه‌های محلی، ثبت روایت‌های سرکوب‌شدگان و شکستن انحصار روایت رسمی، می‌توان مانع از بازتولید یک دروغ تاریخی شد. این نه ضدیت با ایران، بلکه تلاشی برای بازپس‌گیری حقیقت و عدالت تاریخی است.

به قلم هادی دادگر 
انتهای پیام/
علت عدم همراهی مردم آذربایجان با پروژه تطهیر پهلوی چیست؟ نصر

ثبت نظر

نمایش 2 نظر

پاسخ   ناشناس   ماه پیش  

چون متوهم زده ها در گذشته میمانند ودلخوش گذشته آن مثل مردم که پیشه وری و مشروطه وستارخان و انقلاب ۵۷و..... فعلا در سایه این شعارها دلخوشیم وکسی حق قضاوت نداره

پاسخ   ناشناس   ماه پیش  

ما مردم ترک هیچ گروهی نبودیم و نیستیم و نخواهیم بود الکی گندش می‌کنید تا هندونه زیر بغل این مردم ذلت پذیر جا کنید
سامانه مولد پرتال ستاک