به گزارش نصر، شمس ظهر بر فراز تبریز ایستاده است؛ اما اینجا زیر سقف فرزندان رحمت، زمان به افق دیگری میچرخد. جایی که واژههای سرد مددجو و مرکز در عطر سفرههای صمیمی و صدای خنده فرزندان استحاله شدهاند. این روایت، تنها قصه یک خیریه نیست؛ بازخوانی بلوغ امید در رگهای کلانشهری است که میخواهد آسیب را نه با جمعآوری، که با آغوش درمان کند. در اپیزود اول از سلسلهروایتهای زیر پوست شهر، میهمان مأمنی شدهایم که در آن، تخصص جامعهشناختی با غیرت آذربایجانی گره خورده است تا پناه را به پیوند بدل کند.
در این گذار میدانی، همقدم با رامین نوابی، معمار این سقف امن، از مدل بومی «جذب و بازپیوند» و چتر حمایتی فراتر از ۱۸ سالگی گفتهایم و در تلاقی با نگاه تحلیلی امین جواهری، جامعهشناس و مستندساز، به واکاوی «بحران فهم» در مواجهه با زیستجهان کودکان کار پرداختهایم. این گزارش، روایتی است از تجسم خانهای که دیوارهایش از آجر نیست، از اصالت و پناه است.
در ادامه، مشروح این روایت میدانی و گفتوگوی تخصصی را میخوانید.

هندسهی مهربانی در سه ضلع؛ از سقف ایمن تا معبر بازگشت
در میان فضای گرم و خانگی مجموعه، پای صحبتهای رامین نوابی مینشینیم؛ مردی که معتقد است برای حل زخمهای اجتماعی، باید فراتر از ساختارهای خشک اداری قدم برداشت.
مؤسس و رئیس هیئتمدیره انجمن خیریه «فرزندان رحمت» تبریز در گفتگو با خبرنگار نصر، با تشریح نقشهراه این مجموعه اظهار داشت: انجمن فرزندان رحمت با هدف تکمیل و تقویت زنجیره حمایتهای اجتماعی برای گروههای آسیبپذیر بنا شده و فعالیتهای خود را در سه حوزه تخصصی و مجزا تعریف کرده است.
نوابی در تبیین ضلع نخست این سهگانه، به نگهداری شبانهروزی کودکان بیسرپرست و بدسرپرست بالای ۵ سال اشاره کرد و افزود: تلاش ما بر این است که فراتر از استانداردهای یک مرکز نگهداری، اتمسفر حقیقی یک خانواده را برای رشد عاطفی، تربیت و آموزش این فرزندان بازسازی کنیم.
وی ساماندهی و حمایت شبانهروزی از کودکان کار و خیابانی را دومین مأموریت اصلی انجمن برشمرد و تصریح کرد: رویکرد ما در قبال این کودکان، یک فرآیند گذرا نیست؛ بلکه مسیری چندوجهی است تا بازگشت آنها به یک زندگی ایمن و عزتمند تضمین شود.
بخش سوم این منظومه حمایتی نیز به مرکز «راه نوین» اختصاص یافته است؛ مرکزی که به گفته نوابی، با تمرکز بر زنان آسیبدیده، از طریق ارائه خدمات مشاورهای، مددکاری و درمانی، سعی در ترمیم آسیبهای وارد شده به کانون خانواده دارد.

بازخوانی بومشناختی کار کودکان در تبریز؛ چرا الگوهای سختافزاری پاسخگو نیست؟
در تحلیل ریشههای اجتماعی فقر و کار کودکان، رامین نوابی معتقد است: نمیتوان نسخهای واحد برای تمام جغرافیاها پیچید.
مؤسس انجمن فرزندان رحمت با اشاره به ویژگیهای خاص اجتماعی و فرهنگی این کلانشهر تأکید کرد: بررسیهای میدانی و تجربه زیسته ما نشان میدهد که پدیده کودکان کار در تبریز ماهیت متفاوتی دارد. در حالی که در برخی مناطق کشور با چالش پیچیده شبکههای سازمانیافته و بهرهکشی سیستماتیک مواجه هستیم، در تبریز بخش عمدهای از کودکان تحت تأثیر مستقیم چالشهای حاد معیشتی خانواده، بدسرپرستی غیرعمدی یا بیماری سرپرست به سمت خیابان هدایت شدهاند.
وی این تمایز را کلید واژه اصلی در سیاستگذاریهای حمایتی دانست و تصریح کرد: این تفاوت بومشناختی به ما یادآوری میکند که رویکردهای صرفاً انضباطی و برخوردهای سختافزاری نه تنها کارساز نخواهد بود، بلکه میتواند منجر به پنهانشدن لایههای آسیب شود. از این رو، راهکار بنیادین ما در انجمن، تمرکز بر احیای کانون خانواده و اولویتبخشی به توانمندسازی معیشتی، تحصیلی و فرهنگی است تا کودک به جای پناه بردن به خیابان، در بستر امن خانه ریشه دواند.


عبور از طرحهای ضربتی؛ ضرورت جایگزینی الگوی «جذب، درمان و بازپیوند پایدار»
نوابی در پاسخ به ارزیابی اثربخشی طرحهای موسوم به «جمعآوری»، به خبرنگار نصر گفت: کودک کار مجرم نیست که او را جمعآوری کنیم؛ او قربانی شرایط است. ما باید از واژه ساماندهی و جذب استفاده کنیم.
وی مراحل سهگانه این الگو را اینگونه تشریح کرد: گام اول، جذب و پذیرش اولیه با ادبیات اقناعی؛ گام دوم، خدمات درمانی و روانشناختی؛ و گام سوم یعنی مددکاری خانواده و بازپیوند.
مؤسس انجمن فرزندان رحمت تبریز تأکید کرد: هدف غایی ما، توانمندسازی خانواده است تا کودک با عزت نفس به آغوش خانواده خود بازگردد.
چرخه ترخیص یا استمرار همراهی؟
نوابی با تأکید بر اینکه ۱۸ سالگی نه پایان حمایت، بلکه آغاز فصلی تازه از همراهی است، افزود: طبق قوانین بهزیستی، فرزندان در این سن وارد چرخه استقلال میشوند، اما مواجهه ناگهانی یک جوان با چالشهای شغل و مسکن بدون همراهی، مسیر او را سخت میکند.
وی ادامه داد: ما فرآیند مهارتآموزی را سالها قبل آغاز میکنیم و تا زمان رسیدن به اشتغال پایدار و تشکیل خانواده، مانند یک خانواده واقعی در کنارشان میمانیم.
مؤسس انجمن فرزندان رحمت در پایان، با تشریح مدل مالی و استقلال اقتصادی این مجموعه به خبرنگار نصر گفت: اداره یک مرکز شبانهروزی با این حجم از خدمات تخصصی، نیازمند منابع مالی مستمر و قابل اتکا است.
وی با تأکید بر لزوم عبور از مدلهای سنتی وابستگی صرف به کمکهای موردی، خاطرنشان کرد: ما در فرزندان رحمت تلاش کردهایم بخشی از پایداری خدمات را از مسیر کارآفرینی اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیتهای خدمات درمانی و آموزشی تأمین کنیم. این رویکرد به ما اجازه میدهد تا کیفیت حمایتها، درمان و آموزش فرزندان را حتی در شرایط دشوار اقتصادی، بدون وقفه و با تکیه بر درآمدهای شفاف و پایدار ادامه دهیم.
در ادامه گزارش میدانی نصر، اینبار لنز روایت از فضای خانهمانند مرکز، به تحلیل جامعهشناختی یک آسیب مزمن در کلانشهر میرسد تا ریشههای این پدیده را در ترازوی نقد و نظر بسنجد.
کودکان کار را دیدهایم اما «نفهمیدهایم»
امین جواهری، جامعهشناس و مستندساز، با نگاهی آسیبشناسانه به زیست این کودکان، معتقد است: گره اصلی در مواجهه با این پدیده، نه در خلأ اطلاعات، که در لایههای عمیقتری نهفته است.
وی با تأکید بر اینکه مسئله امروز جامعه «کمبود دانایی» نیست، بلکه ناتوانی در «فهم این دانایی» است، به خبرنگار نصر میگوید: سالهاست کودکان کار در گزارشها، فیلمها و عکسها دیده شدهاند، اما هنوز بهعنوان انسانهایی با زیستجهان پیچیده فهم نشدهاند؛ نتیجه این وضعیت، تقلیل پدیده به سیاستگذاریهای جمعآوریمحور و ترسیم آیندهای سخت برای این کودکان است.
این پژوهشگر حوزه اجتماعی در ادامه از ضرورت بازتعریف «انسانبودگی» سخن میگوید و با اشاره به فقدان یک نظریه واحد و مستقیم درباره کار کودکان در جامعهشناسی کلاسیک، معتقد است: مجموعهای از نظریهها درباره حاشیهنشینی، فقر و فروپاشی پیوندهای خانوادگی درهمتنیده شدهاند تا پدیده کودکان کار در تبریز را توضیح دهند.
جواهری با نقد نگاههای سطحی تأکید میکند: دانایی ما در این حوزه تحت تأثیر فضای مجازی و ابزارهای نوین بسیار افزایش یافته است، اما این دانستن صرف، بدون تبدیلشدن به فهم عمیق از واقعیت درونی کودک، راهگشا نخواهد بود و نمیتواند به کنشی موثر در سیاستگذاری عمومی بدل شود.
عبور از مصرفگری تصویری و لزوم پژوهشهای سهلایه در آسیبهای اجتماعی
جواهری با نقد نگاه ابزاری به کودکان کار میگوید: این کودکان گاهی برای مسئولان یا حتی خبرنگاران به ابزار تبلیغاتی و سوژهای برای عکسگرفتن تبدیل شدهاند.
وی با انتقاد از فقدان سیاستگذاری منسجم در حوزه آسیبهای اجتماعی افزود: نهادهایی مانند شهرداری با وجود بودجههای میلیاردی، هنوز سازماندهی جدی این کودکان در حوزه ورزش و فرهنگ را تثبیت نکردهاند.
این جامعهشناس برای فهم این پدیده، سه محور را ضروری میداند و تصریح میکند: روانشناسی برای شناخت واقعیت درونی کودک، جامعهشناسی برای تحلیل ساختار فقر و سیاستگذاری عمومی برای تعیین مسئولیت نهادها، سه لایهای هستند که بدون توجه همزمان به آنها، امکان فهم و مداخله مؤثر در این مسئله وجود نخواهد داشت.
ترمیم زنجیرههای انسانی و کنشگری در اجتماعهای کوچک؛ چشمانداز آینده
جواهری با نقل روایتی از مفهوم «انسانبودگی» تأکید میکند: اگر نمیتوانیم بر کل جامعه اثر بگذاریم، باید در اجتماعهای کوچک عمل کنیم.
این جامعهشناس در ترسیم چشمانداز پیشروی کودکان کار در دهه آینده نیز تصریح میکند: آینده این کودکان سخت خواهد بود، اما در عین حال ابراز امیدواری میکند که خود بچهها از دل این سختیها، جسم و روحی پولادین بسازند.
برآیند روایت میدانی از انجمن «فرزندان رحمت» و تحلیل جامعهشناختی امین جواهری، یک نکته اساسی را پیش روی مخاطب میگذارد؛ عبور از مواجهههای مقطعی با آسیبهای اجتماعی، بدون فهم ریشههای ساختاری و بدون طراحی الگوهای پایدار حمایت، ممکن نخواهد بود.
در یکسو، رامین نوابی با بازسازی مفهوم «خانه» و تأکید بر جذب، درمان و بازپیوند، تلاش میکند پاسخی عملی به بحران تضعیف پیوندهای اجتماعی ارائه دهد و در سوی دیگر، جواهری با نقد سیاستگذاریهای سطحی و جمعآوریمحور، ضرورت فهم عمیقتر زیستجهان کودکان کار و بازتعریف انسانبودگی را یادآور میشود.
تلاقی این دو روایت نشان میدهد که حل این آسیب در تبریز، نه در گرو شعارهای کلی و مداخلات مقطعی، بلکه در گرو همافزایی تحلیل علمی با الگوهای حمایتی خانهمحور و توانمندساز است.
گزارش از زهرا ژرقی مهر
انتهای پیام/