به گزارش نصر؛ سؤال یکی بود، اما جوابها زمین تا آسمان با هم فرق داشتند. یکی از خانوادهاش گفت، دیگری از وضعیت نابهسامان معیشت و اینکه خیلی وقت است نخندیده، یکی از یک اتفاق کوچک و ساده و دیگری از روزهایی که شاید مدتهاست دیگر تکرار نشدهاند.
در میان این پاسخها، اما چیز دیگری بیشتر از همه به چشم میآمد؛ بعضی لبخندها عمیق بودند و بعضی فقط گوشهای از لبها را تکان میدادند. گاهی پاسخ یک نفر کوتاه بود، اما پشت همان چند کلمه، میشد خستگی، دلتنگی یا حسرتی را تصور کرد که شاید سالهاست با او همراه است.
ما معمولاً آدمها را با چیزی که میبینیم قضاوت میکنیم؛ با لبخندی که بر لب دارند، با آرامشی که در ظاهرشان پیداست و با جمله ساده «خوبم». اما خیابان امروز به من یادآوری کرد که همیشه پشت یک لبخند، شادی نیست؛ گاهی آدمها لبخند میزنند تا غمشان را پنهان کنند، تا نگرانی کسی را برنیانگیزند یا فقط برای اینکه چند لحظه، خودشان را به خوب بودن قانع کنند.
شاید فلسفه روز جهانی لبخند همین باشد؛ اینکه یادمان نرود مهربانی کردن هزینه زیادی ندارد. شاید یک لبخند، یک احوالپرسی ساده یا حتی چند دقیقه گوش دادن به حرفهای یک آدم، برای کسی که روز سختی را پشت سر میگذارد، بیشتر از چیزی باشد که تصور میکنیم.
امروز از یک سؤال مشترک، جوابهای متفاوتی شنیدم؛ بعضی شیرین، بعضی عجیب و بعضی واقعاً دردناک. اما همه آنها یک چیز را به من یادآوری کردند: ما هیچوقت نمیدانیم آدمی که روبهرویمان ایستاده، برای لبخند زدن چه مسیری را پشت سر گذاشته است.
پس شاید امروز، بیشتر از همیشه، لبخند بزنیم؛ نه فقط برای عکس گرفتن و نه فقط برای اینکه شاد به نظر برسیم، بلکه برای اینکه شاید لبخند ما، دلیل لبخند یک نفر دیگر شود.
گزارش از ندا فرشباف
انتهای پیام/