یادداشت/
حیدربابا؛ وقتی شهریار زبان ترکی را به پهنای جهان برد
1405/06/26 - 08:15 - کد خبر: 168631
نسخه چاپی
نصر: شهریار، غنا و ظرفیت زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی را با زبانی شیوا، رسا و برخاسته از متن زندگی مردم به جهان معرفی کرد و «حیدربابایه سلام» را به اثری بدل ساخت که آوازه آن بسیار فراتر از زادگاه شاعر رفت.
روایت شده است که زندهیاد محمدعلی جمالزاده، نویسنده نامدار ایرانی، در دهه ۴۰ در پاریس گفته بود: «کاش عمرم وفا میداد تا زبان شیرین آذربایجانی را یاد بگیرم که حیدربابای استاد شهریار را با احساس زبان اصلی بفهمم.»
در دهههای پس از سرایش و انتشار «حیدربابایه سلام»، این منظومه به زبانهای مختلف ترجمه و منتشر شد و آوازه آن به کشورهای گوناگون رسید. ترجمه گسترده این اثر، نهتنها نشانه جایگاه جهانی شهریار، بلکه جلوهای از ظرفیتهای ادبی و هنری زبان ترکی آذربایجانی است.
سخن گفتن از استاد سخن، زندهیاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار (۱۲۸۵ تا ۱۳۶۷)، و بررسی همه ابعاد آثار و اندیشههای او البته مجالی بسیار گسترده میطلبد.
در روزهای بازنشستگی، در دفتر کارم آرشیو هفتهنامه پرتیراژ «حیدربابا» را که در دهه ۸۰ به مدیرمسئولی اینجانب منتشر میشد ورق میزدم و مقالات آن سالها درباره استاد شهریار را مرور میکردم. همین بازخوانی، بار دیگر مرا به این نکته رساند که راز ماندگاری شهریار را باید در پیوند کمنظیر زبان، عاطفه و مردم جستوجو کرد.
بیان لطیف، زبان ساده و روان، جذابیت کلام، مردمیبودن و بهرهگیری از مفاهیم بلند دینی و فرهنگی، به اشعار فارسی و ترکی شهریار جایگاهی ممتاز بخشیده است. شهریار در قصیده، مثنوی، غزل، قطعه و رباعی طبعآزمایی کرد، اما بخش دیگری از نبوغ او در اشعار ترکی و بهویژه منظومه «حیدربابایه سلام» متجلی شد.
حیدربابا؛ نقاشی با واژهها
«حیدربابایه سلام» فقط یک منظومه شاعرانه نیست؛ آلبومی زنده از خاطره، فرهنگ، طبیعت و زندگی مردم آذربایجان است.
شهریار در این اثر، کودکی و زادگاه خود را با چنان قدرت تصویرگری بازآفرینی میکند که خواننده تنها شعر نمیخواند، بلکه کوه، روستا، باران، زمستان، آیینها، شادیها، حسرتها و آدمهای آن روزگار را در برابر خود میبیند.
او برای انتقال احساس و ذوق هنری خود، از ظرفیت زبان شیرین ترکی آذربایجانی بهره میگیرد و باورها، آداب و رسوم، ادبیات شفاهی و داشتههای فرهنگی زادگاهش را استادانه به شعر تبدیل میکند. همین ویژگی، حیدربابا را از محدوده جغرافیایی آذربایجان بیرون برده و به اثری مورد توجه در گستره وسیعتری از جهان ادبیات تبدیل کرده است.
شهریار از نگاه بزرگان ادب
جایگاه شهریار را میتوان در سخنان و نوشتههای بسیاری از شاعران، نویسندگان و پژوهشگران معاصر نیز جستوجو کرد.
پروفسور رضا براهنی بر غنای اشعار ترکی شهریار، بهویژه در اوزان شکسته و فولکلوریک تأکید داشت. از دکتر علی شریعتی نیز سخنانی در ستایش اشعار درخشان و هیجانانگیز شهریار نقل شده است.
پروین گنابادی از نقش شهریار در احیای غزل فارسی پس از صائب تبریزی سخن گفته و محمدعلی سپانلو، شهریار را «شاعر نقاش» میدانست؛ تعبیری که با تصویرسازی حیرتانگیز او، بهویژه در حیدربابا، تناسبی آشکار دارد.
جلال آلاحمد نیز به دیدار شهریار رفت و شعر او را میستود. داریوش آشوری از علاقه خود به اشعار شهریار گفته و درباره نگاه نیما یوشیج به شعر ترکی شهریار نیز مطالب متعددی نقل شده است.
استاد بهاءالدین خرمشاهی نیز بر اهمیت کارنامه چنددههای شهریار و جایگاه دو اثر ماندگار او، «علی ای همای رحمت» و «حیدربابایه سلام»، تأکید کرده است.
زندهیاد دکتر جلیل تجلیل، استاد ممتاز دانشگاه تهران، تسلط شهریار بر قرآن کریم، ادبیات عرب و ادبیات ترکی را از امتیازات او میدانست و دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی نیز به تأثیر شیوه شهریار بر غزل برخی شاعران معاصر اشاره کرده است.
این مجموعه دیدگاهها، با وجود تفاوت زاویه نگاه صاحبانشان، یک نقطه مشترک دارد: شهریار شاعری نبود که بتوان او را در یک قالب، یک زبان یا حتی یک جغرافیا محدود کرد.
شهریار بر پرده؛ فرصتی که هنوز ادامه دارد
مجموعه تلویزیونی «شهریار» به کارگردانی کمال تبریزی، بخشی از زندگی و شعر این شاعر بزرگ را به تصویر کشید. هرچند این مجموعه نتوانسته است همه ابعاد شخصیت و زندگی شهریار را بازنمایی کند، تولید چنین اثری از سوی رسانه ملی اقدامی مهم در معرفی این چهره ادبی بود.
اکنون میتوان یک گام دیگر برداشت.
پیشنهاد میکنم با بازبینی و انجام اصلاحات لازم در این مجموعه، زمینه دوبله و صداگذاری آن به زبانهای مختلف فراهم شود تا امکان نمایش آن از شبکهها و بسترهای رسانهای کشورهای مختلف به وجود آید.
وقتی خود «حیدربابا» توانسته است مرزهای جغرافیایی را پشت سر بگذارد، چرا روایت تصویری زندگی خالق حیدربابا نتواند چنین مسیری را طی کند؟
چرا ۲۷ شهریور به نام شهریار گره خورد؟
یکی از بخشهای مهم تاریخ معاصر بزرگداشت شهریار، نامگذاری ۲۷ شهریور، سالروز درگذشت او، به عنوان روز ملی شعر و ادب فارسی است.
دکتر علیاصغر شعردوست، فرزند فرهنگی تبریز، از چهرههایی بود که برای این نامگذاری تلاش کرد. او با تأکید بر جامعیت شهریار در شعر فارسی و ترکی آذربایجانی و شهرت او در ایران و کشورهای پیرامونی، پیشنهاد کرد سالروز درگذشت این شاعر به مناسبتی ملی برای بزرگداشت شعر و ادب تبدیل شود.
این پیشنهاد پس از طی مراحل بررسی در شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و وارد تقویم رسمی کشور شد.
شعردوست درباره دلیل انتخاب شهریار تأکید کرده است که آنچه او را به ارائه این پیشنهاد رساند، از یک سو خلأ وجود روزی مشخص برای شعر و ادب در تقویم کشور و از سوی دیگر اعتقادش به جامعیت شهریار برای چنین مناسبتی بود.
او همچنین درباره «حیدربابا» به گستره نفوذ این منظومه در میان ترکزبانان مناطق مختلف، از قفقاز و آسیای میانه تا دیگر نقاط جهان، اشاره کرده است؛ نفوذی که بخش قابل توجهی از آن نه از مسیر نهادهای رسمی، بلکه سینهبهسینه و از دل مردم شکل گرفته است.
و شاید همین نکته، کلید فهم شهریار باشد.
شاعری که از مردم آغاز کرد و به جهان رسید
شهریار را نمیتوان فقط با تعداد غزلها، قصیدهها یا ترجمه آثارش شناخت. اهمیت او در اتفاق دیگری نهفته است: او توانست زبان زندگی مردم را به ادبیات فاخر پیوند بزند.
در «حیدربابا»، خاطره شخصی به حافظه جمعی تبدیل میشود؛ یک کوه، نماد یک سرزمین میشود؛ کودکی شاعر، بخشی از خاطره میلیونها انسان میشود و زبان مادری، از خانه و روستا و کوچه راه خود را به عرصه ادبیات جهان باز میکند.
راز جهانیشدن آثار ادبی نیز شاید همین باشد. جهانیشدن همیشه از کنار گذاشتن رنگ و هویت محلی آغاز نمیشود؛ گاهی درست برعکس، هرچه هنرمند عمیقتر در خاک، زبان و حافظه مردم خود ریشه بدواند، اثرش توان بیشتری برای عبور از مرزها پیدا میکند.
شهریار چنین کرد.
او با «حیدربابا» از آذربایجان سخن گفت، اما مخاطبانی بسیار فراتر از آذربایجان یافت؛ از خاطرات کودکی خود سرود، اما میلیونها انسان خاطرات خودشان را در آن جستوجو کردند.
و این شاید بزرگترین قدرت شهریار باشد: شاعری که با زبان مردم سرود و صدایش از مرزهای زبان و جغرافیا عبور کرد.
به قلم محمد فرجپور باسمنجی
انتهای پیام/
نصر