گزارش/

عروسک هایی که سفیران فرهنگ و هنر تبریز می شوند/ برندسازی گردشگری از واقعیت تا شعار

1399/07/06 - 10:07 - کد خبر: 27789 نسخه چاپی

نصر: این روزها عروسک هایی به دست بانوی تبریزی از دل تاریخ جان گرفته و حیات می یابند که سفیر فرهنگ تبریز شده اند و با رنگ و لعاب زیبای خود از سنت های مردم وکار و پیشه شان می گویند و طرح و رنگ لباس ها همه تفسیری از فرهنگ ریشه دار این آب و خاک است. سفیری که تبریز تا به امروز از داشتن آن محروم بوده است.

به گزارش نصر، به گفته کارشناسان لازمه داشتن صنایعی که بتوانند سفیر شهری بشوند و معرف جاذبه های مختلف آن به خارج از مرزهای استانی و کشوری باشند، داشتن برنامه در حوزه گردشگری و برندسازی است که گرچه برندسازی، وعده خوش خیالی مدیران استانی و شهری تبریز بوده و در رویای مدیریتی خود سرگردان واژه برندسازی اند، اما هنرمندان و جوانان این دیار خوب می دانند که ارزش ها و جاذبه های این شهر چه بوده و می توان آنها را با اثار هنری به گردشگران عرضه کرده و به خارج از مرزها معرفی شان کرد.
تبریز شهر پرآوازه عرصه های فرهنگی، هنر، شعر و ادب، تاریخی، جغرافیایی و طبیعی، معماری و اقتصادی؛ در حوزه گردشگری سرگردان است و به عقیده صاحب نظران و متخصصان علی رغم ظرفیت های بسیار بالای آن نتوانسته این پتانسیل ها را به گردشگران معرفی کند، به طوریکه در بسیاری از موارد مسافران تبریز نمی دانند باید از دیدن چه چیزهایی لذت ببرند و با چه فرصت هایی آشنا شوند. این ضعف بزرگ بیش از هر چیزی ناشی از بی برنامگی در عرصه گردشگری است.
 

 
علی رغم سرگردانی و بی برنامگی مدیریتی که حتی فعالیت های خلاقانه هنرمندان و جوانان را نیز در اغلب موارد دچار ناکامی می کند، با این حال همچنان ذوق جوانان این مرز و بوم به عشق نام و تاریخ تبریز می جوشد و در میان هیاهوی تبلیغاتی مدیران، در آرامش و بی هیچ جنجالی بانویی هنرمند عروسک هایی را به رشته ذوق خلق می کند که همه قدمی ماندگار در احیای فرهنگ و تاریخ این شهر هستند.

عروسک های دست ساز یک مادر و واکنش مردم کشورهای مختلف
همه با کارهای دستی مادران خود خاطره ها داریم، مادرانی که روزهای کودکی ما را با کارهای بافتنی و دوختنی دست خود به یادماندنی کرده اند اما شاید ندانیم همان ها جاذبه فرهنگی برای دیگر فرهنگ ها می توانند باشند.
هنر دستی که طرح، رنگ و شکل و شمایل آن چه در قالب لباس باشد و چه عروسک، برگرفته از ریشه های فرهنگی است که مختص آن شهر و آن کشور است. هنری که گرچه در دنیای مدرن به دنبال عرضه آن به صورت خارق العاده به جهانیان هستیم، اما در کمال ناباوری در تعامل میان فرهنگ ها در می یابیم که همان هنر اصیل بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرد.
مریم فکردار مادر جوانی است که برای نخستین بار غریزه و مهر مادرانه اش وی را به کار عروسک سازی کشاند اما اتفاقات به نحوی پیش رفت که عروسک سازی به دغدغه اصلی اش تبدیل شد.
وی نقل می کند: سال 88 بود و برای دختر تازه متولد شده ام به دنبال عروسکی بودم تا بتواند آنرا به راحتی در دست بگیرد و بدون اینکه نگران آسیب زدن عروسک به دخترم باشم، از تماشای بازی اش لذت ببرم. اما در هیچ فروشگاهی نتوانستم عروسک مورد نظر خود را با آن طرح و رنگ بیابم از این رو دست به کار شده و نخستین عروسک را بافتم.


 
وی ادامه می دهد: آن روزها که تازه صفحات اجتماعی رونق گرفته بود، من نیز عکس عروسک های بافتنی ام را در صفحه مجازی ام می گذاشتم و در این میان دوستانی از آلمان و انگلیس که از این عروسک ها بسیار خوششان آمده بود و آنرا متفاوت با عروسک های فروشگاه ها می دیدند برای ژانویه آن سال خود سفارش دادند.
آنها به دنبال هدیه ای تازه و متفاوت برای ژانویه خود بودند و من نیز مشتاق معرفی عروسک های بافتنی که ریشه در فرهنگ بومی و فولکلور داشت و اغلب از مادری به مادر دیگر نسل به نسل منتقل شده بود. عروسک های سفارشی شان در حدود 150 عدد شد و پیش از ژانویه به دستشان رسید و عجیب آنکه با عروسکها ارتباط خیلی خوبی برقرار کردند و سرنوشت هر کدام از آن عروسک ها را و اینکه به دست چه کسی رسیدند، به روایت عکس و تصویر برایم با ذوق و علاقه بسیار می فرستادند.

ظهور فرهنگ بومی آذربایجان در عروسک های دست ساز بانوی تبریزی
در حدود دو سال پیش بود که در فضای مجازی خبری مبنی بر برپایی نمایشگاه عروسک های دست ساز پارچه ای با هدف معرفی فرهنگ و لباس بومی مناطق مختلف منتشر شد و مریم فکردار با دیدن این خبر مشتاقانه با برگزار کنندگان این نمایشگاه تماس گرفته و متوجه می شود این نمایشگاه سالانه هیچ وقت نماینده ای از تبریز و آذربایجان نداشته است.
درحالی که تمامی شهر و روستاهای مختلف کشور در معرفی فرهنگ و لباس های بومی مناطق خود از هم پیشی می گرفتند، تبریز با وجود فرهنگ غنی در این زمینه سفیری برای معرفی نداشته و این موضوع حتی برای مدیران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان و سازمان میراث فرهنگی لحظه ای مهم جلوه نکره است.


 
این بانوی جوان چنین نقل می کند: پس از پیگیری هایی که انجام دادم و متوجه شدم تبریز و استان آذربایجان شرقی نماینده ای از فرهنگ فولکلور خود در این نمایشگاه سالانه ندارد، تمام دغدغه ام شد که امسال من یک نماینده از شهرم و فرهنگش به این فستیوال فرهنگی ببرم از این رو به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان رفتم تا اسناد تاریخی از لباس های بومی منطقه به دست آورده و دست به کار دوختن این عروسک بومی شوم.


 
فکردار ادامه می دهد: در گفتگو با کارشناس سازمان میراث فرهنگی دریافتم که به جز چند رساله و پایان نامه هیچ سند و منبع معتبری در خصوص لباس بومی تبریز و حتی آذربایجان شرقی در این سازمان وجود ندارد و در نهایت تنها پیشنهادی که از سوی این سازمان به من شد جستجو از افراد محلی در روستاهای مختلف استان برای پیدا کردن عروسک های قدیمی و دست ساز بود تا هم تصویر و سندی از چهره عروسک ها بدست آورم و هم از طرح و رنگ لباس ها چیزی بفهمم اما هیچ عروسکی که متعلق به فرهنگ بومی شهر و استان مان باشد را پیدا نکردم.
در جستجوهای بسیار با افراد مختلفی آشنا شدم که تنها به دلیل علایق شخصی خود به فرهنگ این آب و خاک، اسناد و تصاویر مختلف مربوط به فرهنگ پوشش و لباس بومی تبریز را جمع آوری کرده و یا مطالعات تخصصی در این زمینه انجام داده بودند. در معاشرت با آنها بود که متوجه فرهنگ غنی تبریز و آذربایجان شرقی در این حوزه شدم. هر رنگ لباس، هر نوع کلاه، مدل آستین لباس ها، مدل دامن ها، کوتاهی و بلندی شلوارها، جنس پارچه ها و حتی گل سرها هر کدام فلسفه و داستانی برای خود داشتند که شناخت آنها بسیار جذاب و شگفت انگیز بود.


 
این بانوی جوان هنرمند که نمایشگاه سالانه عروسک های محلی بهانه ای می شود تا به دنبال احیای فرهنگ فولکور شهر خود باشد، تحقیقات خود را در خصوص فرهنگ و پوشش زنان و مردان تبریز در دوره های مختلف پی می گیرد.
در نهایت گرچه همچنان هیچ ایده ای از چهره عروسک های فولکلور منطقه آذربایجان شرقی نمی یابد اما طراحی و دوخت عروسک ها و لباس هایشان را با الهام از فیلم های قدیمی و کمک و راهنمایی افراد مختلف آغاز می کند. عروسک هایی که هر کدام شان نماینده قشری از جامعه و حرفه و پیشه ای هستند و لباس های آنها گویای فرهنگ مردمانش و حتی سنت ها است.

از خلق شخصیت افسران نظامی و زن عشایر تا چالش های این راه
از دوسال گذشته تا کنون مریم فکردار موفق به خلق 20 شخصیت با هدف معرفی فرهنگ و لباس های بومی تبریز شده است. افسر نظامی، زن عشایر، عروس، زن دایره زن (قاوال زن)، زنان قالی باف، زن و مرد روستایی با تمام جزئیات در لباس ها و حفظ رنگ و نوع پوشش خلق شده اند.
اما یکی از نکاتی که این بانوی هنرمند به آن اشاره می کند به نوع پارچه و رنگ آنها در لباس های بومی تبریز است. به گفته فکردار؛ مردمان این خطه از ایران زمین اغلب غنی و ثروتمند بودند و از سوی دیگر تدین ریشه در فرهنگ و تاریخ این سرزمین دارد و از این روست که لباس های زنان آنها از اعلا ترین پارچه ها بوده و اغلب یا از پارچه های ابریشم و زربافت و یا مخمل استفاده می کردند و یا زنان عشایر لباس هایشان سکه دوزی می شد.
گرچه زنان از لباس های کامل پوشیده استفاده می کردند اما همه خوش رنگ و خوش طرح بودند و این درحالیست که فرهنگ زنان تبریزی در این خصوص با گذر ایام تغییر کرده و رویکرد آنها به رنگ های تیره بیشتر شده است.
تمامی این موارد تبدیل به یکی از چالش های اساسی مریم در تهیه پارچه شده است و در ادامه صحبت هایش می گوید: تهیه کردن پارچه با طرح و بافت قدیمی خیلی سخت بوده و نمونه مشابه آنها را تنها در بازار تاریخی تبریز می توانم پیدا کنم و این درحالیست که در گذشته زنان از رنگ های شاد در لباس هایشان استفاده می کردند و با تمایل زنان امروزی به رنگ های تیره، پیدا کردن رنگ روشن آن هم در پارچه های ابریشم و مخمل کار دشواری است. از سوی دیگر نمی توان کمتر از یک متر پارچه خرید و  این چنین برای هر عروسک مجبور به خریداری میزان زیادی پارچه هستم که همه از چالش ها و هزینه بالای عروسک سازی است.


 
 
سفیران فرهنگ تبریز؛  به بازار فروش نمی رسند
مریم فکردار گرانی پارچه ها و نایاب بودن آنها را علت به بازار فروش نرسیدن عروسک ها عنوان می کند و می گوید: پیدا کردن پارچه لباس این عروسک ها یکی از بزرگترین چالش هایی است که با آن مواجهم و همین علت مهم باعث می شود تا در حال حاضر به فروش آنها فکر نکنم چون از هر عروسکی فقط یک نمونه وجود دارد و با نایابی پارچه های مورد نظر و گرانی پارچه هایشان نتوانم مورد مشابه شان را دوباره بدوزم.
 از این رو با حمایت آقایان دیده و کی نژاد غرفه ای را در نمایشگاه دائمی در دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز برای عروسک ها برپا کرده و  این سفیران کوچک عروسکی را با هدف معرفی فرهنگ و سنت های مردمان تبریز به نمایش گذاشته ام.
اما ایجاد زمینه های مختلف نمایشگاهی در سطح شهر و یا حضور در نمایشگاه های ملی می تواند قدم موثری در معرفی این فرهنگ بومی باشد که تاکنون چنین زمینه و فرصت هایی بوجود نیامده است.
در این میان این بانوی هنرمند که با عشق و علاقه راه احیا و معرفی بخشی از فرهنگ و سنت های تبریز را با خلاقیت و هنر دست خود پیش گرفته، تاکنون هیچ واکنشی را از نهاد های ذی ربط نسبت به این اقدام خود ندیده است. هرچند که هرجا سخن از گردشگری و فرهنگ باشد، مسئولان بسیاری اعلام حضور در این عرصه کرده و از حمایت و برنامه های بسیار مدون خود می گویند.


 
صنعت گردشگری تبریز؛ نیازمند سفیران فرهنگی و مدیران  بلند همت
به هر کشوری از جهان که سفر کنیم سوغات های ارزان قیمت تا گران بهایی را دارند که معرف فرهنگ، هنر، جاذبه های تاریخی و گردشگری آن منطقه هستند. درواقع با معرفی پتاسنیل های خود در قالب های مختلف توانسته اند آنها را تبدیل به برند کرده و از این طریق هم به معرفی جاذبه های خود به جهانیان پرداخته و هم با وحدت صنعت گردشگری و فرهنگ و هنر به رونق اقتصادی قابل توجهی برسند.
برج ایفل و طاق پیروزی فرانسه، اژدهای چین، آسیاب های بادی و نقاشی دختر با گوشواره مروارید هلند،  اتوبوس های لندن و آثار تاریخی و فرهنگی ترکیه و بسیاری دیگر از شهرها و کشورهای جهان سوغات های کوچک و بزرگ در قالب تی شرت، مجسمه، تابلو، مگنت، جا کلیدی و ..... هستند که همچون سفیری از شهر و دیار خود با گردشگران سفر کرده و به خانه ها و دیگر شهرهای دنیا رسیده اند و این چنین است که دیگر کسی را نمی توان یافت، نداند سراغ برج ایفل را کجا باید گرفت.
در این میان اما تبریز علی رغم وجود شخصیت های مختلف ادبی، فرهنگی و تاریخی، ظرفیت ها و جاذبه های گردشگری، صنایع غذایی و صنایع دستی نتوانسته هیچ سفیری داشته باشد. سفیری که به زبان هنر لباس های خوش رنگ بومی را معرفی کند، شهریار را در طاقچه اتاق ها بنشاند و مقبره الشعرایش را دست به دست و شهر به شهر بچرخاند. نه؛ تبریز هیچ کدام از این سفیرها را ندارد و از این روست که جهانگرد، کارشناس و مدرس گردشگری با ارزیابی ظرفیت های تبریز و جایگاه آن در میان مقاصد گردشگری می گوید: گرچه تبریز به لحاظ تنوع، فرصت های گردشگری بسیار بالایی دارد اما هیچ تلاشی برای معرفی آنها نشده و از این روست که نتوانسته جزو مقاصد نخست گردشگری در ایران باشد.
نگار علیزاده که نبود همت و تفکر گردشگر پذیری در میان مدیران و مردم این شهر را در جایگاه کنونی تبریز در عرصه گردشگری موثر می داند، اضافه می کند: اما نمی توان نبود برندسازی را در این راستا نادیده گرفت. تا برندسازی صورت نگیرد هیچ قدمی برای ایجاد سوغات ها و محصولاتی که معرف فرهنگ و جاذبه های گردشگری تبریز باشند به سرانجام نخواهد رسید و همچنان تبریز با کفش چرمش، شیرینی قرابیه اش، آثار تاریخی فاخر و فرهنگ بلند و بالایش گم نام باقی خواهد ماند.
وی در عین حال وجود چنین سفیرانی را در رونق اقتصادی شهرها بسیار موثر می داند و می گوید: این محصولات و سوغات ها که نقش سفیران را برای شهرها بازی می کنند و با بودن در هر خانه ای امکان معرفی به چندین نفر دیگر را به صورت تصویری و زبانی فراهم می کنند، زمینه اشتغالزایی و درآمد زایی بسیار چشمگیری را نیز بوجود می آورند. دقیقا همان اتفاقی که در اغلب کشورهای جهان افتاده و لزوم و ضرورت چنین محصولاتی را کاملا درک کرده اند.
با این حال به نظر می رسد در سایه بی برنامگی ها همان اولین سفیر فرهنگ تبریز نیز اندر خم بی توجهی و بی برنامگی ها در میانه راه از حرکت بایستد. سفیری که در عین زیبایی بسیار هنرمندانه فرهنگ، سطح اجتماعی و تاریخ مردمان این مرز و بوم را معرفی می کند و می توانست مهمانی دلنشین در هر خانه ای باشد.
گزارش از یاسمین مولانا
انتهای پیام/
عروسک هایی که سفیران فرهنگ و هنر تبریز می شوند/ برندسازی گردشگری از واقعیت تا شعار نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

پژوهشیار