به گزارش نصر، همزمان با فرارسیدن ۳۰ تیر، روز خلبان، فرصتی فراهم شد تا بار دیگر نام افرادی که در تاریخ هوانوردی ایران نقشآفرین بودهاند، مرور شود؛ چهرههایی که برخی از آنان نهتنها در عرصه پرواز، بلکه در حوزههای نظامی، فرهنگی و اجتماعی نیز تأثیرگذار بودهاند، اما گذر زمان و کمتوجهی به روایتهای تاریخی، باعث شده است بسیاری از آنها برای نسل امروز کمتر شناخته شوند.
در میان این نامها، کلنل محمدتقیخان پسیان جایگاهی ویژه دارد؛ نظامی وطندوستی که در تبریز متولد شد و بنا بر اسناد و روایتهای تاریخی، نخستین ایرانی بود که آموزش خلبانی دید و گواهینامه پرواز دریافت کرد.
او در کنار فعالیتهای نظامی، به چند زبان زنده دنیا تسلط داشت، در حوزه موسیقی و ترجمه نیز فعالیت میکرد و در مدت کوتاه زندگی خود، نقش پررنگی در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران ایفا کرد؛ با این حال، نام و خدمات او آنگونه که شایسته است در حافظه عمومی جامعه و منابع آموزشی کشور بازتاب نیافته است.
شخصیتهایی مانند کلنل پسیان، تنها متعلق به یک شهر یا یک دوره تاریخی نیستند، بلکه بخشی از سرمایه هویتی و فرهنگی ایران به شمار میروند.
معرفی این چهرهها به نسل جوان، بازخوانی زندگی و اندیشههای آنان و پرداختن به نقششان در کتابهای درسی و منابع آموزشی، میتواند زمینه آشنایی بیشتر جامعه با قهرمانان واقعی این سرزمین را فراهم کند.

رضا سرابی اقدم، پژوهشگر تاریخ آذربایجان و همچنین از سازندگان نخستین تندیس کلنل محمدتقیخان پسیان به مناسبت روز خلبان در گفتوگویی به بررسی ابعاد کمتر روایتشده زندگی این شخصیت برجسته تاریخ معاصر ایران پرداخت و اظهار کرد: محمدتقیخان پسیان سال ۱۲۷۰ خورشیدی در خانهای واقع در خیابان عارف تبریز و در خانوادهای نظامی متولد شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در مکتبخانههای تبریز گذراند و در آستانه ۲۰ سالگی، با حمایت عمویش که از صاحبمنصبان قشون بود، وارد مدرسه ژاندارمری تهران شد؛ دورانی که همزمان با آغاز جنگ جهانی اول بود.
وی ادامه داد: پس از آغاز جنگ، کلنل به همدان اعزام شد. در آن مقطع، نیروهای روس در حال پیشروی به سمت تهران بودند و پسیان فرماندهی گروهی کوچک از نیروهای ژاندارمری را بر عهده داشت. با وجود آنکه شمار نیروهای تحت فرماندهی او محدود بود، با اجرای تاکتیکی نظامی موفق شد نیروهای روس را به اسارت بگیرد؛ اقدامی که در آن زمان کمسابقه بود و برای او مدال شجاعت به همراه داشت.
کلنل پسیان با صاحب منصبان آلمانی در سال ۱۹۱۸
اولین نفر نشسته در سمت راست تصویر کلنل
وی با اشاره به سفر پسیان به آلمان افزود: کلنل به دلیل بیماری کبد و همچنین برای تکمیل آموزشهای نظامی راهی آلمان شد. حضور او در این کشور همزمان با جنگ جهانی اول بود و در همین دوران با مارشال هیندنبرگ، فرمانده نیروهای آلمان، دیدار کرد.
این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: پسیان از هیندنبرگ درخواست کرد از نزدیک در جبهههای جنگ حضور داشته باشد. هیندنبرگ نیز اعلام کرد این امر تنها در صورتی امکانپذیر است که به عنوان سرباز آلمانی ثبتنام کند. پس از ثبتنام، قرار بود او به جبهه فرانسه اعزام شود، اما پسیان این مأموریت را نپذیرفت.
وی دلیل این تصمیم را نگاه وطندوستانه کلنل دانست و گفت: پسیان معتقد بود ایران با فرانسه جنگی ندارد و اگر در نبرد با فرانسویها شرکت کند، در صورت اسارت، شأن و اعتبار ایران خدشهدار خواهد شد. از همین رو، حضور در جبهه لهستان و نبرد با نیروهای روس را پذیرفت و اعتقاد داشت روسیه در مقاطع مختلف تاریخی، از جمله قراردادهای گلستان و ترکمانچای، خسارتهای فراوانی به ایران وارد کرده است.
وی با اشاره به علاقه پسیان به هوانوردی اظهار کرد: در آن سالها صنعت هوانوردی هنوز در آغاز راه بود و هواپیماها امکانات بسیار محدودی داشتند، اما کلنل آموزش خلبانی را فرا گرفت و موفق به دریافت گواهینامه پرواز شد.
سرابیاقدم خاطرنشان کرد: در برخی منابع از محمد نخجوان به عنوان نخستین خلبان ایرانی یاد شده است، اما پسیان حدود یک دهه پیش از او در آلمان آموزش خلبانی دیده و پرواز کرده بود و به همین دلیل باید او را نخستین خلبان ایرانی دانست.
وی با اشاره به یکی از مأموریتهای هوایی پسیان گفت: در جریان یکی از پروازها، هواپیمای او هدف قرار گرفت و زخمی شد. پس از انتقال به بیمارستانی در برلین، ولیعهد آلمان برای عیادت و اهدای مدال افتخار به دیدارش رفت.
وی افزود: پس از پایان مراسم، ولیعهد اظهار کرد که خلبان ایرانی را ندیده است، اما همراهانش توضیح دادند همان مجروحی که دقایقی قبل با او به زبان آلمانی گفتوگو کرده، همان افسر ایرانی بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد پسیان تسلط بالایی بر زبان آلمانی داشت.
این پژوهشگر تاریخ آذربایجان با بیان اینکه کلنل به پنج زبان فارسی، آلمانی، روسی، فرانسوی و عربی مسلط بود، گفت: او علاوه بر فعالیتهای نظامی، در حوزه فرهنگ نیز چهرهای برجسته به شمار میرفت؛ به زبان روسی مقاله مینوشت، آثار متعددی را از زبان فرانسه ترجمه کرده بود و همزمان در آلمان موسیقی میآموخت.
وی ادامه داد: معلم موسیقی پسیان تا مدتها نمیدانست شاگردش یکی از فرماندهان برجسته ایرانی است و بعدها با مشاهده تصویر و مدال شجاعت او در یکی از نشریات، از جایگاه واقعی او مطلع شد.
وی همچنین اضافه کرد: کلنل همچنین نخستین ایرانی بود که قطعات موسیقی را به شیوه علمی نتنویسی کرد؛ اقدامی که در آن دوران در ایران سابقه نداشت.
سرابیاقدم با اشاره به بازگشت کلنل محمدتقیخان پسیان به ایران گفت: با وجود سوابق درخشان نظامی و علمی، در ابتدا از تواناییهای او استفاده نشد، اما پس از مدتی به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب شد؛ مسئولیتی که نقطه عطفی در زندگی سیاسی و نظامی او به شمار میرود.
وی گفت: کلنل پس از ورود به خراسان، نظم و انضباط را به نیروهای ژاندارمری بازگرداند، امنیت جادهها را برقرار کرد و در حوزه مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی نیز اقدامات مختلفی انجام داد. یکی از مهمترین اقدامات پسیان، مقابله با نفوذ کنسولگری انگلیس در مشهد بود.
وی تشریح کرد: در آن دوران، تلگرافهای ارسالی از تهران به مشهد ابتدا در کنسولگری انگلیس بررسی و سپس در اختیار مسئولان قرار میگرفت. کلنل با اطلاع از این موضوع، دستور داد ارتباط تلگرافها با کنسولگری قطع شود.
این پژوهشگر تاریخ اظهار کرد: زمانی که سرکنسول انگلیس نسبت به این اقدام اعتراض کرد، پسیان اعلام کرد که کنسولگری هیچ حقی برای بررسی مکاتبات داخلی ایران ندارد. او همچنین سلاحهای مأموران کنسولگری را جمعآوری کرد و به آنان گفت تأمین امنیتشان بر عهده دولت ایران است و نیازی به حمل سلاح ندارند.
وی افزود: این اقدامات موجب شد نفوذ انگلیس در خراسان کاهش یابد و همین موضوع، به اعتقاد بسیاری، دشمنی انگلیسیها با کلنل را تشدید کرد.
وی با اشاره به ماجرای دستگیری قوامالسلطنه گفت: در آن زمان از تهران دستور رسید قوامالسلطنه که حاکم خراسان بود، بازداشت و به پایتخت اعزام شود. کلنل نیز این دستور را اجرا کرد و قوامالسلطنه را دستبسته به تهران فرستاد.
سرابیاقدم ادامه داد: قوامالسلطنه پس از سقوط دولت سیدضیاءالدین طباطبایی از زندان آزاد شد و به مقام نخستوزیری رسید که نخستین اقدام او، برنامهریزی برای حذف کلنل پسیان بود.
وی گفت: از آنجا که پسیان در میان مردم خراسان محبوبیت فراوانی داشت، امکان رویارویی مستقیم با او وجود نداشت؛ بنابراین با تحریک برخی افراد، زمینه درگیری با نیروهای کلنل فراهم شد.
وی افزود: پسیان به همراه نیروهای خود برای مقابله با شورش حرکت کرد، اما در نهایت در محاصره قرار گرفت و به شهادت رسید. سرابیاقدم با استناد به روایت یکی از همرزمان کلنل، مدعی شد پس از شهادت، سر او از پیکرش جدا شد.
در سوگ کلنل محمدتقیخان پسیان، عارف قزوینی نیز قطعه شعری سرود که بعدها به یکی از مشهورترین مرثیهها در وصف او تبدیل شد؛ شعری که با نگاهی تأملبرانگیز، سرنوشت این چهره وطندوست را روایت میکند و شهادت او را به نمادی از هزینههای میهندوستی در تاریخ معاصر ایران پیوند میزند:
این سر که نشان سرپرستی ست
امروز که جدا از قید هستی ست
با دیده عبرتش ببینید
این عاقبت وطن پرستی ست

تشیع جنازه کلنل پسیان در سال ۱۳۳۱بعد از پیدا شدن قبر او در گورستان نزدیک مشهد
این مجسمهساز با اشاره به سرنوشت پیکر کلنل اظهار کرد: پیکر او ابتدا با احترام در کنار آرامگاه نادرشاه در مشهد به خاک سپرده شد، اما به دستور قوامالسلطنه، شبانه نبش قبر و در گورستانی متروکه دفن شد.
وی بیان کرد: سالها بعد، هنگام اجرای عملیات عمرانی، صندوق محل دفن کلنل به طور اتفاقی پیدا شد و پیکر او بار دیگر با تشییع باشکوه به باغ نادری منتقل شد. محل دفن کلنل در ادامه نیز یک بار دیگر تغییر کرد و در مجموع، پیکر او بارها جابهجا شد.
وی با اشاره به سادهزیستی این چهره تاریخی گفت: بسیاری تصور میکردند از کلنل اموال زیادی باقی مانده باشد، اما پس از بررسی وسایل شخصی او، تنها تعدادی کتاب، لباس خلبانی، شمشیر، یک استکان شکسته و چند وسیله شخصی به دست آمد. حتی اسب خود را نیز پیش از شهادت فروخته و پول آن را میان سربازانش تقسیم کرده بود.
سرابیاقدم اضافه کرد: این وسایل بعدها به مادر و سپس به خواهر کلنل رسید و پس از سالها تحقیق، موفق شدیم آنها را گردآوری کنیم و اکنون بخشی از این آثار در موزه در معرض دید عموم قرار دارد.
وی همچنین درباره زندگی شخصی کلنل گفت: او هرگز صاحب فرزند نشد و براساس روایتهای موجود، پس از ازدواج نیز به دلیل آنکه احتمال میداد در میدان نبرد کشته شود، از ادامه زندگی مشترک صرفنظر کرد.
وی در ادامه به ساخت نخستین تندیس کلنل پسیان اشاره کرد و گفت: حدود ۱۵ سال پیش احساس کردیم چنین شخصیت بزرگ ملی در حال فراموش شدن است؛ از همین رو به همراه برادرم، یعقوب سرابیاقدم، تصمیم گرفتیم نخستین تندیس او را بسازیم.
این مجسمهساز تشریح کرد: در ابتدا تنها ساخت مجسمه مدنظر بود، اما به این نتیجه رسیدیم که هواپیمای کلنل نیز باید در کنار او قرار گیرد؛ چراکه او نخستین خلبان ایران بود و این بخش از زندگیاش نباید نادیده گرفته شود.
وی ادامه داد: برای ساخت ماکت هواپیمای دوباله جنگ جهانی اول، حدود یک سال تحقیق کردیم، کاتالوگهای هواپیماهای آلمانی و منابع خارجی را تهیه و نوع پوشش و تجهیزات خلبانان آن دوره را بررسی کردیم تا اثری نزدیک به واقعیت تاریخی خلق شود.

در حال ساخت تندیس در کارگاه راسته کوچه تبریز
وی با بیان اینکه این اثر در ابتدا در راستهکوچه تبریز نصب شد، گفت: در آن زمان توجه چندانی به آن نشد، اما انتشار گزارشی در روزنامه آفتاب آذربایجان با تیتر «هواپیمای کلنل پسیان در راستهکوچه تبریز به زمین نشست» باعث شد این اثر مورد توجه افکار عمومی و مسئولان قرار گیرد.
سرابیاقدم خاطرنشان کرد: حتی از مشهد نیز درخواست انتقال این تندیس مطرح شد، اما اعتقاد ما این بود که چون کلنل زاده تبریز است، این اثر باید در زادگاهش باقی بماند.
تندیس نصب شده کلنل پسیان و هواپیمای دوباله جنگ جهانی اول در میدان بزرگ ورودی فرودگاه تبریز
وی در پایان با اشاره به برگزاری همایش بزرگداشت کلنل در دانشگاه فردوسی مشهد گفت: در این همایش، من، برادرم و اعضای خانواده پسیان حضور داشتیم و ۵۰ تندیس از کلنل را با هزینه شخصی تهیه و به مسئولان اهدا کردیم.
وی در پایان تأکید کرد: هدف ما از ساخت این تندیس و ماکت هواپیما، تنها خلق یک اثر هنری نبود؛ بلکه میخواستیم نسل جوان بداند تبریز زادگاه شخصیتی است که در کمتر از ۳۰ سال زندگی، به نخستین خلبان ایرانی، فرمانده ژاندارمری خراسان، موسیقیدان، مترجم و یکی از چهرههای تأثیرگذار تاریخ معاصر ایران تبدیل شد، اما هنوز آنگونه که شایسته است شناخته نشده است.
انتهای پیام/