یادداشت/
مصادره اعتراض ملت ممنوع!
1404/10/23 - 17:01 - کد خبر: 154249
نسخه چاپی
نصر: ما ملتی هستیم که پای «آزادگی» و «ایمان» انقلاب کردیم و امروز با همه اینکه در دام تحریم ها، از هرجهت مورد ظلمیم اما باز ایستاده ایم.
با همه اینکه داشتن همزمان آب و برق و گاز در زندگی هامان، شده جفت شیش ای که دستِ شانس را می بوسد، با همه این که آلودگی را نفس می کشیم و سرطان را زندگی می کنیم، با همه اینکه گرانی و تورم را لمس می کنیم و اختلاف طبقاتی ملت و علی الخصوص آقا زاده ها را به چشم می بینیم و با همه اینکه در بازی بی رحمانه رسانه ها، اکثرمان همیشه بازنده ایم و بوی الرحمنِ سلامت روانمان خیلی وقت است که در آمده ولی باز امید و ایمان، این ملت آزاده را پای زندگی و وطن نگه داشته و باز «حسینی وار» به میدان میاییم که مام وطن و سایه ولایت را ارج نهیم و بگوییم ما هستیم...هنوز زنده ایم و هنوز پای آرمان های انقلاب اسلامی ایستاده ایم...
حال که در سرمای خشک زمستانی دیگر، دُم دشمن دوباره جنبید و گوش تیز کرد به بحران و دغدغه های این مملکت، رضا پالونی را پای تریبون نشاند تا درک چالش ها و مشکلات ملت را تظاهر کند و به پشتوانه آمریکا و اسرائیل اظهار شجاعت کند و فراخوان اعتراض دهد و پارازیت «بلدم بلدم» اش، ذهن ملت را که نمی توانند و نمی خواهند باور کنند که گرانی سربه فلک کشیده مایحتاج معاش شان در سایه تحریم های خارجی و بی تدبیری های داخلی است! مغشوش کند، در این میان آمریکا و اسرائیل ملعون هم، دست آموزهایشان را میان معترضین رها کنند که البته معلوم نیست در سایه چه کوتاهی هایی، این چنین با وقاحت، اسلحه و تبر و شاخ و شانه شان را به کمر زده و به خیابان ها ریختند و پنجشنبه شب ۱۸ دی ماه را به قیامتی بدل کردند که در آن، زدند و سوزاندند و خون جگر این ملت را جوشانند و کشتند و کشتند... چنان که از آمار خارج است خیانتشان!
در این میان کودک بی گناهی که کشته شد در آغوش پدرش، قرآنی که سوخت در آتشکده مساجد و امام زاده هایی که حرمتشان را هدف قرار دادند، همگی دل ملت امام حسینی ایران را چنان از غم و خشم مچاله کردند که روز ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ را به هم زادش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ وصل کردند. مردم به خیابان ها آمدند؛ از پیر و جوان و کودک و طفلی که بر دوش پدر سوار بودو پرچم وطن را گرد سر می چرخاند. همه، پرچم وطن را کفن خوانده، خود را سرباز رهبری و وطن می دانستند و معترض به گرانی نه خواهان ویرانی می خواندند خود را.
در این روز و شب ها که موبایل هایمان با تکه آجر فرقی ندارند و اینترنت و پیامک و اینستاگرام و تلگرام و حتی ایتا و بله! با سرقفلی گنده امنیتی خاموش شده اند، با خود می گویم ای کاش حالا که طبق معمول اعتراض مردمم، از پیر و جوان و زن و مرد، نشد بدون سرِخر! به گوش مدیران و مسئولان برسد و با هجوم آشوبگر معاند و دخالت اجنبی معیوب شده و به ویرانی و آتش زدن ماشین و اتوبوس و بانک و مسجد و سطل زبانه ها و کشتار و تکه تکه کردن بسیجیان و مردان میدان این کشور ختم شده و به هرحال تخم مرغ شانه ای ۵۰۰ تومان و شیر کیلویی ۷۰ تومان و روغن کیلویی ۳۰۰ تومان و مرغ و گوشت کیلویی خدا تومان، با خم ابرو و قر کمر و وقاحت چهره، در سفره ملت می نشینند، ای کاش و ای کاش، مسئولین این کشور، آنها که خیر سرشان، افسار مدیریتی این مملکت را به دست گرفته اند، مُهر اعتماد رهبری را به سینه دارند و رای مردمی را که همیشه برای وطنشان و خاموش کردن دهان یاوه گوی دشمنانشان در میدان انتخابات حاضر شده اند، با سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته و نماینده ای برگزیدند و به مجلس فرستادند، نماینده برگزیدند و به شورای شهرهاشان فرستادند، نماینده برگزیدند برای ریاست جمهوری تا او هم نماینده برگزیند برای وزارت خانه ها... ای کاش و ای کاش این همه لشکر مسئولین خرد و کلان این مملکت بدانند و ببینند که این ملت امام حسینی چقدر در برابر بی کفایتی ها صبورند و دندان روی جگر می گذارند و بدانند که این ملت تا یک حدی، قناعت و صبر می کند و منتظر کیاست مدیریت و اصلاح سیاست های غلط و رانت بازی ها و فساد های جاری مبرهنشان می نشیند... این ملت تا یک حدی دل به کالابرگ ها و وام ها و یارانه ها خوش می کند و لاپوشانی های فساد انبوه را ندید می گیرد... تا یک حدی بیت و غزل و دعا و روایت و حرف و شعار های صد من یک غاز را در سخنرانی ها می شنود و با پوزخند و فحش زیر لب و استغفرالله گفتن، از آن حرف ها می گذرد... رهبر انقلاب در فرمایشات ۱۹ دی ماه شان که سردار شهیدمان، «سردار سلیمانی» را الگو خواندند، از ویژگی های سردار سلیمانی ، به ایمان و اخلاص و مرد عمل بودنش اشاره کردند و عمل در تربیت زیر دستانش، ویژگی ای بود که شاید مهره گم شده مدیریتی امروز این مملکت است که زیر دستان به جای اینکه بر خدمت گذاری مخلصانه و عمل گرایانه تشویق و تربیت شوند، تنها حلقه ای خود باخته در تکمیل زنجیره فساد مدیریتی ای می شوند که در برخی ارگان ها، یک سرش ناپیداست و مردم تا یک حدی بر این زنجیر صبر می کنند و تقوا پیشه می کنند...
این کاسه صبری است که حدی دارد و به بازی گرفتن صبر و شعور و روان این ملت مثل بازی با دم شیری است که هر لحظه ممکن است مچ مفسدینی را که تشک خود و خاندانشان را پر می کنند و به ریش مردمانی که در پی عدالت علی وار، همواره پشت انقلابشان ایستاده اند، می خندند را بگیرد...
امروز با اطمینان هرچه بیشتر می بینم حقا که ملت امام حسینیم ما که گرد آمدیم و راهپیمایی کردیم تا بگوییم نه خواهان براندازی که خواهان اصلاحیم. ما با شعار آزادگی، منتظر درایت مدیرانی هستیم که به فرمایش حضرت آقا، برخی شان، توانمندی های این ملت را انکار می کنند.
مردمی که با هر دین و عقیده ای، گرد آمدند و ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ را در تاریخ جمهوری اسلامی ایران ثبت کردند، صدایشان، هشدار به گوش های کر مسئولینی است که ریشخندی همیشگی بر لب دارند، در جایگاه وزارت و مدیریت و نمایندگی ملت، با دغدغه های مردم شوخی می کنند و اقتصاد مردم برایشان بازی است، آب برایشان دستاویز زیاده خواهی است، نان برایشان مجال دست بردن به بیت المال است و هوا و محیط زیست برایشان الویت نیست، آبادانی هاشان مگر با حرام کردن صفر های پول جیب ملت میسر نمی شود و ...
اینکه فضا را چنان بسازند که ملت به ویژه جوانان، در ناامیدی های داخلی، گرفتار تله های انگیزشی «گربه نره اسرائیلی» و چراغ سبز های «روباه مکار آمریکایی» شوند، شایسته ما ملت امام حسینی نیست؛ مایی که برایمان خاک وطن هزار بار گران بها تر از طلا و شادی خانواده هایمان گران مایه تر از هزار دلخوشی در مملکت غریب است و امان که این شادی به دستِ خودی ها به غم بدل شود! غمی که دل معاندان را به آشوب و اغشاش به پا کردن خوش می کند و دشمن شاد می شویم و فکر می کنند خبری است که بیایند و بچاپند و ببرند و وطن را دستاویز اهداف پست ظالمانه خود قرار دهند.
امروز، هرچند روح شهدای گرانقدر ما بر سر این ملت، سایه ایمان گسترده و اعتبار و اعتقادشان در قلب تک تک ایرانیان جوانه زده و ریشه دوانده است ولی ملت به شرایط اقتصادی حاضر معترض اند.
این واقعیت نباید نادیده انگاشته شود و نباید به اغتشاش معاندان و حرف های مُفت سردمداران آمریکایی و اسرائیلی نجس شود، اعتراض مردم به گرانی ها و مشکلات معیشتی، نباید در نظر برخی مدیرانی که راه خود را گم کرده اند و در آخور بیت المال، عنان از کف داده اند، سهل جلوه کند.
اصلاح سیاست های اقتصادی و سیاست های مدیریتی در این مملکت باید هرچه زودتر اتفاق بیفتد. مگر نه اینکه دشمن، انگیزه و امید و عزت و توانمندی این ملت را نشانه گرفته است... پس هرچه زود تر باید شرایطی فراهم شود که ملت و مسئولین با هم برای ارتقای این وطن که در مسیر شکوفایی، درخشندگی اش می تواند ، لقمه امیدی برای همه مسلمانان و مظلومین جهان باشد، گام های عملی و مفید و مخلصانه بردارند. برای نجات وطن... فقط برای وطن
انتهای پیام/
فائزه بنی نصرت