یادداشت نصر/

انحراف جریان های تندرو در تعریف غلط از امنیت ملی / وقتی ائمه جمعه به حمایت از پانترکیسم‌ متهم می شوند!

1399/07/13 - 11:44 - کد خبر: 28295 نسخه چاپی

نصر: بیانیه چهار نماینده ولی فقیه در استان های شمالغرب کشور در حمایت از تحولات اخیر قره باغ، چهره جدیدتری از گروه های تندرو وابسته به جریان های انحرافی کشور نمایان کرد.

به گزارش نصر، تحولات اخیر منطقه قره باغ سرخط مهم رسانه های منطقه و جهان شده است و بار دیگر مساله اشغال قره باغ را در اذهان عمومی کشورهای منطقه مطرح کرده است، اما گروه هایی خاص در داخل کشور در تلاش هستند تا با تفسیر به رای مساله و تحریف واقعیت ها، از مساله اشغال قره باغ به عنوان یک بحران امنیت ملی در اذهان عمومی کمتر آگاه کشور بسازند.
مساله بسیار ساده است؛  قره باغ خاک جمهوری آذربایجان است و ارمنستان سال هاست خاک این کشور را اشغال کرده است و امروز این کشور برای آزادی خاکش می جنگد، همان طور که ما هشت سال برای آزادی خاکمان جنگیدیم.
موضع جمهوری اسلامی ایران هم بسیار روشن است؛ وزارت امور خارجه بارها در بیانیه های رسمی خود بر لزوم احترام به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان تاکید کرده و طرفین را به حل مساله از طریق دیپلماسی دعوت کرده است.
احترام به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان با خروج نیروهای اشغالگر محقق می شود و این سیاست رسمی کشور در قبال بحران قره باغ است. مبانی قانون اساسی، ویژگی‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در بند ۶ اصل دوم، بند ۱۶ اصل سوم و اصول ۱۱ و ۱۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تبیین می کند و این سیاست در قبال مسائل مشابه تغییر ناپذیر است.
بیانیه چهار نماینده ولی فقیه در استان های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، زنجان و اردبیل و همچنین بیانیه 42 نماینده مجلس شورای اسلامی درباره اشغال قره باغ، دقیقاً در راستای اصول قانون اساسی و سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران قره باغ بود که با ادبیاتی صریح تر بیان شده بود.
اما بیانیه نمایندگان ولی فقیه در استان های شمالغرب کشور در حمایت از تحولات قره باغ به مذاق برخی جریان های تندرو انحرافی که پیش از این نیز موضع گیری ها و تندروی هایشان موجب دردسرهای زیادی برای کشور شده، خوش نیامد و از روز گذشته در اقدامی غیر اخلاقی، رسانه های وابسته به این جریان مشکوک اقدام به جوسازی علیه نمایندگان ولی فقیه و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی کرده و حتی امامان جمعه تبریز، ارومیه، اردبیل و زنجان را به تجزیه طلبی متهم و خواستار برخورد با آن ها شدند!
جریان های تندرویی که آن قدر میدان را برای خود وسیع دیده اند که حالا از حمله و اتهام زنی به نمایندگان ولی فقیه در استان های شمالغرب هم ابایی ندارند، از کجا سرچشمه گرفته و حمایت می شوند؟ این جریان های ضد ملی که دایره اتهام زنی شان آن قدر بزرگ شده که حالا نمایندگان ولی فقیه و نمایندگان مجلس را هم دربر می گیرد و آن ها را نیز متهم به تجزیه طلبی می کنند، چه هدف هایی را دنبال می کنند؟
جریان های خطرناکی که خود را مالک کشور دانسته و منافع ملی را بر اساس نگاه تنگ نظرانه و افراطی خود تعریف می کنند و برخی رسانه های وابسته به خود را در اشاعه چنین رویکردها و تفکرات خطرناکی به کار می گیرند، حقیقتاً امنیت ملی کشور را با تندروی ها و اتهام زنی های مکررشان در رویدادهای مختلف نشانه رفته اند.
بر کسی پوشیده نیست که جمهوری اسلامی ایران بر اساس مبانی و اصول خود از همان ابتدای بحران اشغال قره باغ، رویکرد فعالانه ای در نفی اشغالگری و حتی ارسال مستشاران و کمک های نظامی به جبهه ارتش جمهوری آذربایجان داشته است و امروز حضور جانبازان جنگ قره باغ در میان ما، سندهای زنده ای از نقش آفرینی مثبت ایران جنگ اول قره باغ هستند و بیانیه نمایندگان ولی فقیه در استان های شمالغرب دقیقاً در همین راستای درست بود.
کج فهمی در تعریف منافع ملی توسط چنین گروه هایی که تاثیر منفی آن ها در فضای کشور کمتر از گروه های تجزیه طلب نیست، بلکه مخرب تر و خطرناک تر است. قطعاً کسانی که آینده نگری شان نهایتاً تا نوک دماغ شان می رسد و نگاه شان به منافع ملی از تهران خارج نمی شود، نمی توانند برای کشور و سیاست های آن تصمیم گیری کنند.
کسانی و گروه هایی که با چماق تجزیه طلبی قصد به حاشیه راندن تبریز و آذربایجان را به عنوان مرکز مهم سیاسی و اقتصادی کشور را دارند، باید به خوبی متوجه باشند تبریز و آذربایجان قابل نادیده انگاری نیستند و نمی توان با توهم تجزیه طلبی نقش راهبردی تبریز و سیاستمدارانش را کم رنگ کرد و نادیده گرفت. نمایندگان ولی فقیه در استان های شمالغرب کشور و 42 نماینده این استان ها در مجلس شورای اسلامی با بیانیه هوشمندانه شان نشان دادند که فهم عمیقی از مسائل منطقه و سیاست بین الملل در قفقاز دارند و با شناخت درست مساله، بار زیادی از دوش سیاست خارجی کشور در بحران قره باغ برداشتند.
 
اما باید دانست که بحران قره باغ بدون حضور و نقش آفرینی سازنده جمهوری اسلامی ایران قابل حل نیست و دولت و وزارت امور خارجه باید نقش بسیار فعال تری در قره باغ ایفا کند تا جای پای قدرت های فرامنطقه ای در قره باغ بیشتر از این نشود. غیبت ایران در قره باغ به نفع ما و منطقه نیست و وزارت امور خارجه باید با شناخت صحیح شرایط منطقه، نقش آفرینی پررنگ تری در حل بحران قره باغ داشته باشد.
باید در نظر داشت که بحران قره باغ سال هاست بر اقتصاد منطقه سایه انداخته است و راه آهن سراسری ایران را در جلفا به بن بست کشانده است؛ راه آهنی که سال ها و بخصوص در سال های جنگ تحمیلی به مانند یک بندر خشک در گمرک جلفا عمل می کرد و بخش قابل توجهی از نیازهای صادرات و واردات کشور از این محل تامین می شد، امروز هم نیاز است؛ نیازی که در شرایط تحریم بیشتر احساس می شود.
وجود و حضور گروه های تندرو و انحرافی در فضای سیاسی کشور و تلاش محافل چنین گروه هایی برای تاثیرگذاری در سیاست های جمهوری اسلامی ایران یک زنگ خطر جدی است که باید جدی گرفت و مواجهه درستی با آن ها داشت. چنین گروه های تندرویی زمینه بروز رفتارهای تندتری را در مناطق مختلف کشور ایجاد می کنند تا با گل آلود کردن فضای کشور، ماهی های مورد نظرشان را صید کنند.
دستگاه های امنیتی کشور باید در مورد فعالیت چنین افراد و گروه هایی حساس تر باشند و با کسانی که تیغ تندروی شان حالا دامان امامان جمعه مردم ولایتمدار استان های آذربایجان را هم گرفته، برخورد مناسب و قاطعی داشته باشند.
 
محمد سهرابی
 
انتهای پیام/
انحراف جریان های تندرو در تعریف غلط از امنیت ملی / وقتی ائمه جمعه به حمایت از پانترکیسم‌ متهم می شوند! محمد سهرابی

ثبت نظر

نمایش 1 نظر

پاسخ   رسول بسنده   3 هفته پیش  

مطبوعات و رسانه های تهران (اکثرا و متاسفانه) شیپور لندن شده و در تعارض کامل با منافع ملی بوق می زنند. متاسفانه یک ترک وطن پرست و متعهد ایرانی خود را در مطبوعات و رسانه های مذکور که با توجه به تشکیل اکثریت مطلق به نظر می رسد سیاست کلان نیز در آن راستاست نمی بینند. این کوته فکری مضرات بسیاری خواهد داشت. ای کاش کسی (در واقع گروهی) از مسئولین متعهد و دلسوز و واقعا مخالف صهیونیسم و سناریوهای آن بر این نفوذیها سریعا غالب آیند و کشور را از ورطه انحطاط نجات دهند. بجای جستجوی تقصیر در مردم، هرچه زودتر بفهمیم که (اگر تقصیری هست) در اذهان معیوب و توهم زده برخیهاست که داستانهای تبلیغاتی تعلق ایران به یک قوم (آریایی!!!) را باور کرده و این توهم آنها را کور کرده. البته اگر قصد درک مسائل را دارند..
پژوهشیار