گفتگوی "عصرآزادیآنلاین" با "امید وطنخواه" تحلیلگر برجسته و آذربایجانی حوزه نفت و انرژی کشور پیرامون ناترازی انرژی؛
ناترازی انرژی یک زخم کهنه است
1404/10/15 - 08:03 - کد خبر: 153483
نسخه چاپی
نصر: در دنیای پیچیده و استراتژیک نفت و انرژی، حضور تحلیلگران و مدیرانی که علاوه بر برخورداری از دانش فنی، از تجربهای گسترده در عرصههای اجرایی و سیاسی برخوردار باشند، همواره ارزشمند است.
به گزارش نصر، “امید وطنخواه” را میتوان به جرات یکی از این چهرههای کمنظیر دانست؛ متولد تبریز، با ۳۳ سال سابقه پرثمر در قلب صنعت نفت و انرژی ایران… او مسیری را پیموده که از مدیریتهای میدانی و اجرایی آغاز شده و تا تحلیلهای کلان استراتژیک ادامه یافته است.
تجربههای بینظیر او، از حضور در شرکتهای پالایشی گرفته تا مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات شرکتهای مادر تخصصی، نشان از تسلط او بر زوایای پنهان و آشکار این صنعت حیاتی دارد.
وطنخواه سالها در کسوت تحلیلگر ارشد مدیریت استراتژیک حوزه نفت و انرژی، به واکاوی چالشها و ارائه راهحلهای منطقی پرداخته و حضور او در هشت سال دفاع مقدس به عنوان رزمنده، به دیدگاه او عمق و وسعتی بخشیده که فراتر از نگاه صرفاً فنی است.
در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، اعتماد دکتر پزشکیان به این مدیر کهنهکار و تحلیلگر مسلط، موجب شد تا مسئولیت سنگین ریاست ستاد انرژی خود را به او بسپارد.
“عصرآزادیآنلاین” در گفتگو با وطنخواه، واکاوی موضوع ناترازی انرژی به عنوان یکی از بحرانیترین چالشهای امروز ایران را انجام داده است که از نظرتان میگذرد…
با توجه به تحلیلهای استراتژیک جنابعالی، ناترازی انرژی را چگونه تحلیل میکنید؟
اگر بخواهم به زبان ساده بگویم، منظور از ناترازی در حوزه انرژی این است که عرضه و تقاضا در یک خط نیستند، یعنی حاکمیت به هر دلیل نمیتواند انرژی مورد نیاز واقعی کشور را تامین کند؛ در حوزه برق، پیک مصرف واقعی و درخواستی کشور حدود ۱۰۵ گیگاوات است اما در خوشبینانهترین حالت و با فرض عملکرد بینقص تمام نیروگاهها، حداکثر عرضه ما حدود ۶۵ گیگاوات است. این یعنی ما با یک ناترازی ۴۰ گیگاواتی برق مواجهایم. وقتی دولت نتواند پاسخگوی این تقاضا باشد، چارهای جز صدور فرمان خاموشی ندارد. این خاموشی فقط خاموشی یک لامپ نیست زیرا هر گیگاوات ناترازی برق، حدود ۵ میلیارد دلار سالانه به اقتصاد، صنعت و مردم آسیب میزند. با یک حساب ساده، روند کنونی خاموشیها سالانه حدود ۱۶۰ میلیارد دلار به کشور صدمه میزند.
این رقم یعنی چه؟
یعنی کارخانجات تعطیل میشوند، تجهیزات برقی حساس و گرانقیمت که وظیفه قطع و وصل برق را بر عهده دارند به دلیل استفاده خارج از استاندارد فرسوده شده یا از بین میروند، کسبوکار مردم نابود میشود، ادارات تعطیل میشوند، حملونقل کشور فلج میشود و دهها مشکل دیگر به وجود میآید.
متاسفانه تنها حداکثر دو درصد برق ما از انرژیهای تجدیدپذیر است و مابقی از طریق سوزاندن گاز طبیعی، گازوئیل و مازوت تولید میشود که هم ویرانگر محیط زیست است و هم بازدهی پایینی دارد و مصیبت بزرگتر اینجاست که به جای اصلاح این روند، هنوز شاهد تلاش برای توسعه نیروگاههای هیدروکربنی قدیمی هستیم لذا تقریباً میتوان گفت ۱۰۰ درصد برق آمریکا از انرژیهای پاک و برعکس، ۱۰۰ درصد برق ایران از انرژیهای تجدیدناپذیر و آلاینده است.
وضعیت تامین بنزین را چگونه ارزیابی میکنید؟
در مورد بنزین نیز وضعیت به همین منوال است؛ روزانه حدود ۱۳۴ میلیون لیتر بنزین در سطح کشور عرضه میشود در حالی که تولید داخلی ما تنها حدود ۱۰۵ میلیون لیتر است؛ یعنی با کسری ۲۹ میلیون لیتری در روز مواجهایم کمااینکه تقریباً نصف این مقدار از خارج وارد میشود و نصف دیگر از پتروشیمیها تامین میگردد که بنزین استانداردی نیست و سلامت مردم را به طور جدی تهدید میکند.
برای درک عمق فاجعه، به این مقایسه توجه کنید: جمعیت ترکیه بیشتر از ایران است، وسائل نقلیه آن بیشتر است، سیستم حملونقل آن فعالتر است، اما ترکیه روزانه حداکثر ۹ میلیون لیتر بنزین مصرف میکند در حالی که ما ۱۳۴ میلیون لیتر! ترکیه روزانه ۴۰ میلیون لیتر گازوئیل مصرف میکند و ما ۱۱۰ میلیونلیتر! پرسش اینجاست که کجای کار ما مشکل دارد؟ پاسخ مشخص است: ما نمیتوانیم مدیریت کنیم، هر کسی در این کشور هر کاری دوست دارد انجام میدهد. مصرف قاچاق و خارج از شبکه، بیشتر از مصرف شبکه قانونی کشور است!
با این توصیفات هشداردهنده، به نظر شما ریشه این ناترازی خانمانسوز انرژی از کجاست؟
در داستان ناترازی انرژی، باید کار را به کاردان بسپارند، دلایل اصلی ناترازی انرژی کشور، ریشه در ناترازی سیاسی و سپس ناترازی مدیریتی دارد؛ اگر دوستان و جریان حاکمیت این نظر تخصصی یک کارشناس باسابقه را بپذیرند، تقریباً ۹۰ درصد مشکل حل شده است، چرا؟ چون در قالب تدوین دستورالعمل و سناریوی رفع آن، به راحتی قابل حل است.
ما باید شجاعت داشته باشیم و بپذیریم که وقتی در کشور بالای ۱۰۰ میلیون لیتر فرآورده نفتی مثل آبِ خوردن از شبکه مصرف خارج میشود، باید قطعاً بپذیریم که این قاچاق، ریشه در ناترازی سیاسی دارد، نه فنی و مهندسی!
یا مثلاً وقتی آبآوردِ ایران سالیانه حدود ۱۰۴ میلیارد مترمکعب و آبآوردِ کل جهان عرب فقط ۴ میلیارد مترمکعب در سال است، ولی جهان عرب غرق در آب است و ما با کمبود و ناترازی شدید آب مواجهایم، دیگر این تقصیر را نمیتوان به گردن مدیرعامل آب و فاضلاب یک استان و یا مدیر شهرستان انداخت زیرا اینجا دیگر، دلایل کاملاً سیاسی و استراتژیک است!
در جریان انتصاب رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی چالشهای زیادی در رسانهها صورت گرفت، با توجه به نقش شما در ستاد انرژی، به نظرتان کجای کار مشکل داشت؟
این نقدها به دکتر پزشکیان را به دو قسمت کاملاً متمایز شامل نقد منصفانه و دلسوزانه کارشناسان و متخصصان حوزه انرژی و تهاجم وحشتناک شبکههای رانت و فساد و مافیای انرژی تقسیم میکنم؛ گروه اول، سرمایه های ملی کشور هستند، انتقادات و گلهمندیهای منصفانه آنها را باید مورد تکریم قرار داد، به حرفهایشان گوش داد و عمل کرد، اما گروه دوم، گروه بسیار خطرناکی هستند که وزن اصلی تهاجم به رئیس جمهور را تشکیل میدهند. این گروه اطمینان دارند که با یکپارچهسازی و هوشمندسازی مدیریت شبکه انرژی کشور، دیگر نخواهند توانست سالیانه صدها میلیارد دلار از انرژی کشور را در قالبهای مختلف به تاراج ببرند و مردم را بیچاره کنند!
اینها اگر لازم باشد، میلیاردها دلار در کف خیابانها و رسانههای معاند خرج میکنند تا منافع چند صد میلیارد دلاری و کثیفشان به خطر نیفتد، لذا این گروه به تار و پود نظام نفوذ کردهاند، اینها اژدهای هفتسر که چه عرض کنم، افسانه اژدهای هزارسر هستند! یک سر را که ببُری با ۹۹۹ سر دیگر به حرکت خود ادامه میدهند زیرا ریشه در داخل دارند اما به فرموده رهبری، باید هوشمندانه با این اژدها مبارزه کرد.
این مبارزه باید به چه شکلی باشد؟
شبکههای ناسالم در سایه و در پشت پرده همه را به جان هم انداختهاند، لازم است مردم شریف بسیار هوشیار باشند. برای اینکه با رفع تحریمها، همه چیز شفاف میشود و مدیریت شفاف و شیشهای جایگزین مدیریت پشت پرده و سیاه میشود، خب! اینجاست که منافع اینها به خطر میافتد، بنابراین تحریم برای این گروه بسیار سودآور است!
در بحث قاچاق نیز همینطور است؛ قاچاقچیان فرآوردههای نفتی دوست ندارند قیمت عرضه به قیمت قاچاق نزدیک باشد، آنها دوست دارند مثل اکنون، گازوئیل را با قیمت نازل از دولت بگیرند و بعد همان گازوئیل را ۲۰۰ برابر بالاتر به مردم و کسب و کارها بفروشند!
تجربه کشورهای موفق در حوزه نفت و انرژی چه کمکی میتواند به مدیریت کشور ما کند؟
کشور چین توسعه انرژی خورشیدی را تقریباً همزمان با کشور ما شروع کرد، چرا آنها امروز به ظرفیت ۱۳۷۱ گیگاوات انرژی خورشیدی دست یافتهاند و ما در نهایت به ۳ گیگاوات هم نرسیدهایم؟ اشکال کار از کجاست؟ قطعاً ناترازی سیاسی و سپس مدیریتی دارد و باید هر دو با هم رفع شوند. همچنین کشور نروژ با ۶ میلیون نفر جمعیت، ۵۰ سال است که درآمدهای نفتی خود را از بودجه جاری جدا کرده و در حدود ۲۵۰۰ شرکت سودآور داخلی و خارجی سرمایهگذاری کرده و هماکنون این مبلغ به دو هزار میلیارد دلار رسیده که، تنها سود سالیانه آن بالغ بر ۱۴۰ میلیارد دلار در سال است. دولت نروژ به شهروندان خود اعلام کرده که، ما در صندوق نفت آنقدر پول داریم که اگر مردم هیچ کاری انجام نداده و هیچ درآمدی هم نداشته باشند، بازهم میتوانند با این پول بیش از ۱۰۰ سال زندگی شرافتمندانه داشته باشند.
مگر فرق ما با مدیران استراتژیک کشور نروژ در چیست؟
تفاوت فقط و فقط در نحوه مدیریت بر کشور است؛ کافی است استقبال کنیم که در نحوه مدیریت، اشتباه کردهایم و خود و روشمان را اصلاح کنیم؛ فرض کنید فقط ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد حاصل از نفت را در دولتهای جناب احمدینژاد در شرکتهای سودآور خارجی و داخلی سرمایهگذاری میکردیم و اکنون بالغ بر ۲۰ هزار میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی پول داشتیم، یعنی تقریباً به اندازه ۲۰۰ سال بودجه کشور فقط در صندوق ذخیره ارزی نفت داشتیم و مردم در ناز و نعمت و بهتر از مردم اروپا و آمریکا زندگی میکردند، بنابراین نحوه حکمرانی بر کشور بسیار مهم است و با داد و بیداد و دعواهای بیثمر سیاسی به هیچ عنوان مشکل حل نخواهد شد و بهرهوری هم حاصل نمیشود!
ذکر این نکته کفایت میکند که اگر درآمدهای نفتی تاریخ ایران را در یک کفه قرار دهیم و درآمدهای نفتی حاصل از دولتهای نهم و دهم را در کفه دیگر، آن وقت کفه درآمدهای نفتی دولتهای محمود احمدینژاد باز سنگینتر خواهد بود!
عصرآزادی آنلاین/ گفتگو از: شهرام صادق زاده
انتهای پیام/
نصر