قهوهخانههای امروزی در زندگی شهری/سنتی که پوست انداخت
1404/10/14 - 15:10 - کد خبر: 153454
نسخه چاپی
نصر: کافهنشینی که روزگاری تفریحی محدود و لاکچری تلقی میشد، امروز به بخشی روزمره از زندگی بسیاری از جوانان و خانوادهها تبدیل شده است؛ پدیدهای اجتماعی که همزمان با افزایش تعداد کافهها، کارکردهای فرهنگی، اقتصادی و حتی سلامتمحور متفاوتی به خود گرفته است.
به گزارش نصر، بعد از یک روز سخت کاری و مشغولیتهای ذهنی، به دنبال تفریحی با رفیق و جمع دوستانه و یا حتی به تنهایی، میگردید و در نهایت به این نتیجه میرسید که به پاتوق همیشگی خود در کافه بروید یا یک کافه جدید دیگر را امتحان کنید.
پس از سالها، دوست جدیدتان را میبینید، به جلسه آشنایی قبل از ازدواج دعوت میشوید یا با پدر یا مادرتان برای صحبت در خارج از خانه قرار میگذارید، همه این موقعیتها به جز موارد استثنا در آخر به یک نقطه منتهی میشود. آن هم رفتن به کافه و سفارش نوشیدنی همراه با کیک.
امروز کافه رفتن برای بسیاری تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی شده است. یکی برای قرار و صحبت و دیگری صرفا برای پر کردن اوقات تنهایی و خواندن کتاب به کافه میرود و اگر ساعتی را در کافه بنشینید، بر این موضوع واقف میشوید. اگر اندکی ولخرجی کنید هم صرف صبحانه، ناهار و شام در کافه یکی از گزینههای مدنظر میتواند باشد.
جوانان که به اقتضادی سن شان، هیجان و شوق کافی برای حضور در اماکنی بر جمعیت زیاد دارند، اذعان میکنند که کافه شاید تنها تفریح سالم آنها میتواند باشد؛ جایی برای نشستن، صحبت کردن و وقت گذراندن. فضایی که برای برخی فرهنگی و برای برخی دیگر صرفا جنبه سرگرمی دارد البته اگر دود و دم را لحاظ نکنیم.
شاید این بخش روزمره از زندگی برای بزرگتر ها فقط خرج کردن اضافی پول به نظر برسد و حتما خیلی از جوانها این حرف را از پدر و مادر خود شنیدهاند که «چایی میخواهی بنوشی، در خونه هرچقدر که دوست داری بنوش، نمیخواهد آن همه پول برای یک استکان چایی بدهی» و به احتمال زیاد در جواب گفتهاند که از خانه ماندن خسته شده اند و دلشان گشت و گذار میخواهد. اندکی گشت و گذار و پیاده روی در خیابان و در نهایت نشستن در یک کافه و نوشیدن چایی، قهوه یا نوشیدنی سرد.
اگر بگوییم که کافه رفتن به یک سنت در بین جوانان، نوجوانان و حتی رفته رفته در بین کودکان تبدیل شده است، بیراه نگفتهایم. آنقدر طرفدار و هوادار پیدا کرده که تعداد کافهها در این روزها به صورت قارچ گونهای در نقاط پر رفت و آمد شهر، درحال افزایش است. منوهای جدید، تمهای متفاوت و تولیدمحتواهای خاص برای جذب مخاطب بین کافه دارها به یک رقابت تبدیل شده است.
کافه، مکان دنج و فرهنگی یا دود کردن ؟
امروز از هر نوع کافهای که در نظر میگنجد، میتوان نمونه فیزیکی آن را در شهر یافت. میتوان کافهای را پیدا کرد که میزهایش در لابلای قفسههای کتاب قرار داده شده و به آن کافه کتاب گفته میشود یا کافه دیگری که به محض ورود به آن، بوی سیگار و قلیان و دود از آن استنشاق میشود و بیشتر شبیه به قهوه خانه خانوادگی است.
شاید در گذشته فقط مردها میتوانستند به قهوه خانه بروند و قلیان چاق کنند و با رفقای خود گپ بزنند و حضور یک خانم در چنین جمعی، قبح بود، اما امروز در کنار وجود چنین قهوه خانههایی، کافههای خانوادگی وجود دارد که زنان و کودکان در کنار آقایان، قلیان چاق میکنند و با همدیگر گپ میزنند.
اینکه بگوییم کافه صرفا یک مکان دنج و فرهنگی و مخصوص انسانهای روشن فکر و مدرن است، یک تفکر عبث است زیرا امروز کافهها بر اساس سلایق و علایق اقشار مختلف مردم میتوانند منعطف باشند.
چرا تمایل به کافه رفتن زیاد شده است؟
یکی از دلایل مهمی که میتوان برای ازدیاد و افزایش استقبال از کافه برشمرد، از بین رفتن تفریحهای سالم برای جوانان است. قطعا اگر امروز از یک جوان بپرسیم که تفریحاتت چیست، میگوید جوان امروز که تفریح ندارد. جمع شدن تمامی زندگی و تفریحات در داخل یک گوشی و تسهیل دسترسی به آن، باعث شده تا تفریحات هم هزینه بر شوند.
یک مثال کوچک در این باره بزنیم؛ در گذشته، تفریح یک کودک، بازی در کوچه بود که نهایت هزینهاش میشد، خرید ۲ توپ پلاستیکی و ۲ لایه کردن یک توپ، اما امروز تفریح برای یک کودک، بازی با تلفن همراه، تبلت و لپتاپ شده که هزینه خریداری این تجهیزات به همراه اینترنت ماهانه و سایر هزینههای پزشکی برای عوارض ناشی از استفاده مکرر از این تکنولوژیها را به همراه دارد.
این موضوع در زندگی بزرگسالان نیز دیده میشود. تفریح برای هر رده سنی با هزینه بالایی همراه است که کمترین و اقتصادی ترین آن، کافه رفتن است. هرچند که تفریح آنچنانی هم برای بزرگسالان وجود ندارد؛ بنابراین رفته رفته درخواست برای رفتن به کافه بیشتر شده و به دنبال آن نیز شاهد تعدد کافهها با تمها و مخاطبهای مختلف هستیم.
روزی در تبریز تنها تعداد محدودی کافه وجود داشت و هر یک جایگاه به خصوصی بین مردم داشتند و کافه رفتن، یک کار لاکچری و مخصوص فرنگی دوستان و پولدارها شناخته میشد، اما امروز آنقدر تعداد کافهها افزایش یافته که تنها در یک خیابان این شهر، تعداد آنها فراتر از انگشتان ۲ دست میرود.
کافه فقط برای پولدارها و لاکچری بازها؟
کافهها مطابق با سطح فرهنگ و طبقه اجتماعی یک منطقه از شهر تفاوتهایی دارند. کافههای منطقه پایین شهر، یک مکان معمولی با صندلیها و رنگ آمیزی روتین به همراه منوی مناسب قیمت و کیفیت متوسط است و افراد آن نیز همان هم محلهایهای خود هستند، اما رفته رفته که به مناطق بالانشین میرویم، قیمت منو بالاتر میرود، مشتریها مدرن تر میشوند و فضای کافه نیز گاه با یک تم خاصی، زینت داده میشود؛ مثلا یک کافه با رنگ آمیزی تماما صورتی و گل آرایی و تزئینات دخترانه یا کافه دیگری با متراژ وسیع و به صورت روف گاردن.
شاید اگر چند سال پیش از مردم نظر میپرسیدیم، بی شک میگفتند که کافه فقط برای پولدارها و لاکچری بازها است، اما امروز لزوما اینگونه نیست. جوانان در طبقات مختلف اجتماعی، حتی گاه بدون توجه به فرهنگ منطقه خود به کافههای طرف دیگر شهر میروند.
موضوع مهم درباره کیفیت نوشیدنیها و غذاهایی که در کافهها سرو میشود، این است که هیچ ربطی به منطقه استقرار کافه ندارد. چه بسیار کافههایی که در مرکز یک منطقه بالانشین واقع شده و با قیمتهای نجومی، غذای بی کیفیت ارائه میدهند و چه بسیار غذای بسیار خوشمزه در یک کافه مرکز شهر و یک منطقه با طبقه اجتماعی فرودست.
منوی کافهها؟
امروز منوی کافهها از سرو چایی در قهوه خانه به یک لیست بلندبالایی رسیده است.
گزینههای انتخاب در منوی کافهها به برخی ویژگیهای مشخصی مثل تم و استایل یک کافه بستگی دارد. اینکه کافه در شمال یا جنوب شهر واقع شده، تاثیر مستقیمی در نامهای موجود در فهرست نوشیدنیها و دسرهای آن دارد.
ممکن است در یک منو، نام «فوکاچیا» بسیار ناملموس بیاید و از گارسون بخواهید که برایتان شرح دهد یا با سرچ در اینترنت از محتویات آن باخیر شوید، ولی درآخر متوجه میشوید که فوکاچیا در واقع همان نان و پنیر خودمان است که این کافه برای لاکچری به نظر رسیدن از نامهای ایتالیایی استفاده میکند.
برخی کافهها فقط قهوه مثل قهوه ترک، اسپرسو، آمریکانو، موکا، کاپوچینو و لاته سرو میکنند که البته نمیتوان قهوه ترک و اسپرسو خوش طعم را درهر جایی پیدا کرد، اما باقی نوشیدنیها چون با شیر مخلوط میشوند، معمولا در تمامی کافهها قابل قبول هستند.
برخی دیگر از کافهها، بیشتر اهل سرو چایی هستند که به آنها چایخانه گفته میشود. شاید تفکر ما از چایخانه یک محیط کثیف و پر از چرک و استکانهای کمرباریک با نعنبکی قرمز رنگ باشد که مرد سیبیلویی با لُنگ رنگ و رورفته بر شانهاش، قوری چند کیلویی را بلند کرده و دانه به دانه استکانها را پر میکند، درحالی که چایخانه امروز، با محیط مدرن و تمیز و دیوارها و صندلیهای رنگارنگ، پذیرای قشر جوان دختر و پسر با تیپهای مدرنی است که از نگاه بزرگترها، اجق وجق به نظر میرسد.
به گزارش ایرنا، قهوهخانهها و کافههای امروز دیگر صرفا محلی برای نوشیدن چای یا قهوه نیستند، بلکه به بازتابی از تغییر سبک زندگی، روابط اجتماعی و الگوهای تفریحی نسلهای مختلف تبدیل شدهاند؛ فضاهایی که از یکسو پاسخگوی نیاز جوانان به تعامل اجتماعی و فرار از روزمرگی هستند و از سوی دیگر با چالشهایی همچون هزینههای بالا، تجاریسازی افراطی و عادیسازی مصرف دخانیات روبهرو شدهاند.
به نظر میرسد آینده این فضاهای شهری، بیش از هر چیز، به تعادل میان کارکرد فرهنگی، سلامت اجتماعی و نظارت مؤثر وابسته است.
انتهای پیام/
خبرگزاری ایرنا