یادداشتی بر نمایش شاه‌ معمار/

روایت زوال قدرت و وحشت از مرگ در «شاه معمار»

1405/07/14 - 12:54 - کد خبر: 170166 نسخه چاپی

نصر: نمایش «شاه معمار» که به عنوان یکی از آثار شاخص سی‌وهفتمین جشنواره تئاتر آذربایجان شرقی انتخاب شده بود، شب گذشته در میان تشویق و استقبال گرم تماشاگران تبریز به کار خود پایان داد.

این اثر که برگرفته از نمایشنامه آرشیتروک اثر روبر پنژه است، به کارگردانی محمدرضا نظری روی صحنه رفت و فلسفه‌ای تلخ اما ملموس از تنهایی وجودی، زوال قدرت و وحشت از مرگ را ارائه داد؛ نمایشی که با دیالوگ‌های عمیق و چالش‌برانگیز، ذهن تماشاگر را تا واپسین دقایق درگیر صحنه اجرا کرد.

شاه در این اثر نه یک فرمانروای مقتدر، بلکه انسانی خسته و فروپاشیده است که تاج و تخت دیگر برایش معنایی ندارد. او برای فرار از حقیقت تلخ هستی و بن‌بست مرگ، به تسلی‌های کوچک و بازی‌های پوچ با وزیرش پناه می‌برد.

با این حال، در دنیایی که عشق یا معنا رنگ باخته‌اند، مفهوم قدرت به تنها دستاویزی تبدیل می‌شود که ملموس باقی می‌ماند؛ واقعیتی آشکار که در نمایش نیز حاضر است: «عشق دروغ است، قدرت تنها راستی‌ست.»

یکی از نقاط جسورانه شاه معمار، تلفیق روان زبان‌های فارسی و ترکی بود که به فضای نمایش جان تازه‌ای بخشید.

اما آنچه این اجرا را به معنای واقعی کلمه به یک تئاتر آلترناتیو تبدیل کرد، تعامل بی‌واسطه با تماشاگران بود؛ سخن گفتن مستقیم بازیگران با حاضران و قدم زدن در میان خطوط صندلی‌ها، فضای سالن را به بخشی از صحنه نمایش اثر تبدیل کرد.

اجرای شاه معمار سرشار از شور، انرژی و حس زنده بازیگران در تمام طول اثر بود. در تک‌تک لحظات این اجرا، اشتیاق عوامل از خلق این جهان چندبعدی و حیات‌ بخشیدن به نقش‌هایشان به چشم می‌آمد؛ همین، باعث شد تماشاگر نه بیننده صرف یک تئاتر، بلکه همراه هر لحظه بازیگران بر روی صحنه باشند.

بی‌شک شاه معمار در ایستگاه پایانی خود، تصویری متفاوت، به یادماندنی و ارزشمند را در حافظه تئاتر تبریز به یادگار گذاشت.

ساغر خزانی
انتهای پیام/
روایت زوال قدرت و وحشت از مرگ در «شاه معمار» ساغر خزانی هروی

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک