گزارش از خانواده در آستانه روز خانواده
ایران با ۲۷ میلیون خانوار و باروری زیر ۱.۵ /۱۷ میلیون نفر در سن ازدواج مجردند/۷ درصد خانوارها تکسرپرستاند؛ ۸۷ درصد با مدیریت زنان
1405/02/24 - 08:57 - کد خبر: 161012
نسخه چاپی
نصر: دادههای رسمی بانک مرکزی، ثبت احوال و مرکز آمار ایران نشان میدهد همزمان با کاهش میانگین بعد خانوار به ۳.۰۱ نفر، تعداد ازدواجهای سالانه نیز از ۸۰۰ هزار مورد در ابتدای دهه ۹۰ به حدود ۴۷۰ هزار مورد رسیده است.
به گزارش نصر، افت نرخ باروری به کمتر از ۱.۵ فرزند، افزایش سن ازدواج و رشد خانوارهای یک و دو نفره اکنون تصویری از تغییر عمیق ساختار اجتماعی ایران در اردیبهشت ۱۴۰۵ ارائه میکند؛ تغییری که سیاستهای افزایش جمعیت هنوز نتوانسته آن را متوقف کند.
در یک بعدازظهر معمولی در یکی از مجتمعهای مسکونی شهرهای بزرگ، سکوت راهروها بیش از هر زمان دیگری به چشم میآید. پشت بسیاری از درها، دیگر خانوادههای پرجمعیت دهههای گذشته زندگی نمیکنند. خانههایی با زوجهای جوان و گاه تنها یک کودک، یا حتی آپارتمانهایی که تنها یک نفر در آنها ساکن است، به تصویری آشنا در شهرهای ایران تبدیل شدهاند. آنچه در ظاهر یک تغییر سبک زندگی به نظر میرسد، در واقع بخشی از یکی از عمیقترین تحولات جمعیتی تاریخ معاصر ایران است؛ تحولی که شاخصهای آماری آن هر سال واضحتر میشود.
در پس این تغییرات، مجموعهای از روندهای همزمان قرار دارد، کاهش نرخ ازدواج، کوچک شدن اندازه خانوار، افزایش طلاق، گسترش خانوارهای تکسرپرست و فاصله گرفتن نرخ باروری از سطح جانشینی جمعیت.
کوچک شدن خانواده؛ تغییر در هسته اصلی جامعه
برآوردهای آماری نشان میدهد تعداد خانوارهای ایران به حدود ۲۷ میلیون خانوار رسیده است. این رقم در نگاه نخست ممکن است نشانه افزایش تشکیل خانواده تلقی شود، اما بررسی ساختار درونی این خانوارها روایت دیگری ارائه میدهد.
میانگین بعد خانوار که در سال ۱۳۹۵ حدود ۳.۳ نفر بود، اکنون به حدود ۳.۰۱ نفر کاهش یافته است. کاهش بیش از سه دهم نفر در کمتر از یک دهه، از دید جمعیتشناسان شاخصی معنادار از تغییر رفتارهای خانوادگی محسوب میشود.
ترکیب خانوارها نیز این روند را تأیید میکند. بر اساس دادههای بانک مرکزی، حدود ۶.۱ درصد خانوارهای کشور تکنفره هستند. خانوارهای دو نفره سهمی نزدیک به ۲۲.۹ درصد دارند و خانوارهای سه نفره با ۲۸.۳ درصد و چهار نفره با ۲۸.۲ درصد، بزرگترین بخش ساختار خانوار ایرانی را تشکیل میدهند.
در مقابل، خانوارهای پرجمعیت به شکل محسوسی کاهش یافتهاند. تنها ۱۰.۱ درصد خانوارها پنج نفرهاند و سهم خانوارهای شش نفره و بیشتر مجموعاً به حدود چهار درصد محدود میشود. این ترکیب آماری نشان میدهد الگوی غالب خانواده در ایران اکنون به خانوادههای کوچک شهری تغییر کرده است.
گسترش خانوارهای تکسرپرست
در میان تغییرات ساختاری خانواده، افزایش خانوارهای تکسرپرست یکی از شاخصهای مهم محسوب میشود. دادههای موجود نشان میدهد حدود ۷ درصد خانوارهای کشور تکسرپرست هستند و در میان این گروه، حدود ۸۷ درصد توسط زنان اداره میشوند.
این نسبت بالا نشان میدهد که در بسیاری از موارد، مسئولیت اقتصادی و اجتماعی اداره خانواده بر دوش مادران قرار گرفته است. این وضعیت معمولاً در پی طلاق، فوت همسر یا مهاجرتهای کاری شکل میگیرد و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی دارد.
افزایش خانوارهای زنسرپرست علاوه بر فشارهای معیشتی، میتواند بر الگوی مصرف، آموزش فرزندان و حتی تحرک اجتماعی نسل بعدی نیز اثر بگذارد. بسیاری از پژوهشهای اجتماعی نشان میدهد این خانوارها در معرض آسیبهای اقتصادی بیشتری قرار دارند.
باروری پایینتر از سطح جانشینی
تحولات خانواده در ایران تنها به اندازه خانوار محدود نمیشود. روند باروری نیز طی سه دهه گذشته کاهش چشمگیری را تجربه کرده است.
نرخ باروری کل که در دهه ۱۳۶۰ به حدود ۶.۸ فرزند برای هر زن میرسید، از اوایل دهه ۱۳۸۰ به زیر دو فرزند سقوط کرد و در سالهای اخیر به حدود ۱.۵ فرزند رسیده است. این عدد بهطور قابل توجهی پایینتر از سطح جانشینی جمعیت است؛ سطحی که معمولاً حدود ۲.۱ فرزند برای هر زن در نظر گرفته میشود.
نکته قابل توجه آن است که مطالعات نگرشی همچنان نشان میدهد بسیاری از ایرانیان داشتن بیش از دو فرزند را مطلوب میدانند. بنابراین میان «تمایل ذهنی به فرزند» و «رفتار واقعی باروری» فاصله قابل توجهی شکل گرفته است.
یکی از شاخصهایی که این شکاف را تشدید میکند، افزایش فاصله میان ازدواج و تولد نخستین فرزند است. برآوردها نشان میدهد این فاصله اکنون از چهار سال عبور کرده است. تأخیر در تولد فرزند اول معمولاً به کاهش تعداد فرزندان در طول زندگی زوجها منجر میشود.
ازدواج در مسیر نزولی
در کنار کاهش باروری، آمارهای ازدواج نیز روندی نزولی را طی میکند. بر اساس دادههای سازمان ثبت احوال، تعداد ازدواجهای سالانه از حدود ۸۰۰ هزار مورد در اوایل دهه ۱۳۹۰ به حدود ۴۷۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است؛ افتی نزدیک به ۴۰ درصد در کمتر از یک دهه.
افزایش سن ازدواج نیز همزمان با این روند رخ داده است. میانگین سن ازدواج برای مردان به حدود ۲۸.۳ سال و برای زنان به حدود ۲۴.۱ سال رسیده است. این تغییر بهطور مستقیم بر طول دوره باروری تأثیر میگذارد.
در هفت ماه نخست سال ۱۴۰۴ نیز تنها حدود ۲۷۲ هزار ازدواج ثبت شده است؛ آماری که نشان میدهد روند نزولی ازدواج همچنان ادامه دارد. همزمان نسبت طلاق به ازدواج نیز به مرز ۴۰ درصد نزدیک شده است؛ نسبتی که از افزایش شکنندگی روابط زناشویی حکایت دارد.
افت فصلی ازدواج؛ نشانهای از تداوم روند
دادههای فصلی نیز همین روند را بازتاب میدهد. در پاییز ۱۴۰۳ حدود ۱۱۸ هزار و ۴۵۰ ازدواج در کشور ثبت شده است. این در حالی است که در پاییز سال قبل از آن، یعنی ۱۴۰۲، تعداد ازدواجها به ۱۳۲ هزار و ۱۴۱ مورد رسیده بود.
مقایسه این دو رقم نشان میدهد ازدواج در فاصله یک سال حدود ۱۳ هزار و ۶۹۱ مورد کاهش یافته است؛ افتی نزدیک به ۱۰ درصد. در برخی ماهها حتی تعداد ازدواجهای ثبتشده به کمتر از ۱۰۰ هزار مورد رسیده است.
اقتصاد و تعویق تشکیل خانواده
در تحلیلهای جمعیتشناسانه، یکی از مهمترین متغیرهای توضیحدهنده این تحولات، شرایط اقتصادی است. تورم مزمن، افزایش شدید هزینههای مسکن، نااطمینانی در بازار کار و کاهش قدرت خرید، تصمیم برای ازدواج و فرزندآوری را برای بسیاری از جوانان دشوار کرده است.
هزینههای بالای زندگی شهری نیز فشار مضاعفی ایجاد کرده است. بسیاری از زوجها حتی پس از ازدواج، تصمیم برای داشتن فرزند دوم یا سوم را به دلیل نگرانیهای مالی به تعویق میاندازند.
حرکت تدریجی به سمت جامعه سالمند
در حال حاضر برآورد میشود حدود ۱۷ میلیون نفر از جمعیت ایران در سن ازدواج مجرد باشند. ادامه روند کاهش ازدواج و باروری میتواند ساختار سنی جمعیت کشور را بهسرعت تغییر دهد.
ایران که تا دو دهه پیش یکی از جوانترین جمعیتهای منطقه را داشت، اکنون در مسیر تبدیل شدن به جامعهای سالمند قرار گرفته است. سالمندی جمعیت پیامدهایی فراتر از حوزه جمعیتی دارد و میتواند بر بازار کار، نظام بازنشستگی، رشد اقتصادی و حتی سیاستهای رفاهی کشور اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، آمارها تنها مجموعهای از ارقام نیستند؛ آنها نشانههایی از تغییرات عمیق در سبک زندگی و ساختار اجتماعی جامعهاند. روند کوچک شدن خانواده، افزایش خانوارهای تکسرپرست و فاصله گرفتن باروری از سطح جانشینی، تصویری از آینده جمعیتی ایران ترسیم میکند که بدون تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی، احتمالاً در سالهای آینده نیز ادامه خواهد یافت.
انتهای پیام/
پایگاه خبری و اطلاع رسانی رکنا