یادداشت تاریخی | بررسی یک اختلاف در تاریخنگاری تبریز
اشتباه تاریخی در شناسنامه تبریز؟
1405/08/07 - 08:49 - کد خبر: 172075
نسخه چاپی
نصر: نقشههای تاریخی، تنها بازتابی از کوچهها، محلات و بناهای یک شهر نیستند؛ بلکه اسنادی ارزشمند برای شناخت هویت، تحولات اجتماعی و سیر دگرگونیهای شهری به شمار میروند. در این میان، نقشه دارالسلطنه تبریز، ترسیمشده به دست میرزا اسداللهخان مراغهای، یکی از مهمترین اسناد جغرافیایی و تاریخی این شهر محسوب میشود؛ نقشهای که تاریخ ترسیم آن، با وجود گذشت بیش از یک قرن، همچنان نیازمند بررسی و بازنگری دقیق است.
پرسش اساسی اینجاست: آیا تاریخ شناختهشده این نقشه، یعنی سال ۱۳۲۷ هجری قمری برابر با ۱۹۰۹ میلادی، صحیح است یا شواهد موجود از ترسیم آن در سال ۱۳۳۷ هجری قمری، حدود سالهای ۱۲۹۷ تا ۱۲۹۸ خورشیدی، حکایت دارد؟

نقشههایی که رازهای تبریز قدیم را آشکار کردند
در میان نقشههای تاریخی تبریز، دو اثر از جایگاه ویژهای برخوردارند؛ نخست، نقشه دارالسلطنه تبریز، معروف به «نقشه قراجهداغی»، متعلق به سال ۱۲۹۷ هجری قمری، برابر با ۱۸۸۰ میلادی و دیگری، نقشه دارالسلطنه تبریز به کوشش میرزا اسداللهخان مراغهای.
این دو نقشه، به دلیل دقت نسبتاً بالا در نمایش ساختار شهری، محلات، باغها، گذرها و اماکن مهم تاریخی، از منابع ارزشمند پژوهش درباره تبریز قدیم به شمار میروند.
در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، با تکثیر و دسترسی گستردهتر پژوهشگران به این اسناد، بخشهایی از جغرافیای تاریخی تبریز که تا پیش از آن با ابهام همراه بود، روشن شد. موقعیت شماری از باغهای تاریخی، بناهای مهم و ساختار محلات قدیمی، با مطالعه این نقشهها امکان شناسایی دقیقتری یافت.
با این حال، یکی از پرسشهای مهم درباره نقشه ترسیمی اسداللهخان مراغهای، تاریخ واقعی تهیه و تکمیل آن است.
آغاز یک اشتباه در تاریخنگاری؟
در سال ۱۳۷۹ خورشیدی، مقالهای با عنوان «نقشه دارالسلطنه تبریز در سال ۱۳۲۷ قمری» به قلم دکتر فرهاد فخاری تهرانی، از پژوهشگران شناختهشده معماری ایرانی، در شمارههای ۳۱ و ۳۲ فصلنامه «اثر» منتشر شد.
در عنوان این مقاله، تاریخ نقشه سال ۱۳۲۷ هجری قمری، برابر با حدود سال ۱۲۸۸ خورشیدی و ۱۹۰۹ میلادی، معرفی شده است.
انتشار این مقاله و اعتبار علمی نویسنده آن سبب شد تاریخ یادشده در منابع مختلف مورد استناد قرار گیرد. این تاریخ حتی در معرفی نقشه در پایگاه ویکیمدیای کامنز نیز ثبت شده است.
با وجود اهمیت این پژوهش، بازخوانی برخی نوشتهها و نشانههای موجود در متن نقشه، پرسشهایی جدی درباره صحت تاریخ انتسابی مطرح میکند.
شواهدی وجود دارد که به نظر میرسد ضرورت بازنگری در تاریخگذاری این سند را تقویت میکند.
نخستین شاهد؛ عنوان یک نهاد دولتی در شناسنامه نقشه
یکی از مهمترین نشانههایی که میتواند در تعیین زمان ترسیم نقشه راهگشا باشد، متن شناسنامه و توضیحات مندرج در خود اثر است.
در بخشی از شناسنامه نقشه، چنین آمده است:
«حسبالامر بندگان حضرت اشرف آقای سپهسالار اعظم فرمانروای کل مملکت آذربایجان دامت عظمته و به حسن اهتمام مساعی بلیغه میرزا اسدالله خان مراغه معدنشناس اداره فلاحت و تجارت و فوائد عامه ایالتی آذربایجان شرف اتمام پذیرفت.»
نکته قابلتوجه در این عبارت، اشاره به «اداره فلاحت و تجارت و فوائد عامه ایالتی آذربایجان» است.
بر اساس بررسیهای تاریخی، در سال ۱۲۹۶ خورشیدی و همزمان با تغییرات تشکیلاتی دستگاههای دولتی در دوره فعالیت حسین علاء، عنوان وزارتخانه مرتبط با تجارت و فواید عامه دستخوش تغییراتی شد.
از این منظر، بهکارگیری عنوان «فلاحت و تجارت و فوائد عامه» در شناسنامه نقشه میتواند نشانهای از تعلق آن به دورهای متأخر از سال ۱۲۸۸ خورشیدی باشد.
البته برای تبدیل این نشانه به سندی قطعی، لازم است تاریخ دقیق رسمیت یافتن عنوان این اداره در آذربایجان و دوره استفاده از آن در مکاتبات دولتی نیز بررسی شود.
دومین شاهد؛ نامهایی که از دل تاریخ مشروطه برخاستهاند
یکی دیگر از نکات قابل تأمل در نقشه اسداللهخان مراغهای، وجود نامهایی مرتبط با شخصیتهای برجسته تاریخ مشروطه تبریز است.
نامهایی همچون ستارخان، باقرخان، علی مسیو و ثقةالاسلام، پیوندی عمیق با تحولات سیاسی و اجتماعی تبریز در دوران مشروطیت دارند.
در این زمینه، پرسشی تاریخی مطرح میشود: آیا در سال ۱۲۸۸ خورشیدی، نام این شخصیتها بهعنوان عناوین رسمی یا شناختهشده برخی معابر و کوچههای تبریز تثبیت شده بود؟
به نظر میرسد بررسی روند نامگذاری معابر و تطبیق آن با وقایع سالهای پس از مشروطه میتواند سرنخهای مهمی درباره زمان تهیه نقشه ارائه دهد.
بهویژه اگر مشخص شود برخی از این نامگذاریها در سالهای پس از ۱۲۸۸ خورشیدی صورت گرفتهاند، تاریخ انتسابی نقشه نیز نیازمند بازنگری خواهد بود.
سومین شاهد؛ کارخانههایی که تاریخ را روشن میکنند
شاید یکی از مهمترین راههای تعیین زمان ترسیم یک نقشه تاریخی، بررسی بناها و تأسیساتی باشد که در آن ثبت شدهاند.
در نقشه مورد بحث، به واحدهای صنعتی از جمله کارخانه کبریتسازی خوئی در محدوده پلسنگی و کارخانه قزوینی در محله خیابان اشاره شده است.
بر اساس اطلاعات مورد استناد در این بررسی، کارخانه کبریتسازی خوئی پس از سال ۱۲۹۶ خورشیدی و کارخانه قزوینی پس از سال ۱۲۹۵ خورشیدی تأسیس شدهاند.
چنانچه تاریخ تأسیس این واحدها از طریق اسناد مستقل تأیید شود، وجود نام آنها در نقشه میتواند شاهدی مهم بر ترسیم یا تکمیل نقشه در سالهای پس از تأسیس این کارخانهها باشد.
این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که ثبت یک کارخانه در نقشهای متعلق به سالهای پیش از تأسیس آن، بدون وجود توضیحی درباره اصلاحات یا الحاقات بعدی، با پرسش تاریخی مواجه خواهد شد.
بنابراین، تطبیق تاریخ فعالیت این واحدهای صنعتی با نوشتههای نقشه، یکی از مسیرهای مهم برای راستیآزمایی زمان تهیه آن است.
۱۳۲۷ یا ۱۳۳۷ قمری؛ ضرورت بازنگری در یک سند تاریخی
مجموعه شواهد یادشده، از عنوان تشکیلات اداری و نام معابر گرفته تا وجود تأسیسات صنعتی، این احتمال را تقویت میکند که نقشه دارالسلطنه تبریز، اثر میرزا اسداللهخان مراغهای، نه در سال ۱۳۲۷ قمری، بلکه در دورهای متأخر و احتمالاً در سال ۱۳۳۷ هجری قمری تکمیل شده باشد.
سال ۱۳۳۷ قمری با بخشهایی از سالهای ۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ خورشیدی و ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ میلادی همپوشانی دارد و برای تعیین معادل دقیق، بررسی ماه و روز ثبتشده در سند ضروری است.
با این حال، اثبات قطعی تاریخ ترسیم نقشه نیازمند مطالعه نسخه اصلی، خوانش دقیق شناسنامه، بررسی اسناد اداری همدوره و تطبیق اطلاعات نقشه با مدارک مستقل تاریخی است.
سخن پایانی؛ تاریخ تبریز نیازمند بازخوانی مستند است
اعتبار یک روایت تاریخی نباید صرفاً به تکرار آن در منابع متعدد وابسته باشد. چهبسا اطلاعاتی که سالها در مقالات، کتابها و پایگاههای علمی بازنشر شدهاند، با مراجعه دوباره به اسناد اولیه نیازمند اصلاح و بازنگری باشند.
طرح این موضوع، بههیچوجه به معنای نادیده گرفتن خدمات و تلاشهای علمی پژوهشگران پیشین نیست؛ بلکه تأکیدی بر ضرورت استمرار نقد علمی، بررسی مستندات و تکمیل پژوهشهای تاریخی است.
نقشه دارالسلطنه تبریز، بخشی از حافظه تاریخی این شهر است و تعیین دقیق زمان ترسیم آن میتواند در شناخت تحولات کالبدی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی تبریز در واپسین سالهای دوره قاجار نقشی تعیینکننده داشته باشد.
از این رو، ضروری است تاریخپژوهان، متخصصان نقشههای تاریخی و مراکز اسنادی، با بررسی دوباره نسخه اصلی این اثر، درباره تاریخ ترسیم آن به جمعبندی مستند و قابل اتکایی دست یابند.
حفظ میراث تاریخی تبریز، تنها به نگهداری بناها و اسناد محدود نمیشود؛ تصحیح روایتهای تاریخی و زدودن ابهام از حافظه مکتوب شهر نیز بخشی جداییناپذیر از این مسئولیت فرهنگی است.
به قلم ایوب نیکنام لاله
پژوهشگر تاریخ تبریز
انتهای پیام/
نصر