یادداشت/

موزه‌ای به یاد پیشگامان چاپ تبریز

1405/08/08 - 10:10 - کد خبر: 172134 نسخه چاپی

نصر: روایتی از سی سال تلاش برای حفظ تاریخ چاپ و نشر تبریز

روز یازدهم شهریور امسال که موزه چاپ و نشر تبریز افتتاح شد، در تبریز نبودم. از برگزاری مراسم خبر داشتم و حسرت می‌خوردم که چرا نتوانستم در روز به ثمر نشستن تلاش چندین‌ساله جناب رشید کفیلی و دوست عزیزم، مهندس سیدرضا سیدشریفی، در کنارشان باشم. از سال‌ها پیش در جریان تلاش‌های آنان برای گردآوری، شناسایی، خرید، مرمت و سامان‌دهی دستگاه‌ها، ابزارها و اسناد مربوط به تاریخ چاپ و نشر بودم و می‌دانستم پشت این موزه، چه اندازه وقت، سرمایه، حوصله و پژوهش صرف شده است. این هفته سرانجام فرصتی دست داد تا به محله تاریخی آرامیان تبریز بروم و حاصل آن همه تلاش را از نزدیک ببینم.
آنچه دیدم، بسیار فراتر از مجموعه‌ای از دستگاه‌های قدیمی چاپ بود. موزه‌ای دیدم که با دقت، دانش و سلیقه شکل گرفته و در طراحی، چیدمان و شیوه ارائه آثار، به استانداردهای موزه‌داری در جهان نزدیک شده است. در این موزه اشیا صرفاً برای تماشا کنار هم قرار نگرفته‌اند؛ هر بخش، ادامه بخش پیشین است و بازدیدکننده را با سیر تحول چاپ، حروف‌چینی، صحافی و دیگر مراحل تولید کتاب و مطبوعات آشنا می‌کند. تفاوت یک انبار بزرگ از اشیای تاریخی با یک موزه حرفه‌ای دقیقاً همین‌جاست. گردآوری اشیای ارزشمند هنر است، اما مهم‌تر از آن، توانایی تبدیل اشیا به یک روایت منظم، مستند و قابل فهم برای مخاطب است؛ کاری که در موزه چاپ و نشر تبریز به‌خوبی انجام شده است.
پیشینه این مجموعه به حدود سه دهه قبل بازمی‌گردد. رشید کفیلی در خانواده‌ای پرورش یافته که با کتاب و چاپ سروکار داشته‌اند. پدرش از دهه چهل خورشیدی در حوزه کتاب‌فروشی، دفترسازی و ماشین‌آلات چاپ فعالیت می‌کرد و کتاب‌فروشی «ادب» را داشت. همین سابقه خانوادگی، علاقه‌ای را در او شکل داد که به‌تدریج از فعالیت حرفه‌ای در صنعت چاپ فراتر رفت و به دغدغه حفظ تاریخ آن تبدیل شد. او و برادرانش در طول سالیان، صدها دستگاه و ابزار مرتبط با چاپ را از نقاط مختلف گرد آوردند؛ از دستگاه‌های سنگین چاپ و برش تا ابزارهای کوچک حروف‌چینی و صحافی. بسیاری از این وسایل، با تغییر فناوری و تعطیلی یا نوسازی چاپخانه‌ها، دیگر کاربردی نداشتند و چه‌بسا اگر خریداری و نگهداری نمی‌شدند، سر از مراکز ضایعات درمی‌آوردند. کفیلی در این سال‌ها نه‌فقط اشیای قدیمی، بلکه بخشی از حافظه صنعتی و فرهنگی کشور را از نابودی نجات داده است.
البته راه رسیدن این گنجینه به موزه، کوتاه و هموار نبود. سال‌ها پیش قرار بود مجموعه در ساختمان تاریخی دبیرستان فردوسی تبریز مستقر شود. تفاهم‌نامه‌هایی امضا شد، وعده‌هایی داده شد، اما کار به سرانجام نرسید. در آن سال‌ها مهندس سیدشریفی، که پیگیر امور موزه و پژوهش‌های مرتبط با تاریخ چاپ بود، بارها از مشکلات نگهداری دستگاه‌های چندتنی در انبارها و ضرورت فراهم شدن فضایی مناسب برای نمایش و حفاظت از آنها سخن گفت. سرانجام خاندان کفیلی تصمیم گرفتند خودشان دست به کار شوند. خانه‌ای تاریخی را در محله آرامیان خریدند، مرمت کردند و برای استقرار موزه آماده ساختند. به این ترتیب، بنایی قدیمی احیا شد و گنجینه‌ای که سال‌ها در انتظار نمایش عمومی بود، جایگاه شایسته‌ای یافت.
اما در بازدید از موزه، نکته دیگری برایم به‌اندازه کیفیت آثار و موزه‌آرایی اهمیت داشت؛ نکته‌ای که به منش مجموعه‌دار بازمی‌گردد. رشید کفیلی می‌توانست این موزه را صرفاً به محلی برای نمایش دارایی‌ها و یادگارهای گردآوری‌شده خود تبدیل کند و تمام توجه بازدیدکنندگان را به نام و تلاش شخصی خویش معطوف سازد. چنین نکرده است. در جای‌جای موزه، اسناد و تصاویر مربوط به چاپخانه‌های قدیمی تبریز و صاحبان و پیشکسوتان این صنعت به نمایش درآمده و نام کسانی زنده نگه داشته شده که هر یک در دوره خود سهمی در تاریخ چاپ و نشر شهر داشته‌اند.
این ویژگی برای من ارزش بسیاری دارد. گاهی مجموعه‌داری، ناخواسته به خودنمایی مجموعه‌دار تبدیل می‌شود؛ گویی همه تاریخ از زمانی آغاز شده که او نخستین شیء را خریده است. در موزه کفیلی چنین نیست. نام کفیلی بر این مجموعه قرار گرفته، اما روایت موزه به خاندان کفیلی محدود نشده است. اینجا تاریخ چاپخانه‌های تبریز، صاحبان آنها، استادکاران و نسل‌هایی که با سرب و مرکب و کاغذ سروکار داشتند، مجال دیده شدن یافته است. به گمانم همین نگاه، یکی از مهم‌ترین امتیازهای این موزه است. کفیلی با سرمایه و کوشش خود، فرصتی برای زنده ماندن نام دیگران فراهم کرده است.
اهمیت این کار در شهری مانند تبریز دوچندان است. تبریز در تاریخ ورود و گسترش صنعت چاپ جدید در ایران جایگاهی تعیین‌کننده دارد. در دوره عباس‌میرزا و در جریان تلاش برای نوسازی و انتقال دانش و فناوری، نخستین چاپخانه‌های حروفی کشور در این شهر شکل گرفتند. در سال‌های بعد نیز صنعت چاپ، یکی از پایه‌های گسترش کتاب، مطبوعات و اندیشه‌های نو در آذربایجان شد. نمی‌توان تاریخ بیداری فکری، مشروطه‌خواهی و گسترش مطبوعات تبریز را نوشت و از نقش چاپخانه‌ها و کسانی که امکان انتشار کتاب و روزنامه را فراهم کردند، غافل ماند. در واقع، تاریخ چاپ تنها تاریخ چند دستگاه و فناوری نیست؛ بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی ماست.
برای من که به گردآوری اسناد تاریخی و نسخه‌های قدیمی مطبوعات علاقه‌مندم، تماشای دستگاه‌ها و ابزارهای این موزه معنای ویژه‌ای داشت. ما معمولاً روزنامه‌های قدیمی را از منظر محتوای آنها می‌خوانیم؛ تیترها، مقاله‌ها، آگهی‌ها و رویدادهایی که ثبت کرده‌اند. اما کمتر به کسانی فکر می‌کنیم که آن نوشته‌ها را حروف‌چینی، چاپ و منتشر کرده‌اند یا به ابزارهایی که تولید و انتشار آن صفحات را ممکن ساخته‌اند. موزه چاپ و نشر تبریز، بخش کمتر دیده‌شده همین تاریخ را پیش چشم مخاطب می‌گذارد و به او یادآوری می‌کند که پشت هر صفحه چاپ‌شده، تاریخی از کار، مهارت، فناوری و تلاش انسانی نهفته است.
از منظر مجموعه‌داری نیز تجربه کفیلی درس‌آموز است. ارزش یک مجموعه تنها به تعداد اشیا، قدمت آنها یا مبالغی که برای خریدشان پرداخت شده نیست. آنچه به مجموعه معنا می‌دهد، شناخت آثار، ثبت پیشینه آنها، کشف ارتباطشان با یکدیگر و سرانجام ارائه روایتی است که مخاطب بتواند آن را دنبال کند. موزه کفیلی نشان می‌دهد که مجموعه‌داری می‌تواند از علاقه و فعالیت شخصی آغاز شود، با پژوهش و سامان‌دهی رشد کند و در نهایت به میراثی عمومی تبدیل شود. البته همین تجربه یادآور آن است که چنین پروژه‌هایی به برنامه‌ریزی بلندمدت، فضای مناسب، منابع مالی و مهم‌تر از همه، پشتکار نیاز دارند؛ چیزی که با وعده‌های مقطعی و مراسم‌های تشریفاتی به دست نمی‌آید.
اکنون که این موزه افتتاح شده، امیدوارم فعالیت آن به نمایش دائمی اشیا محدود نماند. ظرفیت گنجینه، اسناد و تجربه گردآورندگان آن بسیار بیشتر است. موزه می‌تواند به مرکزی برای پژوهش در تاریخ چاپ و نشر آذربایجان، ثبت خاطرات چاپخانه‌داران و استادکاران قدیمی، شناسایی و دیجیتال‌سازی اسناد، انتشار پژوهش‌های تخصصی و آموزش نسل جوان تبدیل شود. چه‌بسا هنوز در خانه‌ها، انبارها و چاپخانه‌های قدیمی تبریز، اسناد و ابزارهایی وجود داشته باشد که سرگذشت بخشی از این صنعت را روشن می‌کنند و با گذشت زمان در معرض نابودی‌اند. چنین موزه‌ای می‌تواند پناهگاه آن یادگارها نیز باشد.
از موزه چاپ و نشر تبریز با احساس رضایت و احترام بیرون آمدم. رضایت از اینکه شهرم صاحب مجموعه‌ای چنین ارزشمند و آبرومند شده و احترام به کسانی که سال‌های بسیاری از زندگی خود را صرف ساختن آن کرده‌اند. به جناب رشید کفیلی، برادران کفیلی و مهندس سیدرضا سیدشریفی صمیمانه تبریک می‌گویم. آنان با این کار تنها چند صد دستگاه و سند تاریخی را حفظ نکرده‌اند؛ بخشی از تاریخ فرهنگی تبریز را به نسل‌های آینده سپرده‌اند.

به قلم حامد خسروشاهی
انتهای پیام/
موزه‌ای به یاد پیشگامان چاپ تبریز نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک