گزارش/

شیردل کهنه‌سوار؛ روایتی از استاد تبریزی پوریای ولی

1405/06/03 - 08:32 - کد خبر: 166962 نسخه چاپی

نصر: در تاریخ ورزش‌های پهلوانی ایران، نام بسیاری از پهلوانان در میان روایت‌ها، طومارهای کهن و فرهنگ شفاهی زورخانه‌ها باقی مانده است؛ مردانی که پهلوانی را تنها در قدرت بازو نمی‌دیدند و جوانمردی، شجاعت و تربیت شاگرد را بخشی از مرام خود می‌دانستند. یکی از این چهره‌ها، پهلوان «شیردل سرخابی» معروف به «شیردل کهنه‌سوار» است؛ پهلوانی که در منابع مورد استناد، از او به‌عنوان استاد پوریای ولی یاد شده است.

در گذشته به استاد و مربی کشتی پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای «کهنه‌سوار» می‌گفتند. کهنه‌سوار معمولاً در کنار گود می‌نشست و وظیفه آموزش فنون به باستانی‌کاران و کشتی‌گیران را بر عهده داشت. در برخی منابع، کهنه‌سوار با مرشد یکی دانسته شده و در برخی دیگر این دو جایگاه از یکدیگر تفکیک شده‌اند؛ به این معنا که مرشد مسئول ضرب‌نوازی و هدایت فضای زورخانه بود و کهنه‌سوار بیشتر مسئولیت آموزش فنی پهلوانان را بر عهده داشت.
بر اساس روایت‌های تاریخی نقل‌شده درباره پهلوانان آذربایجان، شیردل سرخابی اهل محله تاریخی سرخاب تبریز بود و در قرن هفتم هجری قمری می‌زیست. از او به‌عنوان پهلوانی قدرتمند، درشت‌اندام، چابک و صاحب مهارت یاد شده که حدود ۴۰ سال در جایگاه پهلوانی قرار داشت.
در این روایت‌ها آمده است که شیردل نزدیک به ۲۰ سال به نقاط مختلف ایران و سرزمین‌هایی همچون عراق، شام، فلسطین، مصر، گرجستان، افغانستان و دیگر مناطق سفر کرد و با پهلوانان و کشتی‌گیران مختلف به رقابت پرداخت.
بخش مهم‌تر زندگی او اما تنها به میدان کشتی محدود نمی‌شود. شیردل سال‌هایی از زندگی خود را به آموزش و تربیت پهلوانان اختصاص داد و در منابع مورد استناد، پهلوان محمود خوارزمی، مشهور به پوریای ولی، از شاگردان او معرفی شده است.
روایت‌ها از شیردل، تصویری از پهلوانی ارائه می‌کنند که حتی در سال‌های کهولت نیز قدرت و مهارت خود را حفظ کرده بود و در میدان کشتی و عرصه‌های رزمی، حریفی جدی به شمار می‌رفت.
یکی از روایت‌های جالب درباره قدرت بدنی او در طومارهای قدیمی پهلوانی نقل شده است. بنا بر این روایت، شیردل دو سنگ مرمر به وزن مجموعاً «۱۰۸ من» در اختیار داشت و هر صبح بارها با آنها تمرین می‌کرد. اگر «من تبریز» در آن دوره را حدود سه کیلوگرم در نظر بگیریم، عدد ذکرشده از وزنی بسیار قابل توجه حکایت دارد؛ البته چنین روایت‌هایی را باید در چارچوب ادبیات پهلوانی و منابع تاریخی همان دوره ارزیابی کرد.
آنچه نام «شیردل کهنه‌سوار» را ماندگار می‌کند، تنها قدرت جسمانی منسوب به او نیست؛ بلکه جایگاهش در سنت استاد و شاگردی ورزش پهلوانی است. سنتی که در آن پهلوان باید پیش از آموزش فن کشتی، مرام جوانمردی، اخلاق و مسئولیت در برابر جامعه را فرا می‌گرفت.
محله سرخاب تبریز در طول تاریخ زادگاه و محل زندگی بسیاری از بزرگان فرهنگ، ادب و هنر بوده است و روایت شیردل کهنه‌سوار نیز بخش دیگری از حافظه تاریخی این محله و ورزش پهلوانی آذربایجان را پیش روی ما قرار می‌دهد.
شاید امروز نام او برای بسیاری از شهروندان ناشناخته باشد، اما بازخوانی زندگی چنین چهره‌هایی یادآور بخشی از میراث ورزشی تبریز است؛ میراثی که در آن، پهلوانی بسیار فراتر از پیروزی در میدان کشتی معنا داشت.

منابع:
۱. «آیین فتوت و جوانمردی و پهلوانان آذربایجان»؛ دکتر احمد موتاب
۲. لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ عمید
از: ایوب نیکنام لاله
پژوهشگر تاریخ تبریز
انتهای پیام/
شیردل کهنه‌سوار؛ روایتی از استاد تبریزی پوریای ولی نصر

ثبت نظر

نمایش 0 نظر

سامانه مولد پرتال ستاک