کارشناس مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز در گفتگو با «نصر» مطرح کرد؛

لزوم پیگیری دیپلماسی فعال به جای سیاست انفعالی بی طرفی در قفقاز/ دورنمای آینده روابط ایران در قفقاز جنوبی چیست؟

1399/09/04 - 12:17 - کد خبر: 32550 نسخه چاپی

نصر: کارشناس مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز در مورد آینده روابط ایران در قفقاز جنوبی گفت: ایران باید سیاست خود را بر مبنای اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت ابلاغی مقام معظم رهبری دنبال کند و با اتخاذ یک سیاست متوازن بتواند نقش خود در قفقاز جنوبی را بازیابی کند.

به گزارش نصر، «حسین صوراناری» دکتری مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز در خصوص آخرین تحولات قره باغ به خبرنگار «نصر» گفت: تاریخچه مناقشه قره باغ به قرون 18 و مشخصاً به تسلط روسیه تزاری بر منطقه قفقاز پس از عهدنامه ترکمنچای و گلستان بر می گردد و وقتی روس ها به قفقاز حمله کردند و تلاش کردند تا قفقاز را به قلمرو امپراطوری تزاری بیافزایند، در این منطقه مسلمان ها و ارامنه زندگی می کردند، اما با توجه به اینکه ارامنه با روس ها اشتراک دینی و اعتقادی داشتند، از حضور روس ها در منطقه استقبال و همکاری کردند و به نفع روس ها وارد جنگ قفقاز شدند.
 
تاریخچه مناقشه قره باغ
وی افزود: پس از اشغال قفقاز توسط روس ها، ارمنی ها در منطقه گسترش پیدا کردند و تلاش کردند از ترکیه و تا خزر گسترش پیدا کنند و با توجه به اینکه ارامنه در حکومت تزاری تبعه صالحه محسوب می شدند، به مدارج بالای حکومت تزاری راه پیدا کردند و از این طریق کوشیدند نفوذ ارامنه در منطقه را افزایش دهند.
 
صوراناری ادامه داد: کمونسیم در شوروی جایگزین شد، در حالی که یکی از نقدهای لنین از امپراطوری تزار این بود که آن ها روسیه را به زندان ملت ها و قومیت ها تبدیل کرده بودند و شعار می داد که با کمونیسم آزادی را به ملت های شوروی بر می گرداند، به همین خاطر ملت های شوروی سابق از لنین استقبال کردند، اما شوروی کمونیستی به زندان بزرگتری برای ملت ها و اقوام بدل شد. حاکمان شوروی تلاش می کردند که با اختلاف افکنی در مناطق مختلف، حاکمیت خود را قوام بخشند و یکی از مهمترین مناطق مورد نظر آن ها قفقاز بود که حاکمان شوروی سابق با «خلق تفرقه و اختلاف» در قفقاز توانستند در این منطقه حساس سال ها حاکم باشند.
 
وی افزود: وقتی اتحاد جماهیر شوروی ضعیف شد، بخصوص در دوره گورباچف، این زندان ملیت ها مقداری نگهبانانش سست شدند و ملت ها احساس آزادی نسبی کردند و به خودآگاهی هویتی دست پیدا کردند. در این دوره کرملین تلاش می کرد برخی ایدئولوژی ها را برجسته کند که از جمله آن ایده ارمنستان بزرگ بود. در  سال 1982 آقای "زوری بالایان" نویسنده و روزنامه نگار ارمنی در کتابی به نام "اجاق" ایده ارمنستان بزرگ را مطرح کرد که در آن ارمنستان بزرگ خیالی از دریای سیاه تا دریای خزر طرح شده بود و حتی مناطقی از ترکیه و ایران حتی تا منطقه جلفای اصفهان را در بر می گرفت! بعداً یک نویسنده بریتانیایی به نام توماس دی وال که از نویسندگان منصف مسلط بر مسائل قفقاز بود، در کتاب جنگ و صلح در قره باغ نوشت که آقای زوری بالایان با توصیه کرملین ایده ارمنستان بزرگ را طرح و پرورش داده است. در این رابطه زوری بالایان را می توان با هرتزل که تئوریسین ایجاد اسراییل بود مقایسه کرد.
 
این کارشناس مسائل قفقاز گفت: قبل از آن هم گروه های افراطی ارمنی مانند «آسالا» تشکیل شده بودند که با شدت با مسلمانان و امپراطوری عثمانی آن زمان دشمنی داشتند. فاجعه جیلولوق در ایران هم نتیجه فعالیت های این حزب تندرو ارمنی بود که با حمایت کرملین صورت گرفت.
 
صوراناری ادامه داد: هر چقدر به فروپاشی شورروی نزدیک شدیم، سیاست نفرت پراکنی و اختلاف بین مسلمانان و ارامنه بیشتر شد و درگیری ها بین ارامنه و مسلمانان در مناطق مختلف قفقاز شدت گرفت و این با حمایت حاکمان شوروی بود.
 
وی اضافه کرد: در پایان قرن 19 مساجد ایروان بیشتر از باکو بود به طوری که 269 مسجد در ایروان و 226 مسجد در باکو وجود داشت، اما ترکیب جمعیتی این منطقه طی سال های حاکمیت شوروی بر قفقاز تغییر پیدا کرد تا جنگ اول قره باغ به وقوع پیوست و در مه 1994 با میانجیگری گروه مینسک آتش بس ایجاد شد و 27 سال ماندگار شد تا درگیری اخیر اتفاق افتاد.
 
تلاش دستگاه سیاست خارجی در بحران قره باغ را ناکافی بود
کارشناس مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز خاطرنشان کرد: تاریخ به ما نشان داده که هیچ اشغالی پایدار نمانده است و این یک اصل تاریخی است و بدون شک اشغال قره باغ هم همیشگی نبود. وقتی سیاستمداران از مناقشه منجمد قره باغ صحبت به میان می آوردند، طبیعی بود که که این آتش بس منجمد روزی با گرمای یک تنش جدید باز شود.
 
صوراناری تلاش دستگاه سیاست خارجی کشور در بحران قره باغ را ناکافی دانست و گفت: من با تاسف احساس می کنم دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران تمرکز اصلی اش را در منطقه خاورمیانه قرار داده و قفقاز را فراموش کرده است. ایران به غیر از تلاش های اولیه پس از فروپاشی شوروی که در منطقه قره باغ انجام داد، بعد از آن تعمداً یا غفلتاً قفقاز را رها کرد و این در هر دو صورت قابل بحث است. معتقدم اگر شرایطی که پس از فروپاشی شوروی، جمهوری اسلامی ایران به شدت فعال شده بود، ادامه پیدا می کرد، امروز نقش اول قفقاز و صلح قره باغ را ایران اجرا می کرد نه روسیه و حتی ترکیه.
 
دیپلماسی فعال به جای سیاست انفعالی بی طرفی در قفقاز
وی افزود: متاسفانه سیاست های ناکارآمد موجب شد در جمهوری آذربایجان و قفقاز نتیجه نگیریم. کسانی که معتقد هستند که باید جمهوری اسلامی در قره باغ بی طرف باشد، ایده ناپخته و غلطی طرح می کنند؛ در خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز موقعیت ما طوری است که هیچگاه نمی توانیم در این مورد بی طرف بمانیم و باید با دیپلماسی فعال در همه جوانب نقش ایفا کنیم. اما شاهدیم که دیپلماسی فعال در خاورمیانه اجرا می شود، اما در قفقاز چنین نیست ما قفقاز را از یاد برده ایم.
 
وی ادامه داد: معتقدم وقتی یک مناقشه منجمد در شمالغرب کشور وجود داشت، ما باید در 30 سال گذشته طرح مناسبی آماده می کردیم و در زمان مناسب ارائه می کردیم. من فکر می کنم دستگاه دیپلماسی کشور از بس درگیر مسائل خاورمیانه و روابط با اتحادیه اروپا و امریکا شده است که کلا بحث قره باغ را فراموش کرده بود و در قضیه اخیر غافلگیر شد و تصور نمی کرد که به یکباره چنین عملیات سنگینی از سوی آذربایجان طرح ریزی شده و این عملیات منجر به پیش روی سریع و آزادی مناطق اشغالی و در نهایت طرح توافق قره باغ شود.
 
دکتر صوراناری گفت: طرحی که ایران پیش بینی کرده بود و آقای عراقچی درباره آن مذاکره کرد، طرحی کلی بود که به جزئیات اشاره نداشت و با توجه به پیشروی های آذربایجان در جبهه قره  باغ، آن ها را راضی نمی کرد و در نهایت طرحی ارائه شد که روسیه در آن یکه تاز میدان بود و شاید بتوان گفت که ما قفقاز جنوبی را در اثر سیاست های نادرست داخلی از دست دادیم.
 
معادلات مثلث ایران، ترکیه و روسیه در قفقاز جنوبی
وی اظهار کرد: شرایط جدید، شاهد اثبات مجدد نقش اصلی روسیه در منطقه قفقاز و شروع حضور موثر ترکیه در قفقاز است. طبق توافق اخیر با ایجاد کریدور «زنگه زور» بین نخجوان و غرب جمهوری آذربایجان، می توان گفت ترکیه به آرزوی دیرینه خود دست یافته است و این کریدور برای ترکیه بسیار مهم و موثر خواهد بود، اما ایجاد این کریدور موجب کم رنگ شدن کریدور ارتباطی ایران بین نخجوان و جمهوری آذربایجان می شود که علاوه بر داشتن ظرفیت های بزرگ اقتصادی و سیاسی برای کشور، ارتباط مردم با مردم و ایجاد علایق مردمی بین دو کشور برادر و همسایه ایران و جمهوری آذربایجان را هم کاهش می دهد و همچنین موجب کاهش ظرفیت های دیپلماسی عمومی ایران در منطقه می شود. ترکیه با ایجاد کریدور جدید هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی منافع زیادی را خواهد برد و تا دریای خزر دسترسی پیدا خواهد کرد.
 
این کارشناس مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز درباره حضور صلح بانان روسیه در قره باغ، اثرات آن و نیز واکنش ایران در این خصوص نیز گفت: روسیه در منطقه حضور داشت و نرفته بود. ارمنستان با وجود فروپاشی شوروی، درخواست کرد که ارتش روسیه در این کشور باقی بماند و امروز هم مرزهای ارمنستان را نیروهای روسیه کنترل می کنند و این کشور در ارمنستان چند پایگاه نظامی هم دارد.
 
صوراناری افزود: روسیه به این نتیجه رسید که اوراسیا و قفقاز برای آن ها یک ابزار قدرت است و تلاش کرد تا نفوذ خود را در قفقاز حفظ و بیشتر کند، طبق این توافق جدید و با توافق سه کشور، روسیه به مدت 5 سال نیروهای صلح بان خود را در خطوط تماس قره باغ و ارمنستان مستقر می کند و این روس ها را خوشحال خواهد کرد. البته حضور روسیه در قره باغ هم از نظر زمان، هم مکان و هم ماموریت محدود خواهد بود.
 
وی ادامه داد: ارمنستان نتوانست پای روسیه را به درگیری های قره باغ باز کند و پوتین در سخنرانی خود به لزوم احترام به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان تاکید کرد و خطاب به ارمنی ها گفت هر زمان جنگ به داخل ارمنسنان کشیده شد، روسیه در جنگ دخالت می کند.
 
«شوشا» قلعه قره باغ
صوراناری در ادامه به واکنش وزارت امور خارجه درباره توافق قره باغ اشاره کرد و اظهار داشت: وزارت امور خارجه ایران هم از این توافق استقبال کرد و اعلام کرد با این طرح همکاری می کند. البته رابطه ایران با روسیه خوب است و ترجیح ایران هم این بود که به جای کشورهای غربی مانند امریکا، نیروهای روسیه در مناطق تماس قره باغ مستقر شوند. مشابه طرح ایجاد دو کریدور لاچین و زنگه زور در جهان مسبوق به سابقه است. هر چند جزییات این توافق نامه هنوز کاملا منتشر نشده است.
 
وی در ادامه آزادسازی شهر استراتژیک شوشا را برای جمهوری آذربایجان بسیار پراهمیت خواند و گفت: شوشا به مانند قلعه قره باغ است و  آزادی آن برای آذربایجانی ها بسیار اهمیت داشت چرا که این شهر مرکز مدنیت، دین، فرهنگ و هنر آذربایجان بود و ملت آذربایجان همیشه با یک حسرت عمیق به شوشا نگاه می کردند. سقوط شوشا در جنگ اول قره باغ منجر به سقوط کامل قره باغ شد، چنان که در جنگ اخیر هم آزادی شوشا موجب تسلیم ارمنستان شد.
 
وی افزود: مذاکره طی جنگ جسته و گریخته ادامه داشت و دو طرف سعی می کردند از طریق مذاکره و بدون جنگ به توافق برسند. همین آقای پاشینیان قبل از نخست وزیری اعتقاد داشت که باید ارمنستان قره باغ را به آذربایجان برگرداند تا ارمنستان از مشکلات سیاسی و اقتصادی رهایی یابد، اما وقتی به نخست وزیری رسید نظرش را عوض کرد و ادعا کرد که قره باغ خاک ابدی ارمنستان است و با این ادعای خود میخ آخر را به تابوت مذاکرات قره باغ کوبید. آن ها حتی تلاش می کردند پایتخت جمهوری خودخوانده قره باغ را از خانکندی به شوشا منتقل کنند. شوشا از نظر جغرافیایی و تاریخی اهمیت استراتژیک داشت.
 
تغییر ژئوپلتیک در قفقاز روی نمی دهد
این کارشناس مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز در ادامه با اشاره به جزئیات توافق قره باغ گفت: سه منطقه لاچین، کلبجر و آغدام طبق برنامه زمان بندی تخلیه و به جمهوری آذربایجان بر می گردند و در منطقه خانکندی صلح بانان روسی به مدت 5 سال با نفرات و ادوات مشخص مستقر می شوند. طبق این توافقنامه دو کریدور لاچین و زنگه زور با عرض 5 کیلومتر مراودات انسانی و تجاری دو کشور را تضمین می کنند.
 
صوراناری تاکید کرد: طی این توافق مناطق خانکندی و خوجالی و دیگر مناطق قره باغ تحت حاکمیت جمهوری آذربایجان خواهند بود و تمامی قطعنامه های سازمان ملل همین را تصریح می کند. این توافقنامه هیچ تغییر ژئوپلیتکی را در بر ندارد و دو کریدور لاچین و زنگه زور تنها برای ارتباطات انسانی و تجاری خواهد بود و نه ارمنستان در کریدور لاچین حاکمیت خواهد داشت و نه آذربایجان در کریدور زنگه زور، اما دو طرف در این توافق ضمانت کرده اند تا ارتباطات انسانی و تجاری از دو کریدور توافق شده بدون مشکل جریان پیدا کند و حساسیت ایران در این مورد توجه قرار گرفته است و امیدواریم این توافق به درستی اجرایی شده و پایدار باشد.
 
آینده روابط ایران در قفقاز جنوبی
وی در مورد آینده روابط ایران در قفقاز جنوبی گفت: ایران باید سیاست خود را بر مبنای اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت ابلاغی مقام معظم رهبری دنبال کند و با اتخاذ یک سیاست متوازن بتواند نقش خود در قفقاز جنوبی را بازیابی کند. معتقدم باید از سیاست منفعلانه در مورد قفقاز خارج شویم و برای شرایط موجود و جدید قفقاز یک سیاست فعال، سازنده و کارآمد تعریف و اجرا کنیم. شرایط دو ماه گذشته از بین رفت و لازم است یک سیاست درست و با جزئیات جدید تعریف و اجرا کنیم.
 
وی ادامه داد: دولت و ملت جمهوری آذربایجان علاقمند به ارتباط با دولت و ملت ایران هستند. وقتی دو کشور بیش از 760 کیلومتر مرز مشترک دارند، نمی توانند نسبت به هم بی تفاوت باشند. جمهوری آذربایجان وقتی مرزهای قره باغ با ایران را بازپس گرفت، آقای الهام علیف هم به آذربایجانی ها و هم به ایرانی ها تبریک گفت و اعلام کرد مرز ایران و آذربایجان، مرز دوستی، برادری و امنیت خواهند بود. جمهوری آذربایجان مشتاق ارتباط سازنده با ایران است و ما باید از این فرصت بزرگ استفاده صحیح کنیم.
 
صوراناری تصریح کرد: وقتی در دو سوی ارس یک فرهنگ مشترک حاکم است و حتی خانواده ها با یکدیگر ارتباط خویشاوندی دارند، هر چقدر ما منفعل باشیم، دیگرانی که شاید با ما دشمن هم باشند، در منطقه نفوذ بیشتری پیدا خواهند پیدا کرد. حضور ایران در قفقاز باید به قدری پررنگ باشد تا جایی برای حضور اسرائیل باقی نگذارد. اگر ما نگران حضور اسراییل و دیگرانی هستیم که برای ما یک تهدید محسوب می شوند، طبیعی است که باید دیپلماسی فعالی پیش بگیریم.
 
وی تاکید کرد: لازم است جمهوری اسلامی ایران باز تعریفی در سیاست قفقازی خود داشته باشد و سیاست متوازنی در قبال جمهوری آذربایجان و ارمنستان با توجه به واقعیت های موجود در پیش بگیرد. ما با هر دو کشور همسایه هستیم و جبرهای جغرافیایی و تاریخی ما را مجبور می کند تا ارتباط سازنده ای با یکدیگر داشته باشیم.
 
منافع ملی اسیر هراس افکنی و موهومات نادرست برخی محافل تندرو
این کارشناس مسائل قفقاز تصریح کرد: امروز هم دیر نیست و ما می تونیم در قفقاز حضور پررنگ تر و فعال تری داشته باشیم. عرصه حضور در قفقاز را نباید به خاطر برخی نظرات غیر معتبر به دیگران واگذار کنیم. جمهوری آذربایجان دشمن ما نیست و معتقدم هراس افکنی برخی محافل تندرو در ارتباط با جمهوری آذربایجان نادرست است، توهمات چنین محافلی در خصوص تجزیه کشور و مسائلی مانند نفوذ پان ترکیسم در منطقه از واقعیت های موجود دور است و لازم است سیاستمداران به واقعیت های منطقه اشراف بیشتری داشته باشند تا بتوانند تصمیم گیری درستی داشته باشند.
 
صوراناری گفت: ما در طول تاریخ از سوی جمهوری آذربایجان تهدید و ناامنی ندیده ایم، هر چند ادعاهایی از سوی همین محافل هراس افکن و تندرو مطرح می شود، اما در واقع مرزهای شمالغربی کشورمان همیشه امن ترین مرزهای کشور بوده است و معتقدم نباید سیاست گذاری خارجی ما در قید و بند و اسیر تبلیغات موهوم برخی محافل شود، چرا موجب از دست رفتن منافع ملی کشور در حوزه های مختلف شده و خواهد شد.
 
وی ادامه داد: باید از سویی دیگر به حساسیت های منطقه ای کشور هم توجه شود. وقتی بیانیه چهار امام جمعه استان های شمالغرب و نماینده های مجلس شورای اسلامی در مورد قره باغ صادر شد، از طریق برخی رسانه های تهران شاهد واکنش های منفی و مخرب بودیم و انگ های مختلفی به امامان جمعه و نمایندگان مردم زده شد، در حالی که این افراد از واقعیت های منطقه غافل هستند. در کل دنیا وقتی دو سوی مرز از نظر فرهنگی، مذهبی و... اشتراک داشته باشند، همیشه حساسیت هایی هست و طبیعی است که این حساسیت ها در منطقه ما هم وجود دارد و ائمه جمعه ها با درک این حساسیت ها و با توجه به آموزه های دین مبیین اسلام، احترام به شهدا و حق حاکمیت ملی جمهوری آذربایجان را مورد تاکید قرار دادند. آنها نشان دادند که از نزدیک به مسایل منطقه آشنایی دارند و بیانیه ائمه جمعه استان های شمالغرب موجب شد که برخی تبلیغات سوء اثر خود را از دست بدهند و بین مردم و  مسئولان احساس همگرایی بیشتری ایجاد شود.
 
صوراناری در پایان تاکید کرد: دستگاه سیاست خارجی کشور باید بدون تاثیرپذیری از برخی هراس افکنی های نادرست در قبال جمهوری آذربایجان، با رویکردی فعال و سازنده و بر مبنای اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت در مورد مسائل قفقاز باید با در دست گرفتن ابتکار عمل منافع ملی کشور را در ارتباط با کشورهای حوزه قفقاز و اوراسیا تامین کند.
 
انتهای پیام/
لزوم پیگیری دیپلماسی فعال به جای سیاست انفعالی بی طرفی در قفقاز/ دورنمای آینده روابط ایران در قفقاز جنوبی چیست؟ محمد سهرابی

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار