یادداشت/

نان بازو و انسانیت

1399/09/20 - 11:17 - کد خبر: 33378 نسخه چاپی

اندکی بالاتر از باغ گلستان و به سمت چهار راه شریعتی که بروی یک کفاش خیابانی با گاری اش توجه ات را جلب می کند...

از  آن دسته زحمتکشانی که خورشید تابستان سیاهشان می کند و سرمای زمستان کبودشان ... می شوند درست مثل رنگی که روی کفشهای مردم می مالند.
زحمتکشانی که با پینه و وصله کفشهای زوار در رفته مردم رزق و روزی حلال سر سفره خانواده هایشان می برند و با زور بازویشان نان در می آورند ، نه ژن خوب هستند! و نه رانت بگیر یا دکتر سهمیه ای...
آنها این روزها ولی کسب و کارشان رونق خاصی گرفته، رونقی که بی مسما هم نیست؟ وقتی کفش ملی!! قیمتی بالای ۳۰۰ هزار تومان پیدا کرده، آنوقت رسیدگی به کفش های زوار در رفته و از چشم افتاده برای بخش وسیعی از مردم اقشار متوسط و فرودست اقتصادی که تحت فشار هستند و دغدغه گرانی شدید و به تبع آن مدیریت مالی را دارند، راهکار مناسبی جهت کاهش هزینه ها به شمار خواهد آمد.


 
اما روایت کفاش ما منهای رونق اقتصادی این روزهایش، به یک مقوله دیگر نیز برمی گردد ... در نگاه اول کفاشی را می‌بینید که هر روز از سحر خروس خوان تا سیاهی شامگاه مشغول به کار است اما وقتی بهتر نگاه کنید در بساط او حضور یک میهمان نه چندان ناخوانده را می توانید به تماشا بنشینید!
 سید موسی از ۲۳ سال پیش تا همین امروز به کار وصله و پینه کفش های مردم مشغول است... او در این گذران زندگی و  شغلی که دارد همراهان جذاب و مهربانی را نیز هر روز بر سر کارش می بیند که در گرما و سرما حضورشان بر روی بساط و گاری تعمیراتی او محسوس هستند؟
او می گوید: هر روز صبح که صدای چرخهای گاری کفاشی ام می آید و وضعیت فوق شاید برای رهگذران ناهنجار باشد اما همین صدا برای گربه های من یک پیام خاص و خوشایند محسوب می شود، آنها بلافاصله از هر گوشه و جاهایی که شب در آن خوابیده اند به سراغم می آیند و ابتدا با همدیگر صبحانه می خوریم و تا شب که به خانه برمیگردم در اطراف گاری و محل کارم حضور دارند، گویی می خواهند با بودنشان به نوعی تحمل سختی کار و شرایط آب و هوایی هر فصل را برایم  آسان تر کنند.
سید موسی می گوید: حیوانات مخلوق خداوندند و باید با آنها مهربان باشیم تا بتوانیم با هم نوعان خود نیز به مهربانی رفتار کنیم.


 
این کفاش خیابانی در مورد رسیدگی به این گربه ها تاکید می کند: بنده هر روز برای اینها غذا تهیه می کنم و آنها به نشانه قدردانی و اینکه گاری کوچک من را امن احساس می کنند یا زیر پایم داخل جعبه گاری به خواب می روند یا بر روی بساطم جایی برای خود مهیا می کنند.
وی در بخش پایانی سخنانش تاکید می کند: حیوانات خاص ترین توجه و ویژه  را به انسانی که به آنها مهربانی می کند را بروز می دهند و فقط کافی است عاشقشان شوید تا چند برابر عشق و توجه را از آنها دریافت کنید.  
 سید موسی را با گربه هایش تنها می گذارم و با دو جفت کفشی که او تعمیر کرده بود و چندین احساس متضاد مخلوط به فکر راه بازگشت به  خانه را در پیش می گیرم.
به این می اندیشم که کار نیکوی انسانهای بزرگوار بخشنده که قلبهای بزرگ دارند نیازی به آنچه که در فیلم ها یا در پشت نقاب برخی ها به مردم نمایش داده می شود ندارند ، لازم نیست سلبریتی و دوبلریتی و استاد و واعظ باشند و یا با خود خدم و حشم و دوربین حمل کنند تا کارهای خیرشان به سمع و نظر عموم یا جامعه هدف منعکس شود و الخ ...
 آنها همین نزدیکی و کنار ما هستند !؟ بخشنده و زحمتکش و جایی در کف خیابان ها... انسان هایی که نان بازویشان را می خورند و لبریز از انسانیت هستند...

به قلم نادر عبدل زاده
انتهای پیام/
نان بازو و انسانیت نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار