یادداشت/
مرگ تاریخ در عصر استوریهای ۲۴ ساعته/ از تراژدی ابوالفضل بیهقی تا ابتذال «چه شد؟ مرد!»
1405/08/02 - 09:56 - کد خبر: 171641
نسخه چاپی
نصر: در عصر استوریهای ۲۴ ساعته، محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی و تصاویر جعلی، چه چیز از واقعیت امروز برای آیندگان باقی خواهد گذاشت ؟
تاریخنگاری ابوالفضل بیهقی، روایت وقایع در ژرفای روح انسانی است. او از کنار واقعه عبور نمیکند؛ جزئیات را به خاطر میسپارد و مینویسد تا انسان ها و روزگارشان، با تمام پیچیدگیها، بیمها و رنجهایشان، در حافظه زمان باقی بمانند.
امروز، روایت زیر سایه تولید انبوه محتوا قرار گرفته است. هوش مصنوعی میتواند متنی روان و خوشساخت تولید کند، اما اعتبار روایت همچنان به حقیقت، تجربه و اصالت منبع وابسته است؛ همانگونه که تصویری باورپذیر، لزوماً سندی از واقعیت نیست. از سوی دیگر، هزینههای سرسامآور چاپ و کاغذ، انتشار مکتوبات را دشوار کرده است. اگر امروز هم «شیرقلمبهدستی» پیدا شود که در هیاهوی فرساینده اطلاعات، شرح ماوقعی از حقیقت بنویسد، چه کسی حوصله خواندن آن را دارد؟ ما گاه حتی از خواندن کپشنهای چندخطی میگذریم و به بهانه اختصار، شتابزده میپرسیم: «زود باش، بگو چه شد؟ مرد!» .
گویی دانستن پایان ماجرا برای فهمیدن آن کافی است. هر واقعه، زمینهها، علتها، جزئیات و رنجهای انسانی خود را دارد. بیهقی با شیوه روایتش، خواننده را به درون واقعه میبرد. اگر تاریخ به تیتر خبر فروکاسته شود، از انسانها و روزگارشان چه میماند، جز نامی و خبری کوتاه؟
شاید مخاطب امروز تیتر را بخواند و بگذرد؛ شاید هم در وانفسای معیشت بگوید: «به ما چه؟ نان مهمتر است!» و البته که نان ضرورتی انکارناپذیر است. اما پیشینیان ما نیز غم نان داشتند. هنر، ادبیات و فرهنگ همواره در روزگار آسودگی آفریده نشدهاند. در دل جنگها، بحرانها و تنگناها نیز کسانی قلم به دست گرفتند، شرح ماوقع نوشتند و به آیندگان اندیشیدند.
تجربه جنگ چهلروزهای که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و به فروردین ۱۴۰۵ رسید، اهمیت این رسالت را یادآوری میکند. رسانهها با گزارشها، تصاویر، روایت شاهدان و اسناد، بخشی از واقعیت امروز را برای فردا ثبت میکنند. اما وقتی ارتباطات مختل میشود و امکان انتشار از دست میرود، چه بر سر گزارشهایی میآید که ثبت شدهاند، اما راهی به مخاطب پیدا نمیکنند؟ ثبت دقیق وقایع، نگهداری اسناد و فراهمکردن امکان رجوع دوباره به آنها، در روزگاری که محتوای ساختگی نیز میتواند ظاهری باورپذیر داشته باشد، اهمیتی دوچندان دارد.
همانگونه که امروز برای شناخت روزگار گذشته به روایت بیهقی رجوع میکنیم، آیندگان نیز برای فهم زمانه ما به گزارشهای دقیق، اسناد معتبر و روایتهای مسئولانه خبرنگاران در نبود مکتوبات و حوصله مخاطب ، نیاز خواهند داشت. خبرنگار با ثبت جزئیات، بررسی صحت اطلاعات و حفظ شواهد، امکان شناخت دوباره وقایع را برای نسلهای بعد فراهم میکند.
تاریخ، نیاز جامعه انسانی و رسالتی بر گردن ما برای آیندگان است. تاریخ زمانی زنده میماند که کسی از کنار واقعه عبور نکند؛ آن را به گونهای برای آیندگان مکتوب کند که در صحت آن شکی نباشد و بر زوال آن ترسی.
در بستر الگوریتمها و در میان روایتهای گذرا، آیا میتوان تاریخ را مصون داشت و به دست آیندگان رساند؟
انتهای پیام/