در گفتوگو با سینا یعقوبی دکتر دامپزشک مطرح شد:
زنگ خطر ترویج خشونت در سایه سکوت قانون
1405/06/05 - 13:07 - کد خبر: 167116
نسخه چاپی
نصر: انتشار گسترده ویدیوهای دلخراش حیوانآزاری در فضای مجازی و عدم برخورد قانونی با خاطیان، بحث برسر لزوم تصویب قوانین بازدارنده را به یکی از داغترین سوژههای روز تبدیل کرده است؛ آسیبی که به اعتقاد روانشناسان و کارشناسان، مستقیماً با ترویج خشونت خانگی و بزهکاری در جامعه پیوند دارد.
به گزارش نصر، دنیای امروز، دنیای زیست مسالمتآمیز است. جهان ما تنها متعلق به انسان نیست. در کنار ما، قلبهای دیگری نیز میتپد که این قلبها در کنار انسانها به زندگی خود ادامه میدهند. حیوانات نقش جدانشدنی شهرها هستند و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، در کنار وجود انسانها، واقعیت پذیرفتنی جامعه هستند.
حیوانآزاری پدیدهای است که متأسفانه در هیچ جای جهان ریشهکن نشده و این عارضه در شدتهای مختلف در اطراف ما رخ میدهد. امروزه بسیاری از افراد به این پدیده واکنش نشان میدهند و از جهات مختلف در حال تلاش برای به رسمیت شناختن این زیست طبیعی هستند. نکته حائز اهمیت این است که تحقق شرایط ایدهآل برای حیوانات مشروط به حمایت و مطالبه مردم است. به همین بهانه پای صحبتهای سینا یعقوبی، دامپزشک و فعال حقوق حیوانات نشستیم تا بیشتر در مورد دنیای گمشده حیوانات بدانیم.
در روزهای اخیر، بحث قانون حمایت از حیوانات بسیار داغ است. دلیل این امر چه میباشد؟
طی هفتههای اخیر شاهد دیدهشدن تعداد زیادی از ویدیوهای حیوانآزاری در فضای مجازی بودیم. در این تصاویر صحنههای دلخراشی دیده شد که افراد دارای سوءنیت حیوانات را به بدترین شکل ممکن آزار دادند و سبب آسیب یا حتی کشتهشدن استخوانهای آنها شدند. دلیل مطرح شدن موضوع در این روزها این است که هیج برخوردی از طرف عناصر دولتی و قانونی با افراد مجرم صورت نمیگیرد.
مهمترین خلأیی که امروز در کشور در مورد حیوانات احساس میشود چیست؟
مهمترین خلأ نه قانون حمایت از حیوانات، بلکه قانون جلوگیری از آزار حیوانات است. در حال حاضر شرایط کشور به نحوی است که شاید مقدور نباشد قانونی برای حمایت از حیوانان تدوین شود اما قانون جلوگیری و طراحی جرایم مالی میتواند در شرایط کنونی حتی از جهت درآمدزایی نیز یاری رسان دولت باشد. انتظار داریم همانطور که با اشرار برخورد میشود، با افرادی که به حیوانات آسیب میرسانند هم مقابله صورت بگیرد. ما در حال حاضر قانونی که در جهت حمایت از حیوانات اجرا شود، نداریم.
نبود چنین قانونها چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟
نبود این قانونها در وهله اول مسبب ترویج خشونت است. به قول ماهاتما گاندی میزان مدنیت هر جامعهای را از رفتار مردم آن جامعه با حیوانات میتوان تشخیص داد. در شأن فرهنگ ایرانی نیست که رفتار خشونتآمیز با حیوانات داشته باشند. حیوانآزاری در جامعه یکی از مباحث ترویج خشونت است و تصویری که در جامعه به جا میگذارد، باعث خدشهدار شدن اذهان عمومی میشود. متأسفانه این رفتار قابل ترویج است و در صورت کنترل نشدن، افراد و کودکان از این رفتار متأثر خواهند شد.
افرادی که دست به حیوانآزاری میزنند، از نظر روانشناسی چطور ارزیابی میشوند؟
طبق تحقیقات و مستندات، در اکثر افرادی که سابقه قتل و تجاوز و همچنین آزار و اذیت کودکان را دارند، هنگام بررسی سوء پیشینهها حیوان آزاری مشاهده شده است. افرادی که بدون هیچ عذاب وجدانی حیوانات را آزار میدهند و یا آنها را به قتل می سانند، میتوانند برای جامعه نیز خطرناک باشند. این رفتار یک رفتار لحظهای نیست. این افراد اساساً و در ذات روان خود مشکل دارند و در صورت مهیا بودن شرایط به انسانها نیز آسیب میزنند. اما به بنابر دلایلی مانند قانون مجازات و ترس از قانون کمتر خود را نشان میدهد و یا در خفا مرتکب جرم میشوند.
نظر شما در مورد سوء استفاده از حیوانات در باورهای خرافی چیست؟
خداوند این سرزمین را از ظلم، جنگ، خشکسالی و جهل و خرافات نجات دهد. باور به خرافات یک آفت بسیار بزرگ در جامعه ایرانی و حتی در شهرمان، تبریز است. بسیاری از طلسمها بر پایه حیوانآزاری اتفاق میافتد. برای مثال پنجه گربه برای طلسم یا باز کردن بخت، دُم و خون گربه سیاه و چند مورد دردناک دیگر که خارج از چارچوب منطق است. مبحث خرافات در برخی موارد علاوه بر اینکه آسیبهای مالی و فکری به افراد مراجعهکننده میرساند، به حیوانات نیز آسیبهای جدی و ماندگار میرساند. از اعضای بدن گربه به عنوان وسیله برای دعانویسی و طلسم استفاده میشود. متأسفانه در تبریز با این مورد بسیار زیاد مواجه میشویم و بسیاری از مراجعان ما نیز حیوانات آسیبدیده از خرافات هستند.

در مورد حیوانآزاری مدرن هم توضیح بفرمایید
خرید و فروش حیوانات و تکثیر غیراصولی و دور از چارچوب استاندارد نوعی از حیوانآزاری مدرن است. پرورش و تکثیر حیوانات باید در قالب علمی و استاندارد و با رعایت حقوق حیوانات انجام شود. اینکه چندین حیوان در قفسهای کوچک حبس شوند و در شرایط ناسالم و با تغذیه نادرست پشت سر هم جفتگیری کنند، حیوانآزاری است. جدا کردن توله از مادرش در حالی که هردو هنوز به یکدگیر نیاز دارند نیز مصداق دیگری از حیوانآزاری است. افراد بدسرپرست نیز حیوانآزار محسوب میشوند. منظور از آسیب به حیوانات لزوما آسیب فیزیکی نیست. بسیاری از افراد بدون برنامهریزی حیوان را به خانه میآورند و هیچ وقت و زمانی برای نگهداری او در نظر نمیگیرند. حیوان خانگی نیازمند وقت گذاشتن است. ما متأسفانه در دوران کرونا و جنگ شاهد رها شدن بسیاری از حیوانات خانگی در خیابان یا حتی رها شدن حیوان به تنهایی در خانه بودیم.
سگهای بیسرپرست در سطح شهر یکی از دغدغههای مردم است. نگاه شما به این مسئله چیست؟
سگ و گربه حیوانات طبیعت نیستند. این یک تصور غلط است که سگ و گربه میتواند در طبیعت زندگی کند. امکان ندارد سگ و گربه در طبیعت بکر زندگی کند. سگ و گربه حیوانات شهری و دستاورد زندگی شهری بشر هستند. این حیوانات به واسطه زندگی در شهر رشد پیدا کردهاند. سگها سالیان سال در کنار انسانها زندگی و رشد کردهاند. گربهها نیز به همچنین. در دوران طاعون گربهها نقش اساسی در نجات بشریت داشتند.
در مورد حیوانات شهری باید گفت که آنها امانت در دستان شهروندان هستند. همانطور که مسئول محافظت و رسیدگی به طبیعت و درختان و آبهای طبیعی و پرندگان شهر هستیم، مسئول گربهها و سگهای بیسرپرست نیز هستیم. متأسفانه گاهی مقوله حمله سگهای بیسرپرست مطرح است. بسیاری از مردم نمیدانند که چطور باید در برابر سگهای بیسرپرست رفتار کنند. چون آموزش و فرهنگسازی صورت نگرفته و این یک امر واجب است. ما باید از ابتدای دوران مدرسه به کودکان آموزش دهیم تا چطور با سگهای شهری رفتار کنند. تا مورد حمله قرار نگیرند و یا در صورت احتمال حمله، چطور از خود محافظت کنند. جای دارد این نکته نیز مطرح شود که تنها سگ حامل ویروس هاری نیست. هر نوع پستانداری از قبیل سنجاب ، موش و سمور نیز حامل هاری هستند و گزارشات ابتلا به هاری در کشور تنها محدود به سگها نیست. البته باید به طور کامل آموزش داد در صورتی که افراد دچار گزش حیوانات شوند، باید به مراکز بهداشتی مراجعه کنند و پروتکل بعدی درمانی را رعایت کنند؛ تنها شستشو با آب و صابون درمان نیست.
برخی معتقدند جمعیت حیوانات شهری باید به هر شکلی کنترل شود. نظر شما چیست؟
کنترل جمعیت حیوانات شهری امر درستی است ولی نه به هر شکلی. اساسا کاهش و کنترل جمعیت حیوانات شهری یکی از وظایف ابتدایی نهاد شهرداری است. برخی از افرادی که حامی کورکورانه حیوانات هستند نیز باید بدانند که جمعیت حیوانات شهری باید کنترل شود. این حیوانات همواره در معرض خطر و کیفیت پایین زندگی هستند و علاوه بر آن باید واکسینه شوند که در صورت زیاد بودن تعدادشان این امر عملاً غیر ممکن است. در کشورهای مدرنی مانند ژاپن و اسپانیا تعداد حیوانات شهری به طور جدی کنترل میشود و حتی تعداد باقیمانده در پناهگاههای بسیار اصولی به زندگی خود ادامه میدهند و یا به افراد ذی صلاح واگذار میشوند. در این شرایط است که غذا دادن به حیوانات شهری ممنوع میشود؛ نه در شرایطی که حیوانات زجر میکشند و در گرسنگی هستند. هر زمانی که شرایط استاندارد زندگی شهری برای حیوانات فراهم شود، غذا دادن میتواند ممنوع باشد. اما در حال حاضر که مثلا گربههای شهری از سطل زباله تغذیه میکنند، غذا دادن به آنها منعی ندارد. در مورد بحث کنترل جمعیت موشها نیز باید ذکر کرد که این امر مشخصاً مربوط به مدیریت صحیح پسماندها و سمپاشی اصولی فاضلابها توسط شهرداری است و وظیفه گربهها نیست. گربه از موش تغذیه نمیکند و شکار آن اکثرا برایش جنبه سرگرمی دارد.
راهکارهای شما برای کاهش اصولی جمعیت حیوانات شهری چیست؟
هیچ راهی به جز عقیمسازی مدیریتشده وجود ندارد. نه کشتار دسته جمعی، نه پناهگاه و نه جمعآوری و انتقال به خارج شهر، هیچ یک راهکار اصولی نیستند. با هزینههایی که در کشتار حیوانات صورت میگیرد یا حتی کمتر از آن میتوان پروسه عقیمسازی حیوانات شهری را آغاز کرده و با یک برنامه اصولی و مدیریت صحیح طی ۵ الی ۱۰ سال آینده جمعیت حیوانات شهری را کنترل کرد.
در پایان، ما چرا به چنین قانونی نیاز داریم؟
دنیای امروز ما در حال رشد است. ما باید فرهنگمان را هم رشد بدهیم. از طرفی این قانون بسیار واجب برای کنترل خشونت در جامعه است. هرچقدر که فضای مجازی در صورت استفاده صحیح نعمتی همه جانبه است، همان قدر هم میتواند خطرناک باشد. شخصی گربه را جلوی دوربین و به شکل بسیار عادی و گاه با افتخار آزار میدهد و این تصاویر را به اشتراک میگذارد.
ابعاد دیگر ماجرا دادخواهی برخی حامیان حیوانات هست که ممکن است بر علیه آزاردهندگان دست به خشونت بزنند. برای همین باید قوانین بازدارنده وجود داشته باشد تا حیوانآزاری نیز جرمانگاری شود.
گزارش از صاغر خزانی
انتهای پیام/
نصر